«بازدید سرراهی» سرمست و دریاچهای که خدا «احیاء» کرد!
پهنه فیروزهای «چیچست» یا دریاچه ارومیه، این نگین درخشان آذربایجان و شمالغرب ایران، این روزها، به برکت بارندگیهای مداوم و معجزه طبیعت و شرایط مناسب جوی، از وضعیت «احتضار» به نقطه «احیاء» موقت و امیدبخش خود رسیده است.
احیاء دوباره اکوسیستم نمک سود شده دریاچه ارومیه با آن باتلاقها و شورهزارهای گستردهاش به دست طبیعت را، بدون تردید باید مرهون بارندگیهای اواخر سال قبل و ماههای اخیر دانست، معجزهای که به سرریز شدن سدها، پرآبی رودخانههای حوضه آبریز و افزایش سطح دریاچه منجر و به خبر خوب و امیدبخش در شرایط جنگی کشور تبدیل شد.بازگشت ابرها به آسمان ایران، جدای از اینکه خبر و اتفاقی خوب برای دریاچه ارومیه، در اوج نگرانیهای آبی کشور در سال جاری محسوب می شود؛ البته دستاویزی خوب برای "میدانداری" مدیرانی بود که در چنته ماموریت ها و تکالیف ملی و استانی خود در قبال دریاچه ارومیه، چیزی برای ارائه و دفاع نداشتند؛ اما در رفتار و اقدامی هیجانی، تلاش کردند، بالا آمدن طبیعی آب در این پهنه فیروزهای را به کارنامه خالی خود الصاق کنند و بار دیگر از در وعده دادنهای شعاری درآیند!دریاچه ارومیه که زمانی نه چندان دور، هیچ موجودی در آن غرق نمیشد، مدتها در عمق بیکفایتیهای مدیریتی و ناکارآمدیهای علمی و عملی مدعیان "همه چیز دانی" غرق شده بود و بیآنکه ناجی دلسوزی دستش را بگیرد، آخرین نفسهای احتضار را می کشید؛ اما آشتی طبیعت و آسمان، حیات و طراوت دوباره را به رگهای این دریاچه بازگردانید.
به معنای دیگر، ۱۳ سال پس از تشکیل ستاد یا شورای عالی احیای دریاچه ارومیه و صرف هزینههای چند هزار میلیارد تومانی از جیب مردم برای ایدهها و طرحهای "صد من یه غاز" و بیحاصل این ستاد و کارشناسان و مدیران خوابزده آن و حتی شنیدن تعریض تلخ استاندار آذربایجانشرقی در سال گذشته با این مضمون که "ستاد احیاء، نیازمند احیاست"، تماشای عبور تاریخی و امیدبخش دریاچه ارومیه از بنبست احتضار به سمت بازیابی و "احیاء الهی"، مصداق مزمزه کردن میوه گس "خوف و رجاء" در سرزمینی است که ظهور و غیبت مدیران ارشد آن در میدان خودنمایی، نه تحت تاثیر پاسخگویی و مسؤولیتپذیری که تابع صرفه و صلاح سیاسی، تبلیغاتی آنهاست!بازدید چند روز قبل بهرام سرمست، معاون هماهنگی امورعمرانی استانداری آذربایجانشرقی و جمعی از مدیران و مسؤولان ارشد استانی و محلی از "سواحل تازه به آب رسیده" دریاچه ارومیه و نمایش تازه "میدانداری" او، دقیقا نمود عینی همین ظهور بروزهای نمایشی بود؛ بازدیدی که در خلال آن، مزین به وعده ها و شعارهای تکراری نیز شد و برای چند دهمین بار در همه این سال ها، وعده "تلاش برای احیاء دریاچه ارومیه و اجرای مصوبات و سیاست های دولت و ستاد احیاء دریاچه ارومیه" به گوش رسید.این بازدید "سرراهی" جناب سرمست و اعوان و انصار ایشان از دریاچه ارومیه درحالی صورت گرفت که ایشان، معاون و مدیران محترمشان، فعلا نه گزارشی از اقدامات و عملکردهای مربوط به ماموریتهای ذاتی و مستقیم خود در قبال دریاچه ارومیه ارائه دادهاند، نه مشخص کردهاند که چند درصد برنامههای دولت در پروژه احیاء دریاچه عملیاتی شده و چه تعداد از "باید"های مدیریتی و نظارتی در حوزه های کشاورزی، مدیریت منابع آبی و تعطیلی چاههای غیرمجاز اجرایی شدهاند!
البته انتظار میرفت، جناب سرمست یا دست کم، روابط عمومی استانداری پس از همین بازدید سرراهی، علاوه بر تفسیر و تشریح ابعاد و جزئیات بیشتر از تصمیمات و احتمالا، دستورات استاندار آذربایجانشرقی در خصوص پیگیری و اجرای برنامهها و سیاست های موضوعه دریاچه ارومیه در راستای پایدارسازی وضعیت امیدبخش این روزهای سطح آب همچنین، اولویتبخشی به اجرای چنین برنامههایی، دستگاههای استانی مرتبط و دخیل در ستاد احیاء دریاچه ارومیه را نیز برای پیگیری و اجرای طرحهای مورد نظر و موردنیاز بسیج میکرد تا حداقل، پس از گذشت یک سال، گامی بلند و عملی در راستای "احیاء ستاد احیاء دریاچه ارومیه" برداشته باشد!همچنین انتظار میرفت، جناب استاندار در این چند روز که از بازدید سرراهی شان از دریاچه ارومیه گذشته است، جلسهای همانند بسیاری از جلسات مدیریتی، با حضور مدیران سازمانهای مرتبط برگزار می کرد و همچون خود، مدیرکل سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر مدیران استانی، صرفا به چنین بازدیدهایی بسنده نمیکرد.
همچنان نیز انتظار می رود جناب استاندار، صراحتا و به صورت شفاف و مستند، ریز اقدامات، پیگیریها، دستورات و تصمیمات اختصاصی و تخصصی خود و مدیران استانی در خصوص احیاء دریاچه ارومیه و عمل به تکالیف ملی، استانی در این بخش را در اختیار رسانهها و افکار عمومی قرار دهند تا مشخص شود، زنده شدن دوباره دریاچه ارومیه، (البته موقتا)، تا چه میزان مرهون مدیریت صحیح و درست استانی تیم ایشان است و چه میزان تحت تاثیر معجزه الهی و تابع بارش های طبیعی است؟تردیدی نیست، آنچه دریاچه ارومیه را در چنین وضعیتی گرفتار کرده، حاصل سیاست های نادرست مدیریتی در طول بیش از سه دهه اخیر و توسعه بی رویه کشاورزی در زمین های اطراف دریاچه، افزایش حفر چاه، سدسازی غیراصولی و افزایش برداشت از حوضه آبخیز است که هر یک سهمی در بروز و یا تشدید چالش بهوجودآمده دارند؛ سیاست هایی که به نظر می رسد، تغییری در فرایندها و روندهای آن، فعلا رخ نداده است.#دریاچه_ارومیه #استاندار_آذربایجانشرقی #احیا#بازدید 18:25 - 31 خرداد 1405