روایت اقتصاددان آمریکایی از بلوک جدید جهانی با محوریت ایران
دکتر هادسون، اقتصاددان شناخته شده وال استریت، بر این باور است که تجاوز آمریکا به ایران، کلید آغاز یک جنگ جهانی اقتصادی را زد و اکنون نظم اقتصادی و ژئوپلتیک جهانی درحال دگرگونی است و از این پس، بلوک قدرت جدیدی با محوریت ایران، روسیه و چین، مناسبات کلان اقتصادی جهان را تعیین خواهند کرد.
گروه تحلیل بینالملل: مایکل هادسون، اقتصاددان برجسته آمریکایی و ازجمله مشاوران مورد اعتماد وال استریت، در تحلیلی مفصل توضیح میدهد که چگونه هژمونی اقتصادی که آمریکا با اتکا بر انرژی ارزان و بهره گرفتن از تهدید نظامی و تحریم ایجاد کرده بود، در حال فروپاشی است؛ او اعتراف میکند مرکز ثقل ژئوپلتیک جهان درحال انتقال به شرق است و از این پس بخشبندی جغرافیای سیاسی جهانی با محوریت ایران و بلوک قدرت آسیایی، صورت خواهد پذیرفت.آمریکا با تجاوز به ایران، جنگ جهانی اقتصادی را آغاز کرددر نگاه مایکل هادسون، جنگ علیه ایران یک «جنگ جهانی اقتصادی» است که بنیانهای کل اقتصاد بینالملل را هدف قرار داده است؛ زیرا این جنگ مستقیماً بر سه ستون حیاتی اقتصاد جهانی یعنی انرژی، کودهای شیمیایی و زنجیره تأمین مواد اولیه، اثر میگذارد. او استدلال میکند که اهمیت این منابع بهگونهای است که هرگونه اختلال در جریان آنها، کل نظام تولید، کشاورزی، حملونقل و تجارت جهانی را دچار بحران میکند. به همین دلیل، این جنگ برخلاف جنگهای کلاسیک منطقهای، اثراتش بهسرعت به همه کشورها سرایت میکند و حتی کشورهایی که در میدان نبرد حضور ندارند را نیز درگیر رکود، تورم و کمبود منابع میسازد. در این چارچوب، هادسون این جنگ را ادامه تلاش آمریکا برای کنترل شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی میداند که پیامد آن، ورود جهان به یک دوره بیثباتی گسترده و احتمالاً رکود عمیق است. جنگ با ایران، فروپاشی اقتصاد آمریکا را به شدت تسریع کرده استاز نگاه مایکل هادسون، جنگ علیه ایران نهتنها به فروپاشی نظم اقتصادی جهانی منجر میشود، بلکه این فروپاشی با یک بحران ساختاری عمیق در درون خود اقتصاد آمریکا همزمان شده و آن را تشدید میکند؛ بهطوریکه جهان در آستانه رکودی حتی شدیدتر از دهه 1930 قرار میگیرد. او توضیح میدهد که اختلال در زنجیرههای حیاتی تأمین باعث جهش قیمت انرژی و نهادههای تولید شده و مستقیماً تولید صنعتی و بهویژه کشاورزی را تضعیف میکند، که این خود به کاهش عرضه، تورم و رکود همزمان در سطح جهانی میانجامد. اما این شوک بیرونی زمانی خطرناکتر میشود که بر یک اقتصاد آمریکا سوار شود که بهگفته هادسون بهشدت «مالیشده» است؛ اقتصادی که بهجای تولید واقعی، بر بدهی، نرخهای بهره پایین و تورم قیمت داراییها، بنا شده و در عمل به یک ساختار شبهپونزی تبدیل شده است که بقای آن به تداوم اعتبار ارزان وابسته است. با افزایش نرخ بهره و قطع یا اختلال در جریان پرداختهای جهانی ناشی از بحران انرژی، این ساختارها فرو میریزند؛ شرکتها و بدهکاران قادر به بازپرداخت بدهیها نیستند، نکولها آغاز میشود و این نکولها بهصورت زنجیرهای در کل سیستم مالی گسترش مییابد، بهگونهای که یک انقباض نمایی در اعتبار و سرمایه رخ میدهد.
