افسر سابق آمریکا: شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس برتری ایران را بپذیرند

افسر بازنشسته آمریکایی معتقد است که شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس یقین دارند که باید در نهایت برتری قدرت ایران را در این منطقه بپذیرند؛ لذا معتقد است پس از این جنگ، این کشورها، به آمریکا اجازه ایجاد پایگاه نظامی نخواهند داد.
گروه تحلیل بین‌الملل: یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان، مضمحل شدن زیرساخت‌های لجستیکی و خطوط تأمینی و تأسیسات نظامی آمریکا در تمام پایگاه‌های منطقه‌ای آن بود. از نگاه یک نظامی کهنه‌کار که تجربه جنگی و مشاوره رزمی قابل توجهی را یدک می‌کشد، این وضعیت، در سطوح راهبردی و تاکتیکی، معانی بسیاری را تداعی می‌کند که ممکن است از نظر بسیاری از سیاستمدارن، دور بماند. از این رو منعکس کردن دیدگاه فنی یک کارشناس نظامی، به ویژه نظامی آمریکایی، در باب پیامدهای ناشی از انهدام پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، فارغ از اهمیت آشکار آن، در درک آینده پیش‌رو و اقداماتی که ایران، به عنوان بازیگر اصلی این میدان باید انجام دهد، کمک شایانی خواهد کرد.سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، که در جنگ اول خلیج‌فارس نیز مشارکت داشته، نابودی پایگاه‌های آمریکایی را در منطقه، به ضعف صنعتی و نقص دکترین عملیاتی در آمریکا پیوند می‌زند و تأکید می‌کند که شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس، بیش از این نمی‌توانند زیر چتر امنیتی آمریکا، احساس امنیت خود را حفظ کنند و مجبور خواهند بود برتری ایران را در این منطقه بپذیرند. او معتقد است که کنترل ایران بر تنگه هرمز، رهاورد دو دهه آماده‌سازی ایران نه فقط در عرصه نظامی، بلکه در بخش‌های مختلف ازجمله زیرساخت‌ها، شبکه‌های ارتباطاتی و اطلاعاتی و خطوط تأمین ایمن است.
کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت شده و آمریکا و تمام متحدین منطقه‌ای او باید این واقعیت را بپذیرنداز نگاه مک‌گرگور مهم‌ترین واقعیت جنگ این است که ایران کنترل تنگه هرمز را در اختیار گرفته و آمریکا با وجود تمام امکانات دریایی و هوایی، ابزار مؤثری برای تغییر این وضعیت ندارد. مک‌گرگور استدلال می‌کند که ایران با اتکا به موشک‌های دقیق، سامانه‌های شناسایی، اطلاعات و نظارت پیوسته، محیطی ایجاد کرده که ناوها و پایگاه‌های آمریکایی را در موقعیتی بسیارآسیب‌پذیر قرار داده است. مک‌گرگور تأکید می‌کند که مشکل اصلی آمریکا این است که در برابر شبکه موشکی و اطلاعاتی ایران، امکان استفاده آزادانه از قدرت دریایی خود را از دست داده و هرگونه حضور گسترده نظامی در خلیج فارس به هدفی آسان برای حملات ایران تبدیل می‌شود. او این وضعیت را نشانه تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس توصیف می‌کند؛ تغییری که به باور او کشورهای عربی منطقه را نیز به این نتیجه رسانده که حضور پایگاه‌های آمریکایی بیش از آنکه امنیت ایجاد کند، عامل جذب جنگ و بی‌ثباتی است.ایران استفاده از پایگاه‌های منطقه‌ای را برای نیروهای آمریکایی غیرممکن ساخته استمک‌گرگور در تشریح وضعیت پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا مدعی است که ایران در پاسخ به ورود مستقیم واشنگتن به جنگ، تقریباً تمامی پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داده و توان عملیاتی آن‌ها را به شدت مختل کرده است. به گفته او، اگرچه مقام‌های آمریکایی همچنان اصرار دارند که این پایگاه‌ها فعال هستند، اما واقعیت میدانی این است که نیروهای آمریکایی عمدتاً در پناهگاه‌های زیرزمینی مستقر شده‌اند و امکان استفاده مؤثر از بسیاری از این تأسیسات وجود ندارد.
او نابودی رادارهای هشدار زودهنگام را مهم‌ترین بخش این حملات می‌داند، زیرا معتقد است حذف این سامانه‌ها زمان واکنش آمریکا را به چند دقیقه کاهش داده و موجب شده نیروها عملاً در وضعیت «غافلگیری دائمی» قرار بگیرند. از نگاه مک‌گرگور، این وضعیت نشان می‌دهد که ایران توانسته برتری اطلاعاتی و موشکی قابل توجهی ایجاد کند و محیط عملیاتی خلیج فارس را برای آمریکا به فضایی بسیار پرخطر و ناپایدار تبدیل سازد؛ فضایی که در آن حتی حضور فیزیکی پایگاه‌ها نیز الزاماً به معنای توان استفاده عملیاتی از آن‌ها نیست.ایران در دو دهه گذشته، برای یک جنگ فرسایشی و عقب راندن آمریکا، آماده شده است نقطه اتکای اصلی قدرت ایران در این جنگ به عقیده این نظامی بازنشسته، سرمایه‌گذاری بلندمدت و هدفمند روی زیرساخت‌های زیرزمینی و زرادخانه عظیم موشکی است. او توضیح می‌دهد که ایران طی حدود دو دهه به‌جای تمرکز بر نیروی هوایی کلاسیک یا ناوگان دریایی بزرگ، منابع خود را صرف ساخت تأسیسات عمیق و امن زیرزمینی و انباشت «هزاران هزار» موشک کرده تا بتواند در یک جنگ فرسایشی دوام بیاورد. مک‌گرگور با اشاره به برآوردی حدود ۴۵ هزار موشک پیش از آغاز جنگ، تأکید می‌کند که ایران از ابتدا می‌دانست باید راهبرد خود را بر حفظ قابلیت تلافی‌جویی مستمر بنا کند. لذا ایران در روزهای ابتدایی جنگ عمداً از موشک‌های قدیمی‌تر استفاده کرد تا سامانه‌های دفاعی آمریکا و اسرائیل را فرسوده و ذخایر رهگیر آن‌ها را مصرف کند و سپس به‌تدریج موشک‌های دقیق‌تر و پیشرفته‌تر خود را وارد میدان کرد.
از نظر مک‌گرگور، این مدل سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که تهران از سال‌ها قبل برای مواجهه‌ای طولانی‌مدت آماده شده و بر خلاف تصور واشنگتن، ساختار نظامی‌اش برای تحمل ضربات اولیه و ادامه جنگ طراحی شده است.این نظامی بازنشسته تأکید می‌کند که دقت و قدرت تخریب بالای موشک‌های ایرانی سبب شده تا نیازی به شلیک انبوه نباشد، زیرا هر موشک می‌تواند با دقت بالا یک هدف راهبردی را نابود کند؛ بنابراین ایران قادر است با تعداد محدودتری موشک، خسارت بسیار بیشتری وارد سازد. او این تحول را نشانه‌ای از تغییر ماهیت جنگ مدرن می‌داند؛ در این وضعیت، کشوری که بتواند موشک‌های دقیق و ارزان‌تر را در مقیاس بالا تولید و شلیک کند، می‌تواند حتی قدرت‌های بزرگ را در موقعیت تدافعی قرار دهد.شیخ‌نشین‌های خلیج فارس، مجبورند برتری ایران را پذیرفته و پایگاه‌های خود را از آمریکا پس بگیرندمک‌گرگور معتقد است یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنگ برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، تغییر نگاه آن‌ها به حضور نظامی آمریکا خواهد بود. او استدلال می‌کند که ایران آشکارا به دولت‌های عربی نشان داده هر کشوری که به آمریکا اجازه ایجاد پایگاه نظامی و مشارکت در عملیات علیه ایران بدهد، خود به هدف مستقیم حملات تبدیل خواهد شد. از نگاه او، شیخ‌نشین‌های خلیج فارس که در چند دهه اخیر تحت چتر امنیتی بریتانیا و سپس آمریکا قرار داشتند، اکنون با واقعیتی مواجه شده‌اند که در آن واشنگتن دیگر قادر به تأمین امنیت آن‌ها نیست و حتی حضور نیروهای آمریکایی می‌تواند خطر جنگ را افزایش دهد.
مک‌گرگور این وضعیت را نوعی «وارونگی امنیتی» توصیف می‌کند؛ یعنی جایی که پایگاه‌های آمریکایی به‌جای بازدارندگی، به «آهنربای جنگ» تبدیل می‌شوند. او پیش‌بینی می‌کند که پس از پایان جنگ، بسیاری از دولت‌های عربی منطقه به‌تدریج خواستار کاهش یا پایان حضور نظامی آمریکا خواهند شد، زیرا به این جمع‌بندی می‌رسند که هزینه میزبانی از نیروهای آمریکایی از منافع آن بیشتر شده است.ضعف صنعتی و کمبود نیروی انسانی، دکترین نظامی آمریکا را بلااستفاده کرده استمک‌گرگور ضعف صنعتی آمریکا را در تناقض با دکترین نظامی آن توصیف می‌کند. آمریکا برای جنگ‌های کوتاه، محدود و متکی بر برتری هوایی و دریایی آماده است و برای نبردهای فرسایشی با قدرت‌های بزرگ یا دولت‌هایی که توان تحمل و بازتولید بالا دارند، هیچ ابزاری در اختیار ندارد. او می‌گوید بحران کنونی ثابت کرد که آمریکا و متحدانش به‌ویژه در حوزه موشک‌های پیشرفته و سامانه‌های پدافندی، با کمبود جدی ذخایر روبه‌رو هستند؛ در حالی که چین و روسیه از ظرفیت صنعتی بسیار بزرگ‌تری برای تولید انبوه موشک، مهمات و تجهیزات برخوردارند.مک‌گرگور تأکید می‌کند که واشنگتن طی دهه‌های اخیر تصور می‌کرد می‌تواند صرفاً با ناوها، هواپیماها و حملات دقیق از راه دور جنگ‌ها را مدیریت کند، اما تجربه اوکراین و جنگ با ایران نشان داده که در نبردهای مدرن، توان تولید انبوه و استمرار لجستیکی اهمیت تعیین‌کننده دارد.
از نگاه او، آمریکا نه تنها در تولید مهمات پیشرفته از رقبایش عقب افتاده، بلکه ساختار ارتش آن نیز برای جنگ‌های زمینی بزرگ تحلیل رفته است؛ به‌گونه‌ای که برخلاف گذشته، دیگر نیروی انسانی و ظرفیت لازم برای عملیات‌های وسیع زمینی را ندارد. او نتیجه می‌گیرد که ترکیب فرسایش ذخایر موشکی، ضعف در تولید صنعتی و اتکای بیش از حد به قدرت هوایی، می‌تواند آمریکا را در برابر قدرت‌های «هم‌تراز» مانند چین، روسیه یا حتی بازیگرانی چون ایران، در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار دهد.با دنبال کردن صفحه تحلیل بین‌الملل، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با خبر شوید.
19:40 - 27 اردیبهشت 1405
بین‌الملل

