تحلیل مکگرگور از تناقضگوییهای وزیر جنگ آمریکا در جلسه کنگره
افسر بازنشسته و مشاور پیشین پنتاگون توضیح میدهد که ترامپ فاقد تفکر راهبردی است و هیچ سطحی از پختگی سیاسی را نمیتوان در او مشاهده کرد؛ بنابراین اگر بخواهد به خواست نتانیاهو در مسیر تشدید گام بردارد، بعید نیست که جهان بخواهد علیه «دیوانگان در واشنگتن» متحد شود.
گروه تحلیل بینالملل: داگلاس مکگرگور در توضیحات خود تأکید کرد که در نتیجه جنگی که به ناحق به ایران تحمیل شد، پایبندی جامعه ایرانی، به ویژه قشر جوان، به آرمانهای استقلالخواهی و مقاومت، بیش از پیش افزایش یافت. این نظامی بازنشسته با انتقاد از اظهارات هگسث در جلسه استماع کنگره، او را بلندگوی مواضع نتانیاهو در کنگره توصیف و تأکید کرد که «وزیر خودخوانده جنگ» با این کار، حتی دروغی که ترامپ در رابطه با جنگ علیه ایران به افکار عمومی آمریکا گفته بود، رسوا کرد.هگسث، دروغ ترامپ برای جنگ علیه ایران را رسوا کردمکگرگور با اشاره به جلسه استماع پیت هگسث در کنگره توضیح میدهد که تناقض بنیادین روایت رسمی واشنگتن درباره جنگ با ایران، در این جلسه آشکار شد. او معتقد است که هگسث تلاش کرد حمله به ایران را با ادعای «تهدید فوری هستهای» توجیه کند، اما همزمان مدعی شد که تأسیسات هستهای ایران در عملیات آمریکا «نابود» یا زیر آوار مدفون شدهاند. از نگاه مکگرگور، این دو گزاره متناقض هستند؛ اگر توان هستهای ایران واقعاً نابود شده، دیگر نمیتوان از یک تهدید فوری و قریبالوقوع سخن گفت؛ و اگر تهدید همچنان باقی است، پس ادعای موفقیت قاطع عملیات نظامی معنای خود را از دست میدهد. به همین دلیل، او میگوید هگسث در کنگره عملاً خود را گرفتار کرد و همان «دروغی» را که ترامپ برای آغاز جنگ خلق کرده بود، تضعیف نمود.
هگسث صدای نتانیاهو در جلسه استماع کنگره بوددر ادامه، مکگرگور این تناقض را نه یک خطای لفظی، بلکه نشانه وابستگی روایت آمریکا به خط تبلیغاتی نتانیاهو معرفی میکند. به باور او، ادعای تداوم «جاهطلبی هستهای ایران» بر ارزیابی مستقل اطلاعاتی آمریکا استوار نیست و بازتاب همان ادبیاتی است که نتانیاهو برای مشروعسازی فشار و جنگ علیه ایران تولید کرده است. از نگاه مکگرگور، هدف واقعی جنگ نیز وادار کردن ایران به پذیرش موقعیتی فرودست در برابر خواستههای اسرائیل بود؛ یعنی رساندن تهران به نقطهای که برای جلوگیری از حملات بعدی، عملاً خود را خنثی و تابع نظم مطلوب اسرائیل کند. اما او تأکید میکند که این هدف شکست خورده، زیرا هر حمله جدید نهتنها ایران را تسلیم نکرده، بلکه منطق مقاومت و بیاعتمادی به آمریکا را در داخل ایران تقویت کرده است.ترامپ با شکست در هر گام، هدفی جدید تعریف میکندمکگرگور در ادامه تحلیل خود تأکید میکند که یکی از نشانههای اصلی شکست راهبرد آمریکا، تغییر مداوم و مرحلهای اهداف جنگ است؛ تغییری که بهوضوح در اظهارات مقامات، از جمله در همین جلسه استماع، قابل ردیابی است. به گفته او، واشنگتن در ابتدا با این تصور وارد جنگ شد که میتواند از طریق حملات نظامی، زمینه یک شورش داخلی در ایران را فراهم کند؛ اما با ناکامی این سناریو، هدف به سمت «تغییر رژیم» و حذف ساختار حاکمیت تغییر یافت. وقتی این مرحله نیز محقق نشد، روایت به سمت «نابودی کامل توان و زیرساختهای دولت ایران» حرکت کرد و در نهایت، به فشار برای وادارسازی ایران به پذیرش شروط اسرائیل تقلیل پیدا کرد.
