مشخصه جریان ارتجاع و پیشرفت

شاخص جریان ارتجاع القای یأس و بن‌بست است و در مقابل جریان پیشرفت بر شناخت نقاط قوت و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها تأکید می‌کند
دکتر جلیلی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی در نشست با دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی: بحث «چالش ارتجاع و پیشرفت» ناظر به این است که یک ملت انقلابی، وقتی تصمیم می‌گیرد مسیر وابستگی، دیکتاتوری و تحمیل را نپذیرد، در واقع می‌گوید: «من نمی‌خواهم زیر سلطه باشم، نمی‌خواهم دیگران برایم تصمیم بگیرند». این روحیه انقلابی در مقاطع مختلف تاریخ ما خود را نشان داده است؛ اما امروز دشمنان می‌خواهند همان ملت را وادار کنند که برای هر اقدامی از آن‌ها اجازه بگیرد. می‌گویند مذاکره کنید، اما در همان زمان مذاکره، موشک شلیک می‌کنند و فشار می‌آورند. این همان چهره ارتجاع است؛ بازتولید همان سلطه‌طلبی در لباسی جدید.شاخص جریان ارتجاع در روزگار ما القای یأس و بن‌بست است. رسانه‌های غربی شبانه‌روز در تلاش‌اند تا امید را از جامعه بگیرند، نقاط قوت کشور را انکار کنند، واقعیات را وارونه جلوه دهند و تصویری تحقیرآمیز از ملت ارائه دهند. ارتجاع یعنی القای این ذهنیت که پیشرفت ممکن نیست مگر با هماهنگی با دشمن و تبعیت از بیگانه. این همان نگاه وابسته و تحقیرشده‌ای است که انقلاب اسلامی در برابر آن قیام کرد.اما جریان پیشرفت درست در نقطه مقابل این تفکر قرار دارد. این جریان بر شناخت نقاط قوت، بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و فرصت‌های درونی و درک دقیق رفتار دشمن تأکید می‌کند. هر کشوری ضعف‌هایی دارد، اما ضعف را با ضعف نمی‌توان از بین برد؛ ضعف را باید با تقویت توانایی‌ها و استفاده از ظرفیت‌های واقعی جبران کرد. وقتی نقاط قوت ملت دیده نشود و به جای آن تحقیر و ناامیدی القا گردد، موتور حرکت جامعه از کار می‌افتد.
رفتار ارتجاعی یعنی ایجاد تردید در توان ملت. می‌گوید: «نداری»، «نمی‌توانی»، «ببین چقدر عقب‌مانده‌ای»؛ در حالی که این سخنان خود ابزار بازدارندگی و فلج کردن حرکت جامعه است. البته دیدن ضعف‌ها لازم است، اما باید آن‌ها را در جهت رشد و اصلاح به کار گرفت، نه بهانه‌ای برای انکار همه چیز. همین تردیدآفرینی و غبارآلود کردن مرزهاست که فتنه نامیده می‌شود؛ فتنه یعنی گم کردن شاخص‌ها، یعنی ندانستن مسیر درست، یعنی گرفتار شدن در ابهام و بی‌تصمیمی. در مقابل، جریان پیشرفت مرزها را شفاف می‌کند و راه را روشن نگه می‌دارد.امروز دشمن از ملت ایران عصبانی است، نه صرفاً به خاطر گذشته، بلکه به دلیل آینده‌ای که از این ملت می‌ترسد. آمریکا می‌داند که ایرانِ امروز می‌تواند الگویی از استقلال، مقاومت و پیشرفت برای دیگر ملت‌ها باشد. آن‌ها از فردای ایران بیمناک‌اند، چون می‌دانند این ملت اگر مسیر خود را با امید و اعتمادبه‌نفس ادامه دهد، معادلات جهان را تغییر خواهد داد.آنچه در رسانه‌های غربی می‌بینید، تلاش برای وارونه‌نمایی همین واقعیت است. می‌گویند ملت ایران منزوی است، در حالی‌که انزوا زمانی معنا دارد که کشوری منزوی از افکار عمومی جهان باشد؛ اما امروز شعارهایی که ملت ایران از ابتدای انقلاب درباره‌ی دفاع از مظلومان، از جمله مردم فلسطین، سر داده بود، اکنون در خیابان‌های آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی شنیده می‌شود. این یعنی ملت ایران پیشتاز است، نه منزوی.
در این عصر که عصر «روایت‌ها»ست، مهم آن است که ملت‌ها روایت خود را از حقیقت حفظ کنند و اجازه ندهند دشمن روایت تحریف‌شده‌ی خود را غالب سازد. همان‌طور که در یکی از مقالات اخیر اندیشمندان غربی نیز آمده، آمریکا از دیروز و امروز ایران خشمگین است، اما از فردای ایران بیم دارد؛ زیرا می‌داند ملتی که بر آرمان‌هایش ایستاد و امید را در دل خود زنده نگه داشت، آینده‌ای را رقم خواهد زد که در آن، دیگر خبری از سلطه و وابستگی نخواهد بود.
15:44 - 12 آبان 1404

1 بازنشر7 واکنش
29٫1k بازدید




1 پاسخ

@Alirezapor12 آبان 1404
در پاسخ به @saeedjalily
نمونه نداریم و نمی توانیمپزشکیان هستند که می گوید پول کم داریم تا حقوق کارمندان را بدهیمدر حالی که نزدیک ۱۰۰ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات توسط صادرکنندگان به کشور بازنگشته استآقای پزشکیان اگر نصف این ۱۰۰ میلیارد دلار را از صادرکنندگان بزرگ پتروشیمی و فولاد و مس بگیری کل بودجه کشور تامین هست