تحلیلگر سابق سیآیای: شکست دادن ایران یک توهم سیاسیست
کارشناس اطلاعاتی سابق آمریکا با بررسی اقدامات ایران در واکنش به تجاوز آمریکایی-اسرائیلی، آنها را حسابشده و دقیق توصیف کرده و تأکید میکند فشاری که ایران بر توان اقتصادی و نظامی آمریکا تحمیل میکند، تا همین الان غیرقابل تحمل بوده و در نهایت شکستی قطعی را بر آمریکا تحمیل خواهد کرد.
گروه تحلیل بینالملل: لری جانسون، تحلیلگر سابق سیآیای در گفتگویی مفصل توضیح میدهد که ایران با یک راهبرد حسابشده، اهداف مشخص آمریکایی-اسرائیلی را در سراسر منطقه نابود میکند و به صورت کامل ابتکارعمل جنگ را در اختیار دارد و در نهایت شکستی قاطع را بر واشنگتن تحمیل خواهد کرد که منجر به اخراج نیروهای آمریکایی از خلیجفارس خواهد شد.آمریکا هرگز پیروز نخواهد شد از نگاه جانسون، پیروزی نظامی آمریکا بر ایران اساساً دستنیافتنی است، زیرا نه گزینه هوایی کارآمدی لازم را دارد و نه گزینه زمینی امکانپذیر است. او تصریح میکند که قدرت هوایی بهتنهایی هرگز تعیینکننