دست باز ایران برای اخذ عوارض محیط زیستی در تنگه هرمز
رئیس مرکز امور بینالملل سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به خسارتهای ناشی از حضور و عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه، دریافت عوارض محیطزیستی را راهکاری برای جبران این آسیبها دانست و تأکید کرد که این اقدام در حقوق بینالملل دریاها سابقه و مبنای حقوقی دارد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: شینا انصاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، اخیرا اعلام کرده بود که این سازمان درباره موضوعات محیطزیستی مرتبط با نظام جدید حاکم بر تنگه هرمز، پیشنهادهایی را به وزارت امور خارجه ارائه کرده است.برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع، با آرمان خورسند، رئیس مرکز امور بینالملل و کنوانسیونهای سازمان حفاظت محیطزیست، گفتوگو کردهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
فارس: آیا دریافت عوارض محیطزیستی از کشتیهای عبوری در تنگه هرمز از نظر حقوق بینالملل امکانپذیر است؟به نظرم لازم است که این بخش برای جامعه دقیقتر توضیح داده شود. در حقوق بینالملل دریاها، دو نظام عبور وجود دارد؛ «عبور ترانزیتی» و «عبور بیضرر». عبور ترانزیتی مربوط به تنگههایی است که به طور کامل در آبهای بینالمللی واقع شدهاند. البته در آبهای بینالمللی نیز طبیعتاً دو کشور، یا حتی در برخی موارد یک کشور، در دو سوی تنگه قرار دارند، اما وقتی تنگه به طور کامل در آبهای بینالمللی واقع باشد، نظام عبور ترانزیتی بر آن حاکم است. در چنین شرایطی کشتیها میتوانند بدون هیچ مانعی از تنگه عبور کنند و هیچکس نیز نمیتواند متعرض عبور و مرور آنها شود.نظام دوم، نظام عبور بیضرر است. عبور بیضرر در جایی مطرح میشود که تنگه در آبهای داخلی یا آبهای سرزمینی یک یا دو کشور واقع شده باشد. در اینگونه موارد، کشتیها باید طبق نظام عبور بیضرر از تنگه عبور کنند.عبور بیضرر یعنی چه؟ یعنی رفتوآمد به گونهای انجام شود که این رفتوآمد مخل امنیت و محیط زیست کشور یا کشورهای مجاور تنگه نباشد. این موارد صراحتاً در کنوانسیونهای بینالمللی حقوق دریاها مطرح شده است. چهار کنوانسیون در این حوزه وجود دارد که دو مورد از آنها بیش از سایر اسناد به موضوع تنگهها میپردازند و بهویژه درباره تنگههایی که مشمول نظام عبور بیضرر هستند، مقررات مشخصی را بیان میکنند.
عبور بیضرر به این معناست که اگر کشتی در حال عبور، اقداماتی انجام دهد که با مفهوم بیضرر بودن مغایرت داشته باشد، کشور مجاور تنگه میتواند از آن عبور و مرور جلوگیری کند. از جمله مواردی که موجب نقض عبور بیضرر میشود، ایجاد آلودگی محیط زیستی، ماهیگیری غیرقانونی، قاچاق، تهدید امنیتی و حتی تبلیغ علیه کشور مجاور تنگه است. همه این موارد در واقع منافی عبور بیضرر محسوب میشوند.در مورد تنگههایی که مشمول نظام عبور بیضرر هستند، کشورهای مجاور تنگه میتوانند برای راهنمایی کشتیها، هدایت آنها در مسیر عبور، تعیین مسیرهای مشخص دریانوردی، ارسال سیگنالهای ناوبری و ارائه سایر خدمات مرتبط، هزینه دریافت کنند و از کشتیهایی که در حال عبور هستند مطالبه وجه داشته باشند.یکی از ستونهای اصلی نظام عبور بیضرر، موضوع امنیت و محیط زیست است. وقتی گفته میشود عبور باید بیضرر باشد، یعنی نباید به امنیت و محیط زیست منطقه آسیب وارد کند.