5 بازنشر11 واکنش
131٫5k بازدید



10 پاسخ

در پاسخ به
موقعیت راهبردی تنگه هرمز درتقویت قدرت اقتصادی نظامی وکنترل رفتارهای ناعادلانه کشورهای متخاصم نقش موثروبالایی خواهد داشت وهعلت مخالفت دشمن آگاهی کامل او به این قدرت است.

تصویر نمایه‌ی ‌امین یزدان پناه‌
@Amin_Y2 روز پیش
در پاسخ به
این حرف شامل هر کدام از شیخ‌نشین‌ها شود، شامل امارات صهیونیستی متحده نمی‌شود.تودهنی اساسی نیاز دارد این امارات.

تصویر نمایه‌ی ‌حامد‌
@hamed_am2 روز پیش
در پاسخ به
ما در جمهوری اسلامی دنبال برتری طلبی نیستیم و با کشور های اسلامی برادریم.ما فقط دنبال نابودی دشمنان خدا‌ و در راس آنها آمریکا و اسرائیل هستیم.

@al_aghsa2 روز پیش
در پاسخ به
بلاخره مجبورن بپذیرند البته اگر چیزی از حاکمیت عراب خلیج فارس بماند ،اوضاع خیلی تغییر کرده

@EmamRezaei2 روز پیش
در پاسخ به
ک

@EmamRezaei  •  12 اردیبهشت 1405

مطالبه

آیا یارانه ایرانیان خارج از کشور قطع شده است؟

در شرایط جاری اقتصادی کشور، همچنان یارانه برای مهاجران رفته از کشور واریز می‌شود و خانواده‌های آنان این مبالغ را مصرف می کنند، چرا فرزندانی که‌ مهاجرت کرده اند همچنان یارانه دریافت می کنند.

دولت، اقتصاددانان

0
100
گزارش از مطالبه

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌Mr Bi Taarof‌
@bitaarof2 روز پیش
در پاسخ به
ما هم باید کم کم دولت عزیز جناب دکتر پزشکیان و تمام اصلاحطلبان و اساتید دانشگاه حامی این طیف رو بازخرید و با چند پرواز بفرستیم امریکا حتا حقوق دلاری هم بهشون بدیم ، بخدا که ضرر این طیف هزاران برابر حمله امریکا بوده و رسما دارن در زمین اونا بازی میکنن