روایت مردی که ۱۰ ساعت عاشقان رهبر شهید را از زیر قرآن رد کرد

کلمات را آرام و بریده‌بریده ادا می‌کرد. میان هر جمله، بغضی راه گلویش را می‌بست؛ چند ثانیه بعد که نفس تازه کرد، گفت که «ما اهل مشهد هستیم. امروز از ساعت شش صبح آمدیم اینجا. از ساعت ۹ هم قرآن را دست گرفتیم. کار خاصی نکردیم، اصلاً قابل گفتن نیست».
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ رهبر شهید سال‌ها پیش در یکی از دیدارهای قرآنی، توصیه‌ای داشت که بارها از زبانش شنیده شده بود؛ توصیه‌ای ساده اما ماندگار: «استماع و تلاوت قرآن یک امر تفننی نیست... حتی اگر روزی نیم صفحه یا یک صفحه باشد، نباید روزی بگذرد که قرآن را باز نکنید و تلاوت نکنید.»شاید همان چند جمله، سال‌ها بعد، در یکی از شلوغ‌ترین خیابان‌های مشهد، به شکلی متفاوت جان گرفته بود.چهارراه دانش مملو از جمعیتی بود که ساعت‌ها انتظار می‌کشیدند تا پیکر مطهر رهبر شهید از مقابلشان عبور کند. گرمای تیرماه بی‌امان بر سر مردم می‌تابید اما کسی به آفتاب، تشنگی یا خستگی فکر نمی‌کرد. هر کس به شیوه‌ای دلتنگی‌اش را روایت می‌کرد؛ یکی زیر لب صلوات می‌فرستاد، دیگری اشک می‌ریخت و عده‌ای هم تنها چشم به مسیری دوخته بودند که قرار بود آخرین بدرقه مردمی از آن عبور کند.
در میان این جمعیت، مردی با یک قرآن در دست، توجه رهگذران را جلب می‌کرد.نه تابلویی کنار خود گذاشته بود و نه از کسی چیزی می‌خواست. قرآن را بالای سر گرفته بود و مردم را از زیر آن عبور می‌داد. کودکان، جوانان، زنان و مردان، یکی‌یکی از زیر قرآن رد می‌شدند و دوباره به صف جمعیت بازمی‌گشتند.از دور، شاید این کار فقط یک حرکت نمادین به نظر می‌رسید اما وقتی به او نزدیک شدم، معلوم شد پشت این چند دقیقه ایستادن زیر آفتاب، روایتی طولانی‌تر وجود دارد.صورتش از شدت گرما تیره شده بود. اشک‌هایش اما اجازه نمی‌داد خستگی روی چهره‌اش بنشیند. هنوز سؤال اول را کامل نپرسیده بودم که سرش را پایین انداخت و با لحنی آمیخته به شرمندگی گفت: «خانم، شما را به خدا قسم این سؤال‌ها را نپرسید. من کاری نکرده‌ام که بخواهم درباره‌اش حرف بزنم.»اصرار برای گفت‌وگو هم تغییری در حال و هوایش ایجاد نمی‌کرد. هر بار که صحبت از کار خودش می‌شد، سعی می‌کرد بحث را عوض کند. انگار اصل ماجرا، نه خودش، که صاحب آن قرآن بود.بعد از چند دقیقه، سکوتش شکست و گفت: «رهبر شهید همه زندگی‌اش بر محور قرآن بود. هر کسی ایشان را می‌شناخت، می‌دانست چقدر به قرآن اهتمام داشت. ما هم گفتیم اگر قرار است برایش کاری کنیم، کاری باشد که به قرآن مربوط باشد.»
کلمات را آرام و بریده‌بریده ادا می‌کرد. میان هر جمله، بغضی راه گلویش را می‌بست؛ چند ثانیه بعد که نفس تازه کرد، گفت که «ما اهل مشهد هستیم. امروز از ساعت شش صبح آمدیم اینجا. از ساعت نه هم قرآن را دست گرفتیم. کار خاصی نکردیم، اصلاً قابل گفتن نیست.»باز هم همان جمله را تکرار کرد؛ جمله‌ای که چند بار در طول گفت‌وگو بر زبان آورد: «کاری نکرده‌ایم.»مردم هم بی‌تفاوت از کنار این صحنه عبور نمی‌کردند. بعضی‌ها با تعجب می‌پرسیدند ماجرا چیست. وقتی پاسخ را می‌شنیدند، آرام از زیر قرآن رد می‌شدند، دستی به جلد آن می‌کشیدند و بی‌صدا اشک می‌ریختند.در آن ازدحام، کمتر کسی به دنبال سخنرانی یا شعار بود. گاهی یک حرکت ساده، بیشتر از هر جمله‌ای معنا پیدا می‌کرد.ناگهان همهمه‌ای میان جمعیت پیچید. خبر دهان‌به‌دهان منتقل می‌شد؛ «پیکر مطهر وارد خیابان امام رضا(ع) شد.»فاصله تا چهارراه دانش هنوز حدود چهار و نیم کیلومتر بود اما همین خبر، حال و هوای جمعیت را تغییر داد. انتظار، رنگ دیگری گرفت. مردم به هم خبر می‌دادند، جلوتر را نگاه می‌کردند و اشک‌ها بی‌اختیار جاری می‌شد.مرد قرآن‌به‌دست هم سرش را بلند کرد.این بار دیگر نتوانست بغضش را پنهان کند.با صدایی لرزان گفت: «رویمان سیاه است آقاجان... داری می‌آیی، ولی ما رویمان خیلی سیاه است...»سرش را روی قرآن گذاشت. چند لحظه همان‌طور ماند؛ بی‌آنکه حرفی بزند. بعد آرام قرآن را بالا آورد و گفت: «وقتی آقا از اینجا رد شود، به ایشان می‌گویم در پناه خدا و قرآن باشد.»
۱۱ MB
شاید این جمله از نظر منطقی نیازی به گفتن نداشت؛ اما در منطق دلدادگی، بعضی حرف‌ها برای آرام شدن دل گفته می‌شود، نه برای پاسخ گرفتن.وقتی از او پرسیدم ایده این کار از کجا آمد، گفت: «با یکی از دوستانمان صحبت می‌کردیم. گفتیم عاشقان رهبر شهید را از زیر قرآن رد کنیم؛ چون برای ایشان قرآن جایگاه ویژه‌ای داشت. همین شد که قرآن را آوردیم.»نه تشکلی پشت این کار بود، نه برنامه‌ای از پیش طراحی شده و نه حتی اطلاع‌رسانی خاصی. فقط یک قرآن، دو نفر و جمعیتی که هر کدام می‌خواستند سهمی از وداع داشته باشند.در روزی که هر کس به شیوه‌ای ارادت خود را نشان می‌داد، این مرد تصمیم گرفته بود مردم را از زیر همان کتابی عبور دهد که رهبر شهید سال‌ها آنان را به انس روزانه با آن دعوت کرده بود.پایان پیام/#بدرقه_رهبر_شهید #ایران #رهبر_شهید
22:05 - 18 تیر 1405

0 بازدید