ترامپ دلقک نیست!

در نگاه نخست، مقایسه یک سیاستمدار بظاهر تراز اول با یک دلقک ممکن است شبیه به یک شوخی یا توهین به نظر برسد؛ اما اگر از منظر «پدیدارشناسیِ صداقت» به ماجرا نگاه کنیم، به حقیقتی تلخ و گزنده می‌رسیم: دلقک‌ها در حرفه خود بسیار صادق‌تر از ساختار سیاسی ترامپ عمل می‌کنند. اما چرا؟
۱.دلقک با بینی قرمز و صورت سفید، از همان ابتدا با فریادی بلند اعلام می‌کند: «من در حال بازی هستم!». نقاب او، عینِ صداقت اوست. او ادای دانایی در نمی‌آورد و نمی‌خواهد ناجی تمدن بشری باشد؛ او می‌پوشد تا دیده شود و بازی می‌کند تا بخنداند. اما در «ترامپیسم»، نقاب و واقعیت چنان در هم تنیده‌اند که مخاطب نمی‌داند کجا با یک استراتژی سیاسی روبروست و کجا با یک نمایشِ زرد. ترامپ از ابزارهای نمایش استفاده می‌کند تا «حقیقت» را پشت غبار جنجال پنهان کند، در حالی که دلقک نمایش را به کار می‌گیرد تا یک «حقیقت انسانی» (شادی یا غم) را عریان سازد. ۲. میان دلقک و تماشاگر قراردادی نانوشته و صادقانه وجود دارد: «من زمین می‌خورم تا تو بخندی». دلقک با «حقارتِ خود» به دیگران بزرگی می‌بخشد. اما در قمار سیاسی ترامپ، قرارداد به نفع یک طرف تغییر می‌کند؛ او از ادبیات توده استفاده می‌کند اما لزوماً به نفع آن‌ها عمل نمی‌کند. او برخلاف دلقک که توهین‌ها را به جان می‌خرد تا شادی تولید کند، با «تحقیر دیگران» برای خود بزرگی می‌سازد. دلقک صادقانه می‌گوید که شکست خورده، اما ترامپ حتی در آشکارترین شکست‌ها، دروغِ پیروزی را بر صداقتِ پذیرش ترجیح می‌دهد. ۳.دلقک‌ها با واقعیت‌های فیزیکی سر و کار دارند؛ اگر بیفتند، واقعاً افتاده‌اند و شکست را به یک اثر هنری تبدیل می‌کنند. اما ترامپ مفهومی به نام «حقیقت جایگزین» را به ادبیات جهانی تزریق کرد. دلقک هرگز ادعای مالکیت بر حقیقت را ندارد، اما خطر ترامپ در این است که «سرگرمی» را در لباس «حقیقت مطلق» می‌فروشد. او از تکنیک‌های دلقک‌ها (اغراق و تکرار) استفاده می‌کند تا مفاهیم جدی جهان را بی‌اعتبار کند.
۴. دلقک‌های واقعی (مانند تلخک‌های دربار) تنها کسانی بودند که جرئت داشتند حقایق تلخ را با زبانی شیرین به پادشاه بگویند؛ آن‌ها از نقاب برای «افشای حقیقت» استفاده می‌کردند. ترامپ اما نقاب «ناجی» بر چهره می‌زند و از جنجال برای «پوشاندن حقیقت» بهره می‌برد. اگر دلقک سیرک مخاطب را «می‌خنداند» تا به آرامش جمعی برسد، او مخاطب را «می‌شوراند» تا به پیروزی شخصی دست یابد.دلقک‌ها قابل احترامند چون مرز میان «بازی» و «واقعیت» را حفظ می‌کنند. آن‌ها صادقانه‌ترین بازیگران تاریخ‌اند چون ادایِ «نابازیگر» را در نمی‌آورند. اما وقتی سیاستمداری با همان ابزارها وارد گود می‌شود، صداقت اولین قربانی است. در نهایت، بینی قرمز دلقک از کراوات قرمز سیاستمدار صادق‌تر است؛ چرا که اولی نشانه شغلی برای «شادی» است و دومی نشانه قماری برای «قدرت» که در آن، حقیقت همیشه بازنده اصلی است.#ترامپیسم#پدیدارشناسی_صداقت #نقد_سیاسی #هنر_دلقک #اخلاق_سیاسی#حقیقت_و_مجاز#صداقت_سیاسی #نقد_ترامپ#دلقک_یا_سیاستمدار#روانشناسی_قدرت#نمایش_سیاسی#حقیقت_تلخ#امامزادگان#ایران_عزیز#بقاع_متبرکه#سازمان_اوقاف#انقلاب_اسلامی#مرگ_بر_آمریکا#مرگ_بر_اسرائیل #رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف
13:18 - 27 فروردین 1405

2 إعادة النشر2 التفاعل
95٫8k من المشاهدات


2 الإجابة

@user175245781723منذ 1 ساعات
تعليقًا على
یک ضرب‌المثل ترکی می‌گوید: وقتی یک دلقک در قصری مستقر می‌شود،پادشاه نمی‌شود؛ این قصرِ شاه است که به سیرک تبدیل می‌شود. بیراهه روی حاصل مناقشه های غلط است.دلقک راباتلخک اشتباه نگیرید.اگرصاحب دلق به معنی نیرنگ و ریا را با کاف تصغیرتحقیر کنید میشود دلقک.کابینه اش هم سیرکی میشود که ترک ها می گویند....

‌آرش‌ صورة الملف الشخصي
@Arash18منذ 7 دقائق
تعليقًا على
بله شغل فعلی او ریاست جمهوری آمریکاست ولی اینکه چه شخصیتی دارد و برای چه کاری مناسب به نظر میرسد بحث دیگری است.