استادی که پشت دروازه «یأس» ننشست
پیامِ زندگی جلالالدین همایی کلیدی برای گشودن قفلِ «نمیشود» هاست چراکه به نسل جوان آموخت، پشت دروازه یأس ننشینند و با عشق به علم، راه سعادت خود و میهن را بگشایند.
خبرگزاری فارس اصفهان: اگر از او میپرسیدند رمز پیشرفت چیست، با آرامش ولی محکم میگفت: «ملتی رو به ترقی است که نسل آینده آن از گذشته بهتر است. پشت دروازه «نمیشود» و پشت دروازه «یأس» ننشینید. بالاخره باید جوان و پیر قدر خودشان را بدانند. کاری بکنید که این عمر شما جز در راه سعادت و مصلحت خودتان و ملت و کشورتان نباشد. فقط یک کلمه از من بشنوید، باید به علم عشق داشته باشید.» این جملهها، چکیدهای از روحیه جلالالدین همایی، ادیب، محقق و استاد بیبدیل ادبیات فارسی است که سیزدهم دیماه، زادروز او بود.
از پاقلعه اصفهان تا اوج ادب ایرانجلالالدین همایی در سحرگاه رمضان ۱۳۱۷ قمری (۱۳ دی ۱۲۷۸ خورشیدی) در محله پاقلعه اصفهان به دنیا آمد. پدرش، ابوالقاسم محمد نصیر طرب، از ادیبان و خوشنویسان روزگار خود بود. همایی از چهارسالگی درس را نزد پدر و مادر آغاز کرد و گاهی مادر، گلستان سعدی و غزلیات حافظ را با او تکرار میکرد.تحصیلات قدیم را به پایان برد و در مدارس اصفهان به تدریس پرداخت. او اگرچه به درجه اجتهاد رسیده بود و از مراجع بزرگی اجازه روایت داشت، اما بیش از هر چیز، عشق به ادبیات و تحقیق، مسیر زندگیاش را تعیین کرد.خاندان اهل ادب و شاعری، استعداد و انگیزه قوی مطالعه از زمان کودکی، درک استادان بزرگ، تنگدستی در دوران تحصیل در ایجاد ویژگیهای متمایز و تعیینکننده شخصیت جلالالدین همایی تأثیر بسزایی داشته است.
معلمی پدرانه و دانشمندی بیریاشاگردانش از او به عنوان معلمی پدرانه و بیریا یاد میکنند که میان استاد و شاگرد فرقی نمیگذاشت. چندین بار پیشنهاد ریاست دانشگاههای شیراز و تبریز به او شد، اما با اشعاری طنزآمیز رد کرد تا بیشترین وقت خود را به تحقیق و تدریس اختصاص دهد.محمود فروزبخش، پژوهشگر تاریخ، درباره همایی میگوید: او در تصحیح متون ید طولایی داشت. معروفترین اثرش، تصحیح «التفهیم» ابوریحان بیرونی است که با حواشی و اضافاتش، اثری بینظیر خلق کرده است.وی افزود: همایی در ۲۴ سالگی، با کنجکاوی علمیاش، آرامگاه گمنام صائب تبریزی، بزرگترین شاعر سبک اصفهانی، را در محله لنبان اصفهان کشف کرد. این کشف، سالها بعد به ساخت مقبرهای برای صائب انجامید.فروزبخش معتقد است همایی، اگرچه چهرهای سیاسی نبود، اما در دوران شتابزدگی به سمت مدرنیته تقلیدی، با احیای میراث ۱۴۰۰ ساله اسلامیایرانی، مدافع هویت ملی بود. او را از نخستین نمونههای پیوند میان حوزه و دانشگاه میدانند.وی درباره ویژگیهای شخصیتی جلالالدین همایی میگوید: او بارها از عناوینی مثل ریاست دانشکده ادبیات و امثالهم دوری کرد، اهل مدیریت نبود و تمام وقتش را، بهخصوص شبها، روی تحقیق گذاشته بود و بعد از نماز صبح کمی میخوابید.
ادیبی که با عشق به علم، تاریخ اصفهان را زنده کردشاید بزرگترین اثر استاد همایی، تألیف «تاریخ اصفهان» باشد، پروژهای که حدود پنجاه سال از عمرش را گرفت. استاد خود در این باره میگوید: در تابستانهای گرم شخصاً در بقاع، ابنیه، آثار و کوچهپسکوچههای مختلف اصفهان پرسه میزدم و گردهای این سنگها و کتیبهها را با آستین پاک میکردم تا به هر زحمتی آنها را بخوانم و برای تدوین این اثر عظیم یادداشتبرداری کنم و تاریخ این شهر را به جهان نشان دهم.وی در جلد سوم این کتاب با حسرت نوشت: من تمام سرمایه وجود خود را در سودای تاریخ این شهر درباختم و احدی قدر نشناخت.استاد جلالالدین همایی در شب ۲۸ تیر ۱۳۵۹ (ششم رمضان ۱۴۰۰ قمری) چشم از جهان فروبست. پیکر او را به اصفهان بردند و در تکیه «لسان الارض» تخت فولاد به خاک سپردند. مظاهر مصفا، شاگرد برجستهاش میگوید: «در مجلس ختمش در مسجد سید اصفهان، وقتی کفشها را شمردم، فقط ۲۸ جفت کفش دیدم...» و البته این پایان كارِ همایی و هماییها نخواهد بود، چراكه «ثبت است بر جریده عالم دوامِشان» و اگر این نبود، امروز نامِ این استاد بزرگ و دیگر ستارههای آسمان فرهنگ ایران و اسلام بدین ارجمندی نمیدرخشید.روی سنگ مزارش شعری ساده حک شده: یارب به در تو آمدم شرمنده / از بار گناه سربهزیر افکندهمن بنده عاصیام، تو مولای کریم / عفو از تو روا بود، گناه از بنده#ادیب #دانشمندایرانی #علمودانش #تختفولاد 08:48 - 26 دی 1404