سیدِ شعر و شور؛ مؤیدی که واژه را به نیایش بدل کرد

در روزگار غفلت و غبار، او آمد تا کلمه را وضو دهد و شعر را به نماز بدل کند. سید رضا مؤید، شاعر صداقت و سوز ایمان، نه تنها با واژه، که با جان خود شعر گفت و رفت، اما طنین حضورش هنوز در هوای ادبیات متعهد و عاشقانه جاری است.
در سرزمینی که کلمه گاه اسیر تزویر است، سید رضا مؤید، شاعری بود که واژه را از غبار ریا شست و با عطر حقیقت معطر کرد. او از آن دسته مردان کم‌شمار روزگار بود که می‌نوشت تا دل بیدار شود، نه دفتر پر شود.شعر برای او حرفه نبود، تسبیحی بود از کلمات مقدس. هر بیتش وضویی تازه می‌گرفت از اشک و ایمان. از “عاشورا” گفت، از “انتظار” نوشت، و از “انسان” سرود؛ با همان صداقت روستایی که در لهجه‌اش موج می‌زد و در چشمانش می‌درخشید.مؤید از نسل شاعرانی بود که میان شور و شعور، مرز نمی‌گذاشتند. در شعر او، “احساس” با “اعتقاد” هم‌خانه بود و “عشق” با “عرفان” دست در دست.بیت‌هایش چون آیه‌ای زمینی بود از کتابی آسمانی:واژه در دست او تسبیح می‌شد،و قلمش چنان می‌نوشت که گویی در خلوت خویش با خدا گفت‌وگو می‌کند.هرکه با او هم‌نفس شد، طهارت واژه را فهمید. هرکه شعرش را خواند، جرعه‌ای از ایمان نوشید. او آینه‌ای بود که شعر در آن، چهره‌ای الهی می‌یافت.اکنون اگر نیست، صدای حضورش هست؛ در هر محفلی که از ایمان و انسان گفته می‌شود.نامش همچنان می‌درخشد؛ چون چراغی بر بام شعر انقلاب، چون ذکر صادقی در نیمه‌شب دل‌های مؤمن.سید رضا مؤید رفت، اما نرفت؛چرا که شاعران مؤمن نمی‌میرند —آنها در حافظه ایمان جاودانه‌اند.#معممی_مقدم#رضا_معممی_مقدم#ایران#تهران#فرهنگ#اجتماعی#فرهنگی#فلسطین#غزه#مقاله#خامنه_ای#انقلاب#بقاع_متبرکه#امامزادگان#خانواده
12:31 - 21 مهر 1404

253 بازدید