ژئوپلتیک جهان اکنون با محوریت بلوک قدرت در آسیا و حول جغرافیای ایران، تعریف میشودمایکل هادسون بر این باور است که یکی از پیامدهای کلیدی جنگ، شکلگیری شکافی عمیق در نظام بینالملل و حرکت جهان بهسوی دو بلوک متمایز است: از یکسو بلوک غرب به رهبری آمریکا و متحدانش در اروپا و برخی کشورهای آسیایی و از سوی دیگر بلوکی در حال ظهور در آسیا شامل روسیه، چین، ایران و دیگر کشورهایی که در پی کاهش وابستگی به نظم تحت رهبری آمریکا هستند. او این تحول را صرفاً سیاسی یا نظامی نمیداند، بلکه آن را یک بازآرایی اقتصادی-تمدنی میبیند که در آن مرکز ثقل رشد و پویایی جهانی به سمت آسیا در حال انتقال است. حتی تغییر در واژگان، از «خاورمیانه» به «غرب آسیا» از نظر هادسون نشانهای از همین جابهجایی ذهنی و ژئوپلیتیکی است؛ یعنی منطقهای که پیشتر در نسبت با اروپا تعریف میشد، اکنون بهعنوان بخشی از یک حوزه گستردهتر آسیایی بازتعریف میشود که در حال فاصله گرفتن از مدار غرب و پیوستن به یک نظم جدید چندقطبی است.انتقال مرکز ثقل ژئوپلتیک جهان به شرق و پایان هژمونی اقتصادی آمریکااز نگاه مایکل هادسون، وابستگی عمیق اقتصاد دیجیتال و شرکتهای بزرگ فناوری به انرژی، در این جنگ به شدت به چالش کشیده شده است؛ شرکتهایی مانند گوگل، آمازون و دیگر بازیگران اصلی اقتصاد پلتفرمی برای حفظ رشد خود به دسترسی پایدار و ارزان به انرژی ارزان نیاز دارند، بهویژه برای زیرساختهایی مانند مراکز داده و پردازش ابری. به همین دلیل، در سالهای اخیر شاهد مهاجرت سرمایه و زیرساخت فناوری به کشورهای نفتی خلیج فارس بودهایم؛ جایی که انرژی ارزان و سرمایههای نفتی امکان توسعه این بخش را فراهم میکرد.
اما هادسون تأکید میکند که با تشدید ناامنیهای ژئوپلیتیک و ورود مستقیم این مناطق به درگیری، این مدل در حال فروپاشی است، زیرا دیگر نمیتوان این فضاها را بهعنوان «پناهگاه امن انرژی» برای اقتصاد دیجیتال در نظر گرفت. همزمان، ایران تلاش میکند با فشار سیاسی و امنیتی، کشورهای منطقه را وادار کند از وابستگی ساختاری به آمریکا فاصله بگیرند و به سمت یک همگرایی آسیایی حرکت کنند؛ تغییری که نهفقط ژئوپلیتیکی، بلکه اقتصادی و زیرساختی نیز هست.بنابراین هادسون این تحولات را نشانهای از پایان هژمونی اقتصادی آمریکا میداند؛ به این معنا که آمریکا دیگر قادر نیست از طریق مزیتهای اقتصادی، نظم جهانی را کنترل کند و به همین دلیل به ابزارهای سختتر مانند فشار نظامی، تحریم و کنترل منابع حیاتی روی آورده است. اما این رویکرد، بهجای تثبیت قدرت، در حال تسریع فروپاشی اقتصادی آن و شکلگیری یک نظم جدید است که در آن جهان به سمت نظم چند قطبی حرکت میکند. نظمی که در آن مرکز ثقل اقتصاد و قدرت بهتدریج از غرب به شرق منتقل میشود.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 18:25 - 12 فروردین 1405