ایران در کدام لایه جنگ برتری دارد؟

جنگ‌های مدرن مدت‌هاست از عرصه صرفاً نظامی فراتر رفته‌اند. امروزه میدان نبرد، پیچیده‌تر، چندلایه‌تر و در عین حال انسانی‌تر از هر زمان دیگری است. در این بستر، «تاب‌آوری اجتماعی» و میزان همراهی مردم با حاکمیت، کلیدی‌ترین عامل تعیین‌کننده سرنوشت درگیری‌هاست؛ عنصری که حتی پیشرفته‌ترین ابزارهای نظامی نیز بدون آن، بی‌اثر و ناکارآمد خواهند بود.درگیری اخیر میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، نمونه‌ای عینی از این واقعیت راهبردی است. برخلاف ارزیابی‌های اولیه واشنگتن و تل‌آویو، «متغیر اجتماعی» در جبهه ایران نه‌تنها تضعیف نشد، بلکه به عاملی بازدارنده و بن‌بست‌آفرین برای مهاجمان بدل گشت.
سه لایه جنگ مدرنبرای درک عمیق‌تر این رویارویی، باید آن را در سه لایه به‌هم‌پیوسته تحلیل کرد:نخست، لایه نظامی ـ امنیتی که نمایان‌ترین وجه نبرد است و با درگیری مستقیم، حملات هوایی و عملیات پهپادی و موشکی تعریف می‌شود.دوم، لایه اقتصادی که شریان تأمین مالی و لجستیکی پشت جبهه‌ها و ضامن حیات معیشتی جامعه به شمار می‌رود. تضعیف این لایه، توان ادامه جنگ را به چالش می‌کشد.سوم و مهم‌تر از همه، لایه اجتماعی که موتور محرک و ضامن تاب‌آوری ملی است. این لایه، پشتوانه قدرت نرم هر نظامی است و انسجام دو لایه دیگر را تضمین می‌کند. بدون حمایت اجتماعی، حتی قدرتمندترین ارتش‌ها نیز در برابر نخستین موج فشارها فرو می‌ریزند.در این چارچوب، میزان همراهی مردم، حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین متغیر در هر جنگی است؛ بدون آن، تجهیزات نظامی و منابع اقتصادی اثربخشی خود را از دست می‌دهند.
اشتباه محاسباتی بزرگآمریکا و رژیم صهیونیستی در گام نخست بر این باور بودند که با ترکیبی از «ترور فرماندهان ارشد»، «حمله به مراکز نظامی» و «فشار حداکثری رسانه‌ای»، می‌توانند مردم ایران را مرعوب، سرخورده و به خیابان‌ها بکشانند. هدف آنان، تکرار سناریوی فرسایش اجتماعی و فروپاشی از درون بود.اما جامعه ایران واکنشی معکوس و سرنوشت‌ساز نشان داد. حضور گسترده، خودجوش و تکرارشونده مردم در خیابان‌ها، نه به قصد اعتراض، بلکه برای دفاع از امنیت و تمامیت کشور، نقشه دشمن را ناکام گذاشت. این، نخستین شکست راهبردی واشنگتن و تل‌آویو بود؛ چراکه آشکار شد پیش‌بینی آنان درباره رفتار اجتماعی ایرانیان، فاصله‌ای معنادار با واقعیت دارد.
میدان نظامی؛ بازدارندگی فعالدر جبهه نظامی نیز، علی‌رغم بمباران‌ها و حملات هوایی گسترده در جریان دفاع سوم میهنی، آمریکا و رژیم صهیونیستی به موفقیت چشمگیری دست نیافتند. ایران پس از ضربات اولیه، با بازیابی سریع کنترل اوضاع و حفظ توان آفندی، عملاً معادلات نظامی منطقه را بر هم زد.انهدام بیش از ۱۶۰ فروند هواگرد و پهپاد پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی، از جمله بیش از ۲۴ فروند پهپاد راهبردی MQ-9، به یک معضل جدی برای طرف مقابل بدل شد. به اذعان تحلیلگران داخلی و خارجی، ایران با ناامن‌سازی کریدورهای هوایی، برتری تاکتیکی دشمن را به چالش کشید. این دستاورد از آن جهت اهمیت دارد که دشمن حتی در حوزه‌ای که ادعای برتری داشت نیز با ایستادگی جدی مواجه شد و ثابت کرد برآورد دقیقی از توان نظامی ایران نداشته است.
