جوان،خانواده،هنر،رسانه؛میدان اصلی نبرد آینده

اگر دیروز میدان نبرد، فقط مرزهای جغرافیایی و ارتفاعات و شهرها بود، امروز بخش مهمی از میدان نبرد در ذهن و سبک زندگی انسان‌ها شکل می‌گیرد. در این میدان، جوان هدف اصلی اثرگذاری است، خانواده سنگر نخست است و هنر و رسانه مهم‌ترین ابزارهای شکل‌دهی به ادراک و انتخاب. آینده را کسانی می‌سازند که زودتر، این میدان را بشناسند و برای آن روایت، قهرمان و برنامه داشته باشند.
جنگ الزاماً با صدای انفجار آغاز نمی‌شود؛ گاهی با یک تصویر شروع می‌شود، با یک ویدئو ادامه پیدا می‌کند، با یک موسیقی در ذهن می‌نشیند و سرانجام به یک انتخاب در زندگی تبدیل می‌شود.این همان نقطه‌ای است که باید مفهوم جنگ شناختی و فرهنگی را جدی گرفت. در چنین جنگی، هدف فقط تغییر یک موضع سیاسی نیست؛ هدف می‌تواند تغییر نگاه انسان به خودش، خانواده‌اش، جامعه‌اش، ارزش‌هایش و آینده‌اش باشد.در این میان، جوان مهم‌ترین میدان و در عین حال مهم‌ترین فرصت ماست.جوان امروز را نمی‌توان با بخشنامه و سخنرانی مدیریت فرهنگی کرد. او پرسش دارد، مقایسه می‌کند، می‌بیند و انتخاب می‌کند. اگر برای پرسش‌هایش پاسخ قانع‌کننده نداشته باشیم، فضای دیگری پاسخ خواهد داد. اگر قهرمان واقعی و جذاب به او معرفی نکنیم، رسانه برایش قهرمان خواهد ساخت. اگر میدان نقش‌آفرینی به او ندهیم، دیگران برایش نقش تعریف خواهند کرد.اما نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: جوان، بدون خانواده قابل فهم نیست.خانواده نخستین مدرسه هویت است. اگر گفت‌وگو، محبت، اعتماد و ارتباط میان نسل‌ها در خانواده تضعیف شود، جای خالی آن را دیگران پر می‌کنند. بنابراین هر طرح فرهنگی که خانواده را صرفاً مخاطب برنامه بداند، از همان ابتدا بخشی از واقعیت را ندیده است. خانواده باید شریک، تصمیم‌ساز و حتی تولیدکننده برنامه فرهنگی باشد.در این میان، هنر و رسانه دیگر ابزارهای حاشیه‌ای نیستند؛ خط مقدم هستند.
امروز یک فیلم، یک پویانمایی، یک قطعه موسیقی یا یک ویدئوی کوتاه می‌تواند در زمانی بسیار کمتر از یک سخنرانی رسمی، بر احساس و ذهن میلیون‌ها نفر اثر بگذارد. پس اگر می‌خواهیم روایت خودمان شنیده شود، باید روایت را بلد باشیم؛ باید هنرمند را بشناسیم، زبان مخاطب را بفهمیم و از تولیدات کلیشه‌ای و شعاری فاصله بگیریم.نمی‌توان با محتوای ضعیف، مخاطب را به سمت خودمان دعوت کرد و انتظار داشت در برابر محتوای حرفه‌ای مقاومت کند.مسئله فقط تولید محتوا نیست؛ مسئله تولید معناست.ما باید از مخاطب منفعل عبور کنیم و جوان را به کنشگر فرهنگی تبدیل کنیم. اجتماعات مردمی، مساجد، مراکز فرهنگی، بقاع متبرکه مدارس و حتی شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به میدان کشف استعداد، گفت‌وگو، تولید روایت و حل مسئله تبدیل شوند؛ به شرط آنکه مردم را فقط برای حضور نخواهیم، بلکه برای نقش‌آفرینی بخواهیم.از سوی دیگر، باید مراقب یک خطای راهبردی باشیم: هر تفاوت نسلی، هر پرسش جوان و هر تغییر سبک زندگی را نباید فوراً تهدید امنیتی تلقی کرد. بخشی از آنچه امروز می‌بینیم، محصول فاصله نسلی، ضعف گفت‌وگو یا کمبود الگوهای جذاب است. جامعه‌ای که نتواند با نسل خودش گفت‌وگو کند، دیر یا زود میدان گفت‌وگو را به دیگران واگذار خواهد کرد.بنابراین سرمایه‌گذاری واقعی برای آینده، فقط ساختن ساختمان و افزایش بودجه فرهنگی نیست؛ ساختن انسان، خانواده، روایت و امید است.اگر قرار است در میدان آینده پیروز باشیم، باید از امروز بدانیم کجا باید بایستیم:*جوان، مخاطب نیست؛ سرمایه است.*خانواده، مصرف‌کننده فرهنگ نیست؛ سنگر فرهنگ است.*هنر، تزئین برنامه نیست؛ زبان اثرگذاری است.* رسانه، روابط عمومی نیست؛ میدان اصلی روایت است.
نبرد آینده را کسانی خواهند برد که زودتر از دیگران فهمیده‌اند تصرف آینده، از تصرف ذهن نسل آینده آغاز می‌شود.#جوان_خانواده#هنر_رسانه#جنگ_شناختی#روایت_آینده#سرمایه_اجتماعی#نسل_آینده#رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف
07:15 - 20 شهریور 1405
فرهنگ
رسانه
خانواده

2 واکنش
17٫4k بازدید