اجتماع مردم باید به سرمایه اجتماعی تبدیل شود
در جمع مردم عزیز شیراز و در اجتماع شبانه کانون رهپویان وصال، از یک موضوع مهم سخن گفتم؛ اینکه چگونه میتوان حضور مستمر مردم را از یک اجتماع شبانه به یک سرمایه اجتماعی ماندگار تبدیل کرد.
دیشب، دویستودهمین شب این اجتماع بود؛ اما تأکید کردم که ارزش این اجتماع فقط در عدد ۲۱۰ نیست. اهمیت اصلی در سرمایه اجتماعی است که در این مدت شکل گرفته است. مردم وقتی کنار هم قرار میگیرند، فقط یک جمعیت نیستند؛ اگر دلها به هم نزدیک شود، به یک قدرت اجتماعی تبدیل میشوند.فرهنگ ما، بهویژه فرهنگ مسجد، هیئت و عاشورا، سالهاست به مردم آموخته است که در لحظههای سخت میدان را ترک نکنند. «هیهات منالذله» فقط یک شعار نیست؛ میتواند به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل شود.از همین منظر تأکید کردم که فرهنگ هیئت نباید در داخل هیئت باقی بماند. آنچه در مسجد و هیئت آموختهایم، باید در زندگی اجتماعی ما دیده شود؛ هیئت به ما کنار هم بودن را آموخته، قرآن ایستادن بر محور حق را و عاشورا مسئولیت در سختیها را.در این میان، نقش بانوان را نیز نباید نادیده گرفت. زنان در شکلگیری و حفظ انقلاب و دفاع مقدس نقش ممتازی داشتند؛ همسران و فرزندان خود را راهی جبهه کردند و پشت جبهه را حفظ کردند. امروز نیز حضور و میدانداری آنان در بسیاری از اجتماعات مردمی بسیار پررنگ است.اما یک نگرانی جدی وجود دارد: تکراری شدن اجتماعات.اگر اجتماعی که در روزهای نخست یک کنش زنده و معنادار بوده، بدون طراحی و نوآوری ادامه پیدا کند، ممکن است به مراسمی تکراری تبدیل شود؛ جمعیتی بیاید، سخنرانی و شعار تکرار شود و شب به پایان برسد.
به همین دلیل پیشنهاد کردم سؤال اصلی را تغییر دهیم. به جای اینکه فقط بپرسیم «چند نفر آمدند؟» بپرسیم: «چه اتفاقی افتاد؟ چه مسئلهای حل شد؟ چه خدمتی انجام شد؟»ایده ساده من این بود: «هر شب، یک مسئله را حل کنیم.»هر شب میتوان یک مسئله واقعی را انتخاب کرد؛ یک خانواده نیازمند، یک بیمار، یک سالمند تنها، یک نوجوان نیازمند حمایت، یک کسبوکار آسیبدیده یا یک مسئله اجتماعی محله. در این صورت میتوان شاخصی به نام «اثر اجتماعی هر شب» تعریف کرد؛ یعنی اجتماع را با میزان خدمت، مشارکت داوطلبانه و مسئلههای حلشده نیز بسنجیم.از سوی دیگر، این اجتماعات باید مردمی و فراگیر باقی بمانند. اگر اجتماع مردم به تریبون یک جریان، جناح یا دستگاه خاص تبدیل شود، بخشی از جامعه ممکن است خود را بیرون از آن احساس کند. ظرفیتهای بزرگی مانند ایران، مردم، خانواده، همدلی، امنیت، مقاومت و آینده کشور، ظرفیت اتصال بخشهای مختلف جامعه هستند.در این میان، رسانه نیز باید از نمایش صرف جمعیت عبور کند و اثر حضور مردم را روایت کند؛ نوجوانی که داوطلب شده، کاسبی که خدمت میکند، یا خانوادهای که دست خانواده دیگری را میگیرد، شاید از صدها تصویر جمعیت، روایت ماندگارتری بسازد.از منظر مأموریت فرهنگی و اجتماعی اوقاف نیز بر این نکته تأکید کردم که بقعه متبرکه فقط یک ساختمان یا مکان زیارتی نیست. بقعه باید محل انس مردم، تربیت نوجوان، حضور جوان، آرامش خانواده و خدمت به مردم باشد. مسجد، هیئت، بقعه و گروههای مردمی نیز نباید جزیرههای جدا از هم باشند؛این ظرفیتها باید به یکدیگر متصل شوند:
منطق روشن استاز تجمع به اجتماع؛از اجتماع به خدمت؛و از خدمت به سرمایه اجتماعی.مردم را نباید فقط برای حضور بیشتر به میدان آورد؛ باید کاری کرد که حضور مردم، اثر بیشتری در زندگی مردم داشته باشد.به مردم عزیز شیراز نیز گفتم: اجازه ندهید ۲۱۰ شب فقط یک عدد در تقویم باشد. این ۲۱۰ شب میتواند ۲۱۰ روایت از همدلی، ایستادگی و خدمت باشد.مهمتر از شب دویستودهم، فردای این شبهاست.اگر بعد از رفتن مردم از میدان، اعتماد، همدلی، خدمت و امید در محلهها باقی بماند، آنگاه اجتماع شبانه از یک واکنش مقطعی به یک فرهنگ ماندگار اجتماعی تبدیل شده است.شاید مهمترین جملهای که باید از این اجتماعات به یادگار بماند همین باشد:شبها قرار بگذاریم؛ اما صبحها اثر آن قرار را در زندگی مردم ببینیم.هر محله یک میدان خدمت، هر مسجد یک کانون امید، هر هیئت یک قرارگاه خدمت و هر بقعه یک پناه اجتماعی باشد.#اجتماع_شبانه#سرمایه_اجتماعی#فرهنگ_عاشورا#بقعه_زندگی#ایران_همدل#کانون_رهپویان_وصال_شیراز#تا_پای_جان_برای_ایران#رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف 15:07 - 5 مهر 1405