فارس: از منظر محیطزیستی، حضور گسترده کشتیها و ناوگان نظامی خارجی چه آسیبهایی به خلیج فارس وارد کرده است؟
سازمان بینالمللی دریانوردی، خلیج فارس را منطقهای بسیار حساس و آسیبپذیر از نظر محیط زیستی اعلام کرده است. خلیج فارس یک دریای نیمهبسته است؛ یعنی تنها از طریق تنگه هرمز به آبهای بینالمللی متصل میشود و در ادامه به دریای عمان و شمال اقیانوس هند راه دارد. به همین دلیل، خلیج فارس به سبب نیمهبسته بودن خود، به طور طبیعی در معرض آسیبهای بیشتری قرار دارد.نکته دیگر این است که از سال ۱۹۸۶، یعنی از زمانی که در جریان جنگ تحمیلی هشتساله، رژیم بعث جنگ نفتکشها را آغاز کرد و پس از آن نیز کشتیهای کشورهای فرامنطقهای، بهویژه ایالات متحده، وارد منطقه شدند، آسیبهای گستردهای به محیط زیست منطقه وارد شد.پس از آن نیز، بهویژه در جریان جنگ اول و دوم خلیج فارس، خسارتهای بسیار سنگینی به چرخه محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان وارد شد؛ بهخصوص در خلیج فارس که نشتهای نفتی گستردهای در آن رخ داد و آثار مخرب فراوانی بر جای گذاشت.علاوه بر این، اصل حضور کشتیهای نظامی که قاعدتاً و معمولاً چندان پایبند به معیارهای محیط زیستی نیستند، خود یکی از عوامل تشدیدکننده این آسیبها محسوب میشود.نشتهای نفتی گستردهای که در منطقه اتفاق افتاده و همچنین حضور کشتیهای نظامی که قاعدتاً و معمولاً چندان پایبند به معیارهای محیطزیستی نیستند، از جمله مسائل مهم در این حوزه به شمار میروند. نمونههای متعددی از رفتار ناوگان ایالات متحده در نقاط مختلف جهان وجود دارد که نشان میدهد حضور این ناوگان در بسیاری از مناطق با آسیبهای محیطزیستی همراه بوده است.
یکی از جنبههای مهم و یکی از مبانی استدلالی در موضوع تجاوز اخیر و جنگی که در منطقه رخ داد، آسیبهای گستردهای است که ایالات متحده و رژیم متجاوز به محیط زیست منطقه وارد کردهاند. نفس حضور آنها و عملیات نظامی که انجام دادهاند، فارغ از اینکه مخل و منافی عبور بیضرر محسوب میشود، آثار مخربی نیز بر محیط زیست منطقه بر جای گذاشته است.بر این اساس، هر کشتی متعلق به هر کشوری که به نوعی در ارتباط، همکاری یا مساعدت با کشورهای متجاوز باشد، میتواند ناقض اصل عبور بیضرر تلقی شود. البته این موضوع بحث مستقلی در حوزه اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است که از منظر حقوقی نیز قابل طرح و بررسی است.از جنبه محیط زیستی، این دیدگاه وجود دارد که با توجه به آسیبهای وسیع، گسترده و در برخی موارد پایدار که به پهنه آبی خلیج فارس وارد شده است، کشتیهایی که از این منطقه عبور میکنند باید عوارض محیطزیستی پرداخت کنند تا این عوارض صرف جبران خسارتهایی شود که به این پهنه آبی وارد شده است.
این خسارتها تنها محدود به آبهای منطقه نیست، بلکه چرخههای زیستمحیطی جزایر را نیز تحت تأثیر قرار داده است. تصاویر این خسارتها بارها منتشر شده و بسیاری از مردم آنها را مشاهده کردهاند؛ جزایری که زیستگاههای منحصربهفرد لاکپشتها بودهاند و مناطقی که از حساسیت بسیار بالایی نسبت به گونههای جانوری و گیاهی برخوردار بودهاند و در نتیجه این تحولات آسیبهای جدی دیدهاند.به هر حال، هر آسیبی که وارد شده باید از منبعی جبران شود و موضوع اصلی این استدلال نیز همین مسئله است. عوارض محیطزیستی باید برای جبران خسارتهایی هزینه شود که به محیط زیست منطقه وارد شده است. این موضوع در قالب سازوکارهای مختلف پیشنهاد شده و پیگیری نیز میشود. حتی در طرح اولیه مجلس شورای اسلامی نیز نگاه محیطزیستی مستقلی در این زمینه وجود داشته است.
