به کجا چنین شتابان؟

جناب آقای عراقچیگفت‌وگوی ویژه خبری شما را با دقت شنیدم. آنچه بیش از هر چیز در ذهنم باقی ماند، مجموعه‌ای از پرسش‌های بی‌پاسخ بود؛ پرسش‌هایی که انتظار می‌رود شما به‌عنوان مسئول دستگاه دیپلماسی کشور، صریح و روشن به آن‌ها پاسخ دهید.روایت شما، روایت «پیروزی راهبردی» و «تثبیت دستاوردهای میدان» بود. اما اگر ما پیروز مطلق میدان بوده‌ایم، اگر دشمن به تعبیر شما از اهدافش ناکام مانده، اگر ایران قوی‌تر از جنگ بیرون آمده، پس چرا متن توافقی که بناست این پیروزی را تثبیت کند، تا لحظه امضا از مردم پنهان می‌ماند؟ این یادداشت، پرسش‌های روشنی را پیش روی شما می‌گذارد:1- فرمودید: «ترجیح می‌دهم درباره یادداشت تفاهم، زمانی که امضا شد برای مردم توضیح دهم.» آیا مردم ایران نامحرم‌اند که باید پس از امضا از مفاد آن آگاه شوند؟ مگر نه اینکه سرنوشت چنین توافقاتی مستقیماً با منافع ملی گره خورده است؟ اطلاع‌رسانی پس از امضا، بیش از آنکه شفافیت باشد، یادآور همان حکایت «نوشدارو پس از مرگ سهراب» است. 2- گفتید: «آمریکا پس از ۴۷ سال به حاکمیت ایران احترام می‌گذارد و ما نیز متقابلاً به حاکمیت آمریکا احترام می‌گذاریم.»به‌راستی مفهوم «احترام» در ادبیات شما چیست؟ آیا قتل‌عام دانش‌آموزان مدرسه حیات طیبه میناب مصداق احترام است؟ کشتن رهبر معظم انقلاب به همراه خانواده مکرم شان ، احترام است؟ آیا ترور فرماندهان عالی‌رتبه این سرزمین ـ گاه همراه خانواده‌هایشان ـ احترام به حاکمیت ایران است؟ آیا به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای و موشکی، یا کشتن کودکان چندروزه و چندماهه را باید در قاموس دیپلماسی «احترام متقابل» نامید؟
احترامِ واقعی چگونه سنجیده می‌شود؟ با متن یا با توقف تحریم، ترور و تهدید؟اگر احترام متقابل است، چرا هنوز مقامات آمریکایی تهدید به مصادره دارایی‌های ایران و تهاتر عوارض احتمالی تنگه هرمز می‌کنند؟3- درباره پول‌های بلوکه‌شده فرمودید: «در یادداشت تفاهم این بند دیده شده است.» در حالی که استرداد این اموال، به‌عنوان پیش‌شرط مذاکرات مطرح شده بود و قرار بود پس از تحقق آن، زمینه تفاهم فراهم شود. چگونه است که نه پیش‌شرط‌ها عملی شده و نه حقوق ملت استیفا گشته، اما روند توافق همچنان پیش می‌رود. در ادامه گفتید سازوکارش مشخص شده اما توضیح نمی‌دهید؛ آیا آزادسازی، قطعی و غیرقابل بازگشت است یا مشروط و مرحله‌ای؟4- توقف جنگ در تمام جبهه‌های مقاومت، از جمله پیش‌شرط‌های اعلامی برای مذاکره بود. اکنون که چنین شرطی محقق نشده، چرا منتقدان توافق را «دشمن» خطاب می‌کنید؟ آیا طرح پرسش و مطالبه شفافیت، دشمنی با کشور است؟5- فرمودید: «دیپلماسی ما کاملاً در جهت میدان بوده است.» اما نه میدان و نه خیابان چنین برداشتی را تأیید نمی‌کنند. بسیاری این روند را بیش از آنکه دیپلماسی مقتدرانه بدانند، نوعی دیپلماسی التماسی تلقی می‌کنند. پاسخ شما به این برداشت چیست؟6- گفتید: «در ذات طرف مقابل بدعهدی است؛ ما این را تجربه کرده‌ایم و باید راه‌های بدعهدی را ببندیم.» پرسش اینجاست: وقتی بدعهدی را «ذات» طرف مقابل می‌دانید، با چه قدرت سازوکاری در دستگاه دیپلماسی می‌خواهید این ذات را مهار کنید؟ چه تضمین عملی در اختیار دارید؟7- اظهار داشتید: «هیچ‌کس فکر سر به سر گذاشتن با ملت ایران را ندارد.» آیا جنگی با آن حجم از کشتار و خسارت، صرفاً «سر به سر گذاشتن» تلقی می‌شود؟ این تعبیر، آیا با واقعیت میدان همخوان است؟
8- درباره تنگه هرمز فرمودید: «باید نظام حقوقی‌ای تدوین کنیم که از نظر بین‌الملل قابل قبول باشد.» کدام نهاد یا مجمع بین‌المللی در برابر این همه جنایت و نقض آشکار حقوق ملت‌ها، واکنش درخوری نشان داده است که امروز جلب رضایت آن‌ها به‌عنوان معیار مطرح می‌شود؟ از طرفی مرجع این قبول کدام است و چه میزان از اراده ملی در آن دخیل خواهد بود؟ در ادامه تصریح کردید آینده اداره تنگه «هرگز مثل گذشته نخواهد بود»؛ این تغییر دقیقاً شامل چه حقوق و چه تعهداتی است و چه سهمی از حاکمیت عملی را محدود می‌کند؟ 9- گفتید: «ما جواب دشمن را دادیم؛ اگر حمله کردند، ما هم حمله کردیم.» این پاسخ دقیقاً در کجا و چگونه داده شد؟ آیا آنچه رخ داد، با سطح جنایات و خساراتی که بر کشور تحمیل شد تناسب داشت؟ شما اگر رئیس جمهور آمریکا و خانواده اش را نابود می‌کردید حتی ارزش مقایسه با غبار نعلین رهبر شهیدمان را نداشت ، چگونه مقابله کردید ؟10- گفتید توافق دشمنانی دارد و رسانه‌ای شدن جزئیات ممکن است آن را به خطر اندازد؛ آیا اعتماد عمومی هزینه‌ای است که باید برای جلوگیری از ناراحتی دشمن پرداخت شود؟11- چرا مهم‌ترین موضوع، یعنی پرونده هسته‌ای، به آینده موکول شده اما تعهدات فوری درباره خاتمه جنگ و ترتیبات منطقه‌ای در مرحله اول آمده است؟12- گفتید موضوع غنی‌سازی صفر را در جنگ نپذیرفتیم؛ آیا در مذاکرات ۶۰ روزه تضمین می‌دهید که حتی به صورت تدریجی یا محدود نیز به همان نتیجه تحمیلی نرسیم؟13- درباره ذخایر ۶۰ درصد فرمودید تنها راه‌حل «رقیق‌سازی در داخل» است؛ آیا این موضع مکتوب و تضمین‌شده است یا صرفاً یک موضع اعلامی؟
14- گفتید «اگر مرحله اول اجرا نشود، به مرحله دوم نمی‌رویم»؛ تجربه برجام نشان داد که طرف مقابل می‌تواند اجرای تعهدات را تفسیرپذیر و فرسایشی کند. سازوکار عینیِ تشخیص «عدم اجرا» چیست و چه نهادی داوری می‌کند؟15- فرمودید به شورای امنیت و نهادهای بین‌المللی متکی نیستیم؛ در صورت نقض تعهد آمریکا، ابزار الزام‌آور شما دقیقاً چیست؟16- در خصوص لبنان و عقب‌نشینی از مناطق اشغالی گفتید خاتمه جنگ به معنای عقب‌نشینی است؛ اگر رژیم صهیونیستی تمکین نکرد، آیا یادداشت تفاهم ملغی می‌شود؟17- در موضوع «طرح بازسازی و تزریق منابع قابل توجه»، منابع این تزریق دقیقاً از کجاست؟ سرمایه‌گذاری خارجی؟ آزادسازی اموال؟ و چه تضمینی برای عدم وابستگی جدید وجود دارد؟18- شما گفتید مذاکره ادامه مقاومت است و آنچه در جنگ نگرفتند در مذاکره هم نمی‌گیرند؛ آیا متن یادداشت تفاهم را با همین معیار سنجیده‌اید و حاضر به انتشار آن برای قضاوت نخبگان هستید؟19- فرمودید: «ما چنان جمهوری اسلامی را در دنیا نشان دادیم که ایران در جهان خودنمایی می‌کند.» این تصویر را چه کسی ساخت؟ دستگاه دیپلماسی یا مردم در صحنه و رزمندگان میدان؟20- و نهایتاً، اگر این توافق چنان‌که فرمودید تثبیت‌کننده عزت، اقتدار و پیروزی مردم است، چرا از مواجهه شفاف و پیشینی با افکار عمومی پرهیز می‌شود؟جناب آقای وزیر،«فَأَینَ تَذهَبون؟»اینها تنها بخشی از پرسش‌هایی است که در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته است؛ پرسش‌هایی که بی‌پاسخ ماندن آن‌ها، نه به سود اعتماد عمومی است و نه به سود اعتبار دیپلماسی کشور. ملت ایران، که به تعبیر خودتان شگفتی آفرید، حق دارد بداند قرار است این شگفتی در کدام متن،با کدام تعهدات و با کدام تضمین‌ها تثبیت شود.#یادداشت #نمی‌پذیریم
15:36 - 26 خرداد 1405



