پایانِ یک عصر، آغازِ یک عهد
تاریخ، همواره میانِ «پایانها» و «آغازها» در نوسان است. اما هیچ پیوندِ میانِ این دو، به اندازه آنچه در اسفندماه ۱۴۰۴ رخ داد، تکاندهنده و در عین حال امیدبخش نبود. شهادت مظلومانهی رهبر انقلاب اسلامی، نه تنها پایانِ یک عصرِ پرفراز و نشیب از مدیریتِ سیاسی و معنوی ایران بود، بلکه آغازِ عهدی نوین است؛ عهدی که در آن، «اندیشهی رهبری» از یک شخص به یک «فرهنگِ مقاومتِ ماندگار» تبدیل شد.
۱. با عروج ملکوتی آیتالله امام خامنهای، عصری که در آن یک شخصیتِ واحد، همزمان نمادِ حاکمیت، مروجِ مقاومت و مرجعِ معنوی بود، به پایان رسید. عصری که در آن، کلماتِ رهبر، جهتدهندهی اصلیِ دیپلماسی و سیاستِ منطقهی ما بود. بمبارانِ جنایتکارانهی دشمن، قصد داشت با حذفِ این «مرکزیتِ قدرت»، عصرِ استقلال و اقتدار ایران را به پایان برساند و ایران را به دورانِ سرگردانی و ضعف بازگرداند. اما این پایان، تنها پایانِ یک کالبد بود، نه پایانِ یک جریان.۲. در فلسفهی تاریخ، بزرگترین شخصیتها زمانی به کمال میرسند که از حیاتِ فیزیکی عبور کرده و به «ایده» تبدیل شوند. با شهادت رهبر، ما وارد عهدِ جدیدی شدیم: عصری که در آن، آموزههای ایشان از «مدیریتِ روزمره» به «قانونِ حاکم بر حرکتِ ملت» تبدیل شد. اکنون، راهِ مقاومت دیگر تنها یک دستورالعمل سیاسی نیست، بلکه به یک «میراثِ مقدس» و یک «عهدِ همیشگی» میانِ ملت و آرمانهایشان بدل شده است. عهدِ جدید، عهدِ ملتی است که دیگر برای حرکت، نیازی به فرمانِ مستقیم ندارد، چرا که «نقشهی راه» را با خونِ رهبرِ خود بر خاکِ وطن حک کرده است.۳. تفاوتِ میانِ یک نظام «دیکتاتوری» و یک «نظامِ مبتنی بر حق طلبی»، در همین گذار است. در دیکتاتوریها، با مرگِ رهبر، عصرِ آن رژیم پایان مییابد؛ اما در نظامِ های مبتی بر دین و مردم سالاری، با شهادتِ رهبر، عصرِ او آغاز میشود. انتقالِ مقتدرانهی قدرت و استواریِ ملت در مراسمات، نشان داد که ما با پایانِ عصرِ «شخصیتِ واحد»، وارد عهدِ «جریانِ همگانی» شدهایم. اکنون، هر ایرانی، هر سرباز و هر جوان، خودِ آن رهبری است که در مسیرِ حق گام برمیدارد.
۴. این آغاز، پیامِ سیاسیِ بسیار مهمی برای جهان دارد. دشمن با ترور، گمان میکرد عصرِ اقتدارِ ایران را به پایان میرساند، اما با این اقدام، ناخواسته «عهدِ جدیدِ مقاومت» را کلید زد. جهانی که شاهدِ این گذارِ باشکوه بود، دریافت که ایران با شهادتِ رهبرش، ضعیفتر نشده، بلکه «ایدهآلتر» و «منسجمتر» شده است. این عهد، عهدِ عبور از نظمِ قدیمی به سوی نفوذِ تمدنیِ اسلام است.اگرچه تلخیِ فراق، بر جانها سنگینی میکند، اما نباید از یاد برد که هر غروبی، مقدمهی طلوعی است. پایانِ عصرِ حیاتِ فیزیکیِ رهبر، آغازِ عصرِ حیاتِ ابدیِ اندیشهی ایشان است. ما از عصرِ «شنیدنِ کلماتِ رهبر» به عصرِ «زیستن با آرمانهای ایشان» گذار کردیم. این عهدِ جدید، عهدِ پیروزی است؛ عهدی که در آن، خونِ شهید، چراغِ راهِ نسلهای آینده خواهد بود تا از میانِ خاکسترِ اسفند، شکوهِ دوبارهی ایران را بنا کنند.#باید_برخاست#بدرقه_آقای_شهید_ایران#مثلی_لا_یباع_مثله#رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف 10:28 - 10 تیر 1405