ده ماده؛ ده میدانِ مین
«از میدان تا میز: عبور از ده میدانِ مینِ دیپلماتیک»توافق ده مادهای میان ایران و ایالات متحده برای آتشبس، اگرچه گامی بلند و تنفسگاهی برای منطقه محسوب میشود، اما حقیقت آن است که این سند فعلاً تنها «جوهری بر روی کاغذ» است. تاریخ به ما آموخته است که دشوارتر از امضای یک توافق، صیانت از آن و تبدیلِ «بایدها» به «واقعیتهای روی زمین» است.
۱. مادههای ده گانهی این توافق، مانند نقشهی راهی هستند که مسیر صلح را ترسیم کردهاند، اما پیمودن این مسیر نیازمند گامهای عملیاتی است. هر بند از این توافق میتواند به میدانِ مینِ جدیدی تبدیل شود اگر دیپلماسی ما با هوشمندی، ضمانتهای اجرایی لازم را از طرف مقابل نگیرد. صلح روی کاغذ زیباست، اما صلحی پایدار است که در رگهای اقتصاد و امنیتِ مردم جریان یابد.۲. اشتباه است اگر گمان کنیم با آتشبس، نبرد پایان یافته است. حقیقت این است که از این لحظه، جنگ از سنگرهای خاکی به اتاقهای دربسته و پشت میزهای مذاکره منتقل شده است. اکنون «جنگِ دیپلماسی» میان دو قدرت بزرگ آغاز شده؛ جایی که سلاحِ آن نه موشک، بلکه «منطق، صبر و زیرکیِ راهبردی» است. در این مرحله، هر واژه و هر ویرگول در متنِ نهایی، حکم یک خاکریز را دارد که نباید از دست برود.۳.دیپلماسی ما اکنون در حساسترین پیچ تاریخی خود قرار دارد. پس از داغِ سنگینِ شهادت رهبری و ایستادگی در برابر تجاوز، اکنون نوبت به سردارانِ دیپلماسی رسیده است تا با تکیه بر «اقتدارِ میدانی»، میوهی استقامتِ ملت را بچینند. تلاش برای «محقق کردن» این ده ماده، نیازمند یک دیپلماسی تهاجمي و در عین حال هوشمندانه است تا اجازه ندهد دشمن آنچه را در میدان نبرد به دست نیاورده، در پوششِ کلمات و بندهای مبهم به دست آورد.۴. توافق ده مادهای ایران و آمریکا، فعلاً تنها «جوهری بر روی کاغذ» است. حقیقت این سند در میدانِ عمل مشخص خواهد شد، جایی که هر بندِ آن مانند «یک میدان مینِ» است؛ اگر دیپلماسی ما با دقتِ یک تخریبچی عمل نکند، دشمن تلاش میکند آنچه را در جنگ به دست نیاورده، با «تفسیرِ واژهها» منفجر کند.
13:11 - 19 فروردین 1405