تغییر راهبرد؛ از تفنگ به تحریمبا ناکامی در جبهه نظامی، واشنگتن و تل‌آویو رویکرد خود را به سمت هدف‌گیری زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی ایران تغییر دادند و با شروع آتش بس، محاصره دریایی را آغاز کردند. منطق آنان روشن است: تا زمانی که پشتوانه اجتماعی نظام حفظ شود، امکان تداوم مقاومت و پیروزی برای ایران باقی می‌ماند.راهبرد جدید دشمن را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:۱. کاهش حمایت مردمی از طریق تشدید فشار اقتصادی و تحمیل خسارت‌های گسترده، با امید به تضعیف سرمایه اجتماعی و سوق دادن جامعه به سمت نارضایتی و فرسودگی.۲. ایجاد شکاف در جامعه از طریق آسیب به چرخه معیشت و درآمد ملی، با هدف گسستن انسجام اجتماعی و تحریک واگرایی‌های داخلی.۳. افزایش فشار بر مسئولان از طریق بالا بردن هزینه‌های اداره کشور و ادامه جنگ، برای وادار کردن حاکمیت به پذیرش امتیاز در موضع ضعف.این رویکرد، منطبق بر راهبرد سرویس‌هایی نظیر موساد است که هدف خود را «تضعیف مراکز تصمیم‌گیری و برانگیختن مردم به اعتراض» تعریف می‌کنند. دشمن با بزرگ‌نمایی آسیب‌های جنگ و القای ناامیدی، تلاش می‌کند تردید و تزلزل را به دل جامعه بیفکند. اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که این حربه نیز ناکام مانده است.
بن‌بست راهبردی؛ نه پیشروی، نه عقب‌نشینیشواهد میدانی و تحلیل‌های کارشناسی، از «بن‌بست راهبردی» آمریکا و رژیم صهیونیستی حکایت دارند. آنان علی‌رغم بهره‌گیری از انواع ابزارهای نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای، نتوانسته‌اند متغیر کلیدی «حمایت اجتماعی» را تضعیف کنند. همین امر سبب شده که نه توان پیشروی داشته باشند و نه امکان عقب‌نشینی بی‌هزینه برایشان میسر باشد. تداوم این وضعیت، پیامدهایی تعیین‌کننده برای نظم منطقه‌ای و جایگاه بین‌المللی آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی خواهد داشت.این جنگ بار دیگر ثابت کرد که تعیین‌کننده‌ترین متغیر میدان نبرد، «قدرت نرم» و حمایت مردمی است؛ مؤلفه‌ای که اگر محفوظ بماند، هیچ قدرت نظامی یا اقتصادی قادر به تغییر سرنوشت جنگ نخواهد بود.در آینده ژئوپلیتیک منطقه، کشورهایی پیروز خواهند بود که بتوانند «تاب‌آوری اجتماعی» خود را نه در شعار، بلکه در عمل و در بحرانی‌ترین لحظات حفظ کنند. ایران در این آزمون راهبردی نشان داده که با وجود تمام فشارها، همچنان مهم‌ترین برگ برنده را در اختیار دارد: مردمی که علی‌رغم همه مشکلات و اختلاف سلیقه‌ها، از کشور خود دفاع می‌کنند.
09:23 - 13 خرداد 1405
سیاست

2 بازنشر2 واکنش
30٫4k بازدید