فارس: پاسخ شما به منتقدانی که اخذ عوارض از کشتیهای عبوری را اقدامی غیرقانونی میدانند چیست؟
بنابراین، موضوع هزینههای محیطزیستی و منابع لازم برای جبران خسارتهای واردشده، یکی از پایههای اصلی این بحث محسوب میشود. اکنون نیز تلاشهایی در جریان است تا سازوکار اختصاصی و پیشبینی مشخصی برای جبران این خسارتها در نظر گرفته شود؛ به گونهای که کشتیهایی که تحت حاکمیت و نظارت جمهوری اسلامی ایران از تنگه هرمز عبور میکنند، عوارض محیطزیستی مربوطه را پرداخت کنند.این امر، موضوعی کاملاً معمول، معقول و دارای سابقه در حقوق بینالملل دریاهاست. همچنین از منظر عرفی نیز هر انسانی میتواند این برداشت طبیعی را داشته باشد که آسیبهای واردشده به محیط زیست باید به نحوی جبران شوند و یکی از منطقیترین و معقولترین راههای جبران، تأمین منابع مالی لازم از محل عوارض مرتبط با این حوزه است.یکی دیگر از موضوعاتی که در حال پیگیری است، بحث آلایندگی کشتیهاست؛ چه از منظر سوخت مصرفی آنها و چه از منظر آثار ناشی از حضورشان در منطقه. هنگامی که یک کشتی بزرگ وارد یک پهنه آبی نیمهبسته میشود، نفس حضور آن میتواند آثار محیطزیستی خاص خود را داشته باشد؛ از جمله زبالههایی که به طور طبیعی در کشتی تولید میشود و همچنین سایر آلایندههایی که ممکن است در نتیجه این عبور و مرور، مخاطراتی برای محیط زیست منطقه ایجاد کنند.این مسائل حتی در شرایط عادی نیز قابل مطالعه و بررسی هستند، اما در شرایطی که عملیات نظامی تجاوزکارانه ایالات متحده و رژیم متجاوز نیز به آن افزوده شده است، موضوع اهمیت و اولویت بسیار بیشتری پیدا میکند. در نتیجه این اقدامات، آسیبهای بسیار گستردهای به محیط زیست منطقه وارد شده که برای جبران آنها باید منابع قویتر و گستردهتری پیشبینی شود.
از این منظر، معقولترین و منطقیترین راهکار، تأمین این منابع از محل عوارض ویژه محیطزیستی عبور و مرور کشتیها در منطقه است؛ موضوعی که میتواند با تدبیر و هماهنگی مشترک دو کشور مجاور تنگه نیز مورد توجه و اجرا قرار گیرد.این اظهارات نشان میدهد ادعایی که برخی شبکههای معاند مطرح میکنند مبنی بر اینکه ایران قصد دارد بهصورت غیرقانونی عوارض دریافت کند، مبنای حقوقی ندارد. در واقع، با توجه به سازوکارهای پیشبینیشده در حقوق بینالملل دریاها، دریافت چنین عوارضی میتواند در چارچوبی قانونی و متعارف انجام شود و اینگونه برداشتها عمدتاً ناشی از ناآگاهی یا تفسیر نادرست از نظام حقوقی حاکم بر دریاها و قواعد بینالمللی مرتبط با آن است.