3 الإجابة

‌Lync7‌ صورة الملف الشخصي
@Lync7منذ 2 ساعات
تعليقًا على
درود بر شما

@Hando1منذ 59 دقائق
تعليقًا على
تثبیا قدرت برجامیون بود و بس!

@user175167230486منذ 2 دقائق
تعليقًا على و
‌بورس ایران‌ صورة الملف الشخصي
بورس ایران

@Burse99  •  منذ 23 ساعات

به جای فرهنگ‌سازی و عادت‌سازی به گران شدن قیمت‌های روی جلد ، به سمت کاهش قیمت های روی جلد روی آوریم و قیمت های روی جلد را پایین بیاوریم.اگر متاسفانه به بهانه جنگ قیمت روی جلد را بالا بردیم، بعد از جنگ قیمت‌های روی جلد را کاهش دهیم.
يطلب

کمپین کاهش حداکثری ، قیمت روی جلد محصولات تولیدی و خدماتی

مردم به گرانی و کارخانه‌ها و واسطه‌ها به گران کردن و گران‌فروشان به گران کردن ، عادت کرده اند و به یک روال تبدیل شده ، اما شتاب آن به قدری بالا رفته که دیگر برای مردم قابل هضم نیست. کارخانه‌ها و تولیدکنندگان همیشه دنبال بهانه بودند ، تا اجناس تولیدی خود را گران سازی کنند و قیمت روی جلد را بالا و بالاتر ببرند. در زمانی که دشمن داخلی بر ایران و ایرانی تاخت، متاسفانه کارخانه‌های تولیدی، واسطه‌ها، محتکران و گران‌فروشان با افزایش قیمت روی جلدشان بر مردم تاختند و مردم را به سمت فقر سوق دادند. این چگونه تولید ملی است که بر علیه خود مردم ، اقدام به گران‌سازی می‌کند ؟ و چطور سیستم و قوانین رانتی و انحصاری ایجاد شده ، که به راحتی قیمت کالا و خدمات را به هر بهانه ای اینگونه بالا می‌برند و اقتصاد خانواده های ایرانی را از بین می‌برند؟ خواسته یا ناخواسته قیمت های روی جلد خود را ، آنهم به صورت قانونی و مورد تایید بالا و بالاتر بردند ، آنهم در زمانی که مردم هم در جنگ اقتصادی و هم در جنگ نظامی تحت بالاترین فشار ممکن بودند، دست به افزایش نامتعارف قیمت محصولات خود زدند و خدمات و کالاهای خود را به صورت تصاعدی و انفجاری بالا بردند. جای سوال است که به چه دلیلی این کار را کردند؟ آیا سود تولیدکنندگان خدمات و کالاها در این است که کالاهای خود را بی کیفیت‌سازی و گران‌سازی کنند؟ آیا تولید ملی ، که باید موجب افتخار ، رفاه و آسایش مردم باشد ، این‌گونه از پشت به مردم خنجر باید بزند؟! کارخانه ها نیز در حال گران‌سازی هستند! رقابت با دیگر رقبا برای چاپ قیمت های جدید!