خداوند چگونه پیامبرش را تربیت کرد؟
از «أدَّبَنی رَبّی» تا «وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»برای شناخت یک انسان بزرگ، گاهی باید پرسید: چه کسی او را تربیت کرده است؟درباره پیامبر اکرم(ص)، پاسخ روشن است: او پیش از آنکه مربی انسانها باشد، خود در مدرسه وحی و تحت تربیت پروردگار قرار داشت.
در روایتی مشهور از پیامبر اکرم(ص) آمده است:«أدَّبَنی رَبّی فأحسَنَ تأدیبی»یعنی: «پروردگارم مرا ادب کرد و چه نیکو ادب کرد.»این جمله، تصویری عمیق از شخصیت پیامبر ارائه میکند؛ پیامبری که خود را ساخته دست خویش نمیدانست، بلکه تربیتیافته خداوند میدانست.خداوند درباره مأموریت پیامبر میفرماید:«یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ»او آیات خدا را بر مردم میخواند، آنان را تزکیه میکند و کتاب و حکمت میآموزد.پس رسالت پیامبر فقط انتقال پیام نبود؛ تزکیه و تربیت انسانها نیز بخشی از مأموریت او بود.اما کسی که قرار است انسانها را تربیت کند، خود باید در عالیترین سطح تربیت الهی قرار داشته باشد.پیامبر؛ تربیتشده مکتب وحیقرآن در توصیف شخصیت اخلاقی پیامبر میفرماید:«وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»«و بهراستی تو بر خُلقی عظیم قرار داری.»این آیه، نتیجه یک فرآیند تربیتی است.پیامبر(ص) فقط کتاب خدا را برای مردم نخواند؛ خودش نیز با قرآن زندگی کرد.در حدیث مشهور درباره اخلاق پیامبر آمده است:«کانَ خُلُقُهُ القُرآن»«اخلاق او قرآن بود.»یعنی قرآن برای پیامبر تنها یک متن مقدس نبود؛ در رفتار، گفتار، صبر، عدالت، رحمت و زندگی او تجسم یافته بود.پس چرا خداوند به پیامبر تذکر میدهد؟یکی از نکات قابل تأمل قرآن، وجود آیاتی است که در آنها خداوند پیامبر را متوجه نکتهای میکند.در سوره عبس میخوانیم:«عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ أَن جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ»«چهره درهم کشید و روی برگرداند؛ از اینکه نابینایی نزد او آمد.»( در برخی تفاسیر شیعه و سنی فرد چهره درهم کشیده پیامبر اسلام (ص)گفته شده است)
در سوره تحریم نیز میفرماید:«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ»«ای پیامبر، چرا چیزی را که خدا برای تو حلال کرده، بر خود حرام میکنی؟»و در سوره توبه بخاطر موافقت با نیامدن منافقان به جهاد آیه نازل شد:«عَفَا اللَّهُ عَنکَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ»«خدا تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان برایت آشکار شوند، به آنان اجازه دادی؟»آیا این آیات با مقام پیامبر منافات دارد؟خیر.در نگاه کلامی اسلام، بهویژه در مکتب شیعه، پیامبران الهی معصوماند. بنابر این این آیات به معنای ارتکاب گناه شرعی از سوی پیامبر نیست؛ بلکه خداوند متعال از انتخاب راه شایستهتر سخن گفته و گاهی نیز خطاب خدا به پیامبر، در حقیقت آموزش و تربیت امت است.تذکر، بخشی از تربیت استما گاهی تصور میکنیم تربیت فقط تشویق است؛ در حالی که تربیت واقعی، تشویق و تذکر را در کنار هم دارد.خداوند گاهی پیامبر را تسلی میدهد:«مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ»پروردگارت تو را وانگذاشته و با تو دشمن نشده است.گاهی او را میستاید:«وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»و گاهی او را به انتخاب شایستهتر متوجه میکند.پس تذکر الهی نه نشانه فاصله، بلکه در بستر محبت، هدایت و تربیت معنا دارد.حتی زمان و مقدار وحی نیز در اختیار پیامبر نبودیک نکته مهم دیگر نیز قابل تأمل است: وحی، محصول اراده شخصی پیامبر نبود.پیامبر(ص) نمیتوانست تعیین کند امروز چه آیهای نازل شود، چه زمانی وحی بیاید، چه مقدار از آیات نازل شود یا الفاظ وحی چگونه باشد.گاهی وحی نازل میشد و بعضا مدتی وقفه ایی در نزول آن پیش میآمد. پیامبر در انتظار وحی میماند و نمیتوانست از پیش، زمان و محتوای آن را تعیین کند.
