نگاهی به چادر ما انداخت و به راه خود ادامه داد

شهید زین‌العابدین معینیان در وصیت‌نامه خود به بخشی از امدادهای غیبی در دوران دفاع مقدس اشاره می‌کند و می‌نویسد: فردی با عبایی بلند نگاهی به چادر ما انداخت و به راه خود ادامه داد.
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری فارس استان سمنان، شهید زین‌العابدین معینیان فرزند عباسعلی متولد سال 1341 در شهرستان گرمسار بود که در 20 اسفندماه سال 1361 در فکه به شهادت رسید. وی در فرازهایی از وصیت‌نامه خود آورده است: با سلام و درود به پیشگاه تابنده و روح‌بخش امام عصر، حضرت مهدی (عج) و سلام و درود به نایب بر حقش، خمینی بت‌شکن. این شهید یادآور شده است: پدر جان، زندگی چیست و به کجا ختم می‌شود و لذات و خوشی‌ها و بدبختی‌ها و نابسامانی‌ها آخرش به کجا می‌رسد؟ آیا لذات کاذب جاویدانی است یا از بین می‌رود؟ همچنین می‌خوانیم: پدرم، شبی می‌خواستیم دعای توسل بخوانیم که یک ساعت قبل از شروع دعا توسل، فرمانده گروهان ما به چادر ما آمد و از معجزات و امدادهای غیبی صحبت می‌کرد که با صحبت وی بی‌اختیار اشک در چشمانم جاری شد. در ادامه آمده است: پیش خودم گفتم آیا می‌شود امام زمان (عج) به چادر ما نیز بیاید. در همین هنگام برای گرفتن وضو از چادر بیرون رفتم و با خودم زمزمه می‌کردم. هوا تاریک بود. یک دفعه سرم را بلند کردم، مشاهده کردم که فردی با عبایی بلند جلویم ایستاده است. این شهید می‌افزاید: ترسیدم و حتی زبانم بند آمد و نتوانستم چیزی بگویم. هر چه نگاهش کردم چیزی نگفت. نگاهی به چادر ما انداخت و به راه خود ادامه داد. در این وصیت‌نامه تصریح شده است: من دلهره و وحشتم بیشتر شد. دویدم از بچه‌ها چراغ قوه گرفتم ببینم چه کسی است که به طرف گردان الهادی می‌رود.
این شهید می‌نویسد: وقتی برای برادرها تعریف کردم تمام برادرها گریه افتادند که چرا دامنش را نگرفتم ناگهان بغض گلویم را گرفت. آن شب چه شبی بود که از چهره برادران نور می‌بارید. انتهای پیام/2568/م 30/.
شهید سمنان
02:26 - 21 خرداد 1396

1 بازنشر
43 بازدید




1 پاسخ