، دغدغه فکری تولید کنندگان خدمات و کالا شده است! چاپ پول بدون پشتوانه کم بود ، حالا چاپ قیمت های جدید روی جلد هم وبال گردن مردم شده است! رقابت در گران کردن و گرفتن ماهی از آب گل آلود جنگ و تحریم، در کجای دین و وجدان ما آمده که اینگونه عمل می‌کنیم؟ انگار برد را در زندگی، به بالا بردن‌های دائمی قیمت ها می‌بینند! راهکار رفع مشکل چیست؟ - تجارت آزاد شود و قوانین سخت و کاغذ بازی ها ، برای احداث کارخانه های تولیدی و خدماتی برداشته شود تا ، تولید کنندگان جدید وارد کار شوند . - فضای رقابتی ایجاد شود و سازمان‌های غیر حمایتی و ضد رقابتی مثل سازمان حمایت از تولید کننده و مصرف کننده و شورای رقابت حذف شوند. - قوانین رانتی و غیر رقابتی حذف شوند و کلا اقتصاد دستوری ، که به دست مافیاهای دولتی ، شبه دولتی ، خصوصی و خصولتی اداره می‌شود حذف گردد. - قیمت روی اجناس روند کاهشی به خود بگیرد ، همانطور که در جنگ و به بهانه آن، قیمت های روی جلد ،به صورت کاملا قانونی تصاعدی بالا رفتند ، قیمت های روی جلد، در ایام صلح به صورت تصاعدی کاهش یابند. - تمام موانع تولید نه در شعار ، بلکه در عمل رفع گردد تا تمام سرمایه‌داران وارد میدان شوند و دست تولیدکنندگان رانتی از تولید کالا و خدمات قطع گردد. - فضای کشور چه سیاسی چه اقتصادی ،طوری امن و با ثبات گردد که زمینه و بستر را برای تولید و تولید کننده واقعی و غیر رانتی مهیا سازد. - سرمایه داران در کشور احساس امنیت کنند تا به جای تولید تورم، مشغول تولید کالا و خدمات با قیمت و کیفیت رقابتی گردند. - قیمت گذاری ها ، توسط خود تولید کننده مصوب شود نه سازمان خاصی و صد البته ،وقتی تولید کننده ببیند ، دست زیاد شده و تولید کننده دیگری ، محصول بهتر و با قیمت کمتری ارائه می‌دهد، مجبور می‌شود قیمت های خود را کم کند و کیفیت را بالا ببرد. - سیستم قیمت ، بر اساس عرضه و تقاضا ، در بستری آزاد و غیر رانتی و غیر دستوری ، و در فضای رقابتی باید شکل بگیرد ، تا هم تولید کننده و هم مصرف کننده در رضایت کامل باشند. سخن آخر اینکه ، اقتصاد اگر در فضای بسته ، رانتی ، ناامن ، دستوری و مافیایی گرفتار شود ، وضع همین می‌شود که می‌بینید. حمایت حداکثری لطفا

کلیه مسئولان اقتصادی و سیاسی، کلیه تولید کنندگان کالا و خدمات، مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهور محترم، رئیس بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی، وزارت رفاه و تامين اجتماعي، مردم، سازمان حمایت از مصرف‌کننده، شورای رقابت

0
100