شاید یکی از حکمتهای این فاصلهها و توقفهای وحی آن بود که برای مردم روشن شود پیامبر، سازنده و تولیدکننده وحی نیست؛ دریافتکننده و ابلاغکننده پیام خداست.به تعبیر دیگر، خداوند میخواست مرز میان «پیامبر» و «خداوند» برای همیشه روشن بماند؛ هرچه از وحی است، از اوست و پیامبر در الفاظ وحی، زمان نزول و مقدار آن، اختیار و تصرفی از خود ندارد.این نکته، جلوهای از بندگی پیامبر است: پیامبری که بزرگترین مأموریت تاریخ را بر عهده دارد، حتی در دریافت پیام الهی نیز منتظر فرمان خداست.در همین چارچوب میتوان یکی از جلوههای زیبای «تربیت الهی پیامبر» را دید: خداوند او را چنان تربیت کرد که حتی در اوج مقام نبوت، خود را بنده و مأمور خدا بداند، نه شریک در امر وحی.پیامبر؛ مربی انسانها، تربیتیافته خداپیامبر اکرم(ص) بزرگترین مربی و الگوی انسانها بود؛ قرآن نیز درباره پیامبر(ص) میفرماید:«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»«قطعاً برای شما در رسول خدا الگویی نیکوست.»پس پیامبر فقط «معلم اخلاق» نبود؛ خود، اخلاق مجسم بود.خداوند او را با وحی تربیت کرد؛ با قرآن، صبر، رحمت، عدالت و عبودیت ساخت؛ گاهی تسلیاش داد، گاهی او را ستود و گاهی برای رسیدن به مرتبهای برتر، او را متوجه نکتهای کرد.از همین رو، میتوان گفت:پیامبر، مربی انسانها بود چون پیش از آن، خود در مدرسه خداوند تربیت شده بود.این نگاه، یک پیام مهم برای زندگی امروز دارد:هیچکس از تربیت و تذکر بینیاز نیست.اگر پیامبر اکرم(ص) در مدرسه وحی تحت تربیت الهی قرار داشت، ما چگونه میتوانیم خود را بینیاز از نقد و اصلاح بدانیم؟
مدیری که فقط تعریف میشنود، ممکن است واقعیتها را نبیند. نهادی که فقط موفقیتهای خود را روایت میکند، ممکن است از کاستیهایش غافل شود و انسانی که هیچگاه احتمال خطای خود را نمیپذیرد، فرصت رشد را از خود میگیرد.قرآن با نقل تذکرات الهی، فرهنگ بزرگی را به ما میآموزد:عظمت انسان در بینیازی از تذکر نیست؛ در ظرفیت او برای پذیرش هدایت و اصلاح است.و شاید بتوان خلاصه این حقیقت را در همان سخن مشهور بیان کرد:«أدَّبَنی رَبّی فأحسَنَ تأدیبی»پروردگارم مرا ادب کرد و چه نیکو ادب کرد.و نتیجه این تربیت، از نگاه قرآن، انسانی بود که دربارهاش فرمود:«وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»و تو بر خُلقی عظیم قرار داری.شاید راز عظمت پیامبر همین باشد:او پیش از آنکه مربی انسانها باشد، خود را در مدرسه خداوند تربیتشده میدانست.#تربیت_الهی_پیامبر#پیامبر_رحمت#خُلق_عظیم#مکتب_وحی#اخلاق_نبوی#سیره_نبوی#رسول_خدا#رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف 08:25 - 21 مرداد 1405