«آینده علمی ایران در خطر»؛ وقتی ترس هم به آگهی تبدیل می‌شود

سید حامد نعمت‌اللهی- یک آگهی اینترنتی با ادعای «در خطر بودن آینده علمی ایران» و توصیه به دوری از «مناطق دانشگاهی مشکوک»، پرسش‌هایی درباره استفاده از ترس و ناامنی در فضای روانی جامعه ایجاد می‌کند؛ آن هم در شرایطی که مراکز علمی و دانشگاهی ایران در جریان جنگ اخیر بارها در معرض حمله و آسیب قرار گرفته‌اند.
امروز، هنگام باز کردن صفحه یکی از بزرگ‌ترین خبرگزاری‌های دنیا، با آگهی‌ای مواجه شدم که درشت نوشته بود:«آینده علمی ایران در خطر»در زیر آن نیز آمده بود:«از مناطق دانشگاهی مشکوک دوری کنید و آگاه باشید.»در نگاه اول ممکن است این آگهی صرفاً یکی دیگر از تبلیغات کلیکی اینترنتی به نظر برسد؛ اما انتخاب واژه‌ها و تصویر همراه آن قابل تأمل است.یک تیتر هشداردهنده، تصویری از یک ساختمان آسیب‌دیده و عبارتی مبهم درباره «مناطق دانشگاهی مشکوک»؛ ترکیبی که به جای ارائه اطلاعات مشخص، ابتدا احساس خطر و اضطراب را در مخاطب ایجاد می‌کند.اما چرا چنین پیامی در شرایط امروز ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؟وقتی تهدید از فضای واقعی به ذهن منتقل می‌شوددر جریان جنگ اخیر علیه ایران، مراکز و تأسیسات مرتبط با فعالیت‌های علمی و هسته‌ای کشور بارها هدف حملات قرار گرفتند. بنابراین نگرانی درباره امنیت زیرساخت‌های علمی ایران یک نگرانی صرفاً فرضی نیست.از سوی دیگر، در حقوق بشردوستانه بین‌المللی، مراکز علمی و دانشگاهی اصولاً در شمار اهداف غیرنظامی قرار می‌گیرند و تا زمانی که شرایط لازم برای تبدیل شدن به یک هدف نظامی را نداشته باشند، نباید هدف حمله قرار گیرند.به همین دلیل، حمله عمدی به یک مرکز علمی غیرنظامی می‌تواند نقض جدی حقوق بشردوستانه و، در صورت تحقق شرایط مقرر در حقوق بین‌الملل کیفری، جنایت جنگی محسوب شود.اما جنگ فقط به تخریب فیزیکی محدود نمی‌شود.اگر دانشجو، استاد، پژوهشگر و خانواده او دائماً با این تصور مواجه باشند که دانشگاه، آزمایشگاه یا مرکز علمی محل فعالیتشان ممکن است «هدف بعدی» باشد، حتی بدون حمله جدید، بخشی از امنیت روانی جامعه علمی از بین رفته است.
عملیات روانی؛ جنگ برای ذهن‌هایکی از کارکردهای عملیات روانی در جنگ، ایجاد یا تشدید احساس ناامنی است؛ به گونه‌ای که مخاطب نه فقط با یک تهدید واقعی، بلکه با تصویر دائمی تهدید زندگی کند.از این منظر، سؤال درباره چنین تبلیغی مشروع است:آیا صرفاً با یک تبلیغ تجاری و کلیکی مواجهیم، یا با محتوایی که ناخواسته یا عامدانه به بازتولید فضای ترس کمک می‌کند؟پاسخ قطعی به این سؤال بدون شناخت صاحب آگهی، مقصد لینک و مدل تبلیغاتی آن ممکن نیست. اما خودِ ساختار پیام قابل توجه است:تهدید بزرگ، اطلاعات اندک، تصویر ویرانی و دعوت مخاطب به کلیک.این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مرز میان «اطلاع‌رسانی درباره خطر» و «تولید ترس از خطر» اهمیت پیدا می‌کند.
هدف فقط ساختمان نیستاگر جنگ، زیرساخت علمی یک کشور را هدف قرار دهد، خسارت آن فقط در تعداد ساختمان‌های آسیب‌دیده یا تجهیزات از بین‌رفته خلاصه نمی‌شود.آسیب به مراکز علمی می‌تواند به توقف پژوهش، مهاجرت نیروی متخصص، اختلال در آموزش و مهم‌تر از همه، ایجاد احساس ناامنی در میان جامعه علمی منجر شود.به همین دلیل، ترس از حمله به علم نیز می‌تواند بخشی از آثار جنگ باشد.در چنین شرایطی، هر محتوایی که این ترس را بازتولید می‌کند، حتی اگر صرفاً یک آگهی اینترنتی باشد، ارزش بررسی دارد.یک آگهی ساده یا بخشی از جنگ روانی؟شاید این تصویر فقط یک تبلیغ کلیکی باشد و هیچ ارتباط مستقیمی با عملیات روانی نداشته باشد.اما پرسش مهم‌تر این است:در جنگی که مراکز علمی یک کشور واقعاً مورد حمله قرار گرفته‌اند، آیا می‌توان تولید و انتشار پیام‌های مبهم و ترس‌آفرین درباره «مناطق دانشگاهی مشکوک» را صرفاً یک موضوع بی‌اهمیت دانست؟جنگ فقط با موشک و بمب انجام نمی‌شود.گاهی ساختمان‌ها هدف قرار می‌گیرند؛گاهی زیرساخت‌ها؛و گاهی چیزی که هدف قرار می‌گیرد، احساس امنیت مردم و امید آنها به آینده است.در نهایت، شاید مهم‌ترین سؤال این باشد:اگر علم و دانشگاه هدف حمله قرار گرفته‌اند، آیا ترساندن جامعه علمی از آینده نیز بخشی از همان جنگ نیست؟
برگزیده سید حامد نعمت‌اللهی از رسانه‌های بین‌الملل را پیگیری کنید#ایران#سواد_رسانه#عملیات_روانی
09:58 - 31 مرداد 1405
آموزش و پژوهش
مراکز تحقیقاتی
سواد رسانه

1 بازنشر4 واکنش
27٫7k بازدید