از نگاه مکگرگور، این جابهجایی مداوم اهداف نشان میدهد که از ابتدا هیچ طراحی راهبردی منسجم، تعریف دقیق از «وضعیت نهایی مطلوب»، یا تطابقی میان اهداف، ابزارها و منابع وجود نداشته است؛ بلکه هر بار پس از شکست یک فاز، هدف جدیدی جایگزین شده تا ناکامی قبلی پنهان شود.نسل جوان در ایران، بیش از پیش به مقاومت و استقلال پایبند استمکگرگور معتقد است پیامد مستقیم حملات آمریکا و اسرائیل، منسجمتر شدن جامعه و افزایش پایبندی به مقاومت بوده است، بهویژه در میان نسل جوان. به گفته او، تجربه بمباران، فشار نظامی و بیثباتی، این برداشت را در میان بخش قابلتوجهی از جامعه ایران تقویت کرده که مذاکره با آمریکا فاقد ضمانت و اعتماد است؛ در نتیجه، مبانی اعتقادی مرتبط با ایستادگی و استقلال تقویت شده و تمایل به سازش کاهش یافته است. مکگرگور تأکید میکند که این روند بهطور خاص در میان افراد زیر ۳۰ یا ۴۰ سال پررنگتر است، بهطوری که این نسل به سمت رویکردی سوق پیدا کرده که در آن، بقا و امنیت کشور نه از مسیر مصالحه، بلکه از طریق مقاومت فعال و حتی توسعه ابزارهای بازدارنده تأمین میشود. از نظر او، این تحول دقیقاً معکوس هدف اولیه آمریکا عمل کرده و به جای شکاف داخلی، نوعی همگرایی و انسجام بیشتر ایجاد کرده است.محاصره دریایی ایران، بیش از همه به خود آمریکا آسیب میزندمکگرگور محاصره دریایی ایران عاملی برای بیثباتی گسترده در سطح جهانی توصیف میکند و تأکید دارد که پیامدهای آن مستقیماً اقتصاد و امنیت غذایی جهان را هدف گرفته است.
به گفته او، محدود شدن صادرات از خلیج فارس، زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرده و همزمان با آن، کاهش شدید جریان صادرات کودهای شیمیایی حتی کشاورزان آمریکایی را نیز با بحران هزینه و دسترسی مواجه کرده و احتمال کمبود در بازارهای داخلی را بالا برده است. از نگاه مکگرگور، چنین سیاستی بهجای تضعیف ایران، عملاً به ایجاد یک شوک چندلایه در بازارهای انرژی، کشاورزی و زنجیره تأمین جهانی منجر میشود که تبعات آن بیش از همه متوجه خود آمریکا و متحدانش خواهد بود.ترامپ خطرناک است و احتمالاً یک ائتلاف جهانی علیه آمریکا شکل بگیرددر جمعبندی نهایی، مکگرگور هشدار میدهد که همه این روندها در نهایت به یک نقطه تصمیمگیری حیاتی برای دولت ترامپ گره خورده است؛ نقطهای که در آن، انتخاب میان مهار بحران یا گسترش آن، نهتنها سرنوشت جنگ با ایران، بلکه جایگاه جهانی آمریکا را تعیین میکند. مکگرگور تأکید میکند که رویکرد ترامپ «سطحی، فاقد بلوغ و فاقد تفکر راهبردی» است و به پیامدهای جهانی توجه ندارد؛ لذا اگر واشنگتن مسیر تشدید نظامی را در پیش بگیرد، این اقدام میتواند بهسرعت معادله را از یک درگیری محدود خارج کرده و سایر قدرتها را به این جمعبندی برساند که علیه «دیوانگان مستقر در واشنگتن» باید بهصورت جمعی وارد عمل شوند. در چنین سناریویی، خطر شکلگیری یک ائتلاف گسترده علیه آمریکا افزایش مییابد و جهان وارد فاز جدیدی از تقابل میشود که پیامدهای آن نهتنها برای نظم بینالملل، بلکه برای خود آمریکا نیز عمیق و پرهزینه خواهد بود.
از نظر مکگرگور، این مسیر میتواند آغاز یک «جهان جدید» باشد؛ جهانی که در آن، آمریکا دیگر بازیگر مسلط نیست، بلکه بهعنوان یک عامل بیثباتکننده در برابر واکنش هماهنگ دیگر قدرتها قرار میگیرد.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 14:28 - 10 اردیبهشت 1405