فارس: در صورت نقض اصل عبور بیضرر، دست ایران از نظر حقوق بینالملل تا چه اندازه باز است؟همین الان که درباره این موضوع صحبت میکنیم، علیرغم اینکه ما فرایند عضویت را تکمیل نکردهایم و تصویب نهایی صورت نگرفته است، از جمله کشورهایی بودهایم که در مذاکرات مربوط به این کنوانسیونها مشارکت داشتهاند. این نظام حقوقی از زمانی رسمیت پیدا کرد که شصتمین کشور سند عضویت خود را تودیع کرد و از آن زمان به بعد به عنوان مجموعه مقررات حاکم بر حقوق دریاهای معاصر شناخته میشود.با وجود اینکه ما این کنوانسیونها و نهادهای ناظر بر آنها را، که در نهایت به سازمان ملل متحد منتهی میشوند، در حفظ و حراست از منافع جهانی، امنیت منطقهای، امنیت کشور خودمان و محیط زیست منطقه ناکافی و ناتوان میدانیم، اما به هر حال حتی در همین سازوکارهای ناکارآمد و در چارچوب همین قوانین نیز پیشبینی شده است که وقتی تنگهای مشمول نظام عبور بیضرر باشد و این عبور بیضرر نقض شود، کشور مجاور تنگه برای حفاظت از امنیت خود میتواند مقرراتی را وضع کند.
از جمله این مقررات، دریافت هزینه برای اقداماتی است که آن کشور ناچار به انجام آنها شده است. اساساً موضوع این نیست که صرفاً به دلیل عبور یک کشتی از تنگه، عوارضی دریافت شود. بحث این است که هزینههایی که مطالبه میشود، ناشی از خسارتها و آسیبهایی است که در نتیجه نقض عبور بیضرر به کشور مجاور تنگه وارد شده است.این هزینهها برای جبران آثار ناشی از نقض عبور بیضرر و همچنین تأمین هزینه اقداماتی است که باید برای رفع و جبران این آثار انجام شود. موضوع از این قرار است که کشوری خارج از این منطقه، عملیات نظامی را در منطقه انجام داده و تعدادی از کشورها نیز تسهیلکننده این عملیات نظامی بودهاند. این عملیات نظامی، در کنار تمام پیامدهای سنگینی که داشته، از جمله کشتار بیگناهان و غیرنظامیان و وقوع جنایات جنگی، یک نتیجه دیگر نیز به همراه داشته و آن، نقض کامل نظام عبور بیضرر حاکم بر تنگه هرمز بوده است.در نتیجه این نقض، آسیبهای پایدار، طولانیمدت و بعضاً جبرانناپذیری به محیط زیست منطقه وارد شده است. طبیعی است که کشورهای مجاور تنگه، از جمله ما، بیش از دیگران آثار این خسارتها را متحمل میشوند. این خسارتها نه فقط متوجه ما، بلکه متوجه سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز هست.برای اینکه حیات طبیعی در این منطقه ادامه پیدا کند و بتوان تا حد امکان آثار این تجاوز و پیامدهای زیستمحیطی آن را کاهش داد، یک اصل پذیرفتهشده و متعارف در حقوق بینالملل وجود دارد و آن این است که ناقضان عبور بیضرر و ناقضان مقررات بینالمللی باید هزینه جبران خسارتهای ناشی از اقدامات خود را بپردازند.
فارس: در نهایت، آیا میتوان گفت دریافت عوارض محیطزیستی از کشتیهای عبوری تنگه هرمز با حقوق بینالملل سازگار است؟
بنابراین، این یک اصل معقول، پذیرفتهشده و متعارف در نظام حقوق بینالملل است؛ آن هم در چارچوب همین سازوکارها و قوانین بینالمللی که با وجود همه کاستیها و ناکارآمدیهایشان، همچنان مبنای تنظیم روابط میان کشورها محسوب میشوند.در شرایطی که جهان متمدن با چالشهای جدی مواجه شده و این قواعد بارها مورد تعرض قرار گرفتهاند، اجرای همین حداقل قواعد و مقررات نیز اهمیت مضاعف پیدا میکند و تلاش برای تنفیذ و اجرای آنها امری طبیعی و قابل دفاع است.دزد دریایی کسی است که با نهایت وقاحت، آشکارا اعلام میکند که به قواعد و قوانین بینالمللی پایبند نیست و اقدامات خود را نیز پنهان نمیکند؛ نه کشوری که در چارچوب قواعد و مقررات حقوقی شناختهشده، به دنبال مطالبه خسارتهای ناشی از نقض مقررات بینالمللی و جبران آسیبهای واردشده به امنیت و محیط زیست منطقه باشد.پایان پیام/#محیطزیست #تنگه_هرمز #ایران 18:14 - 10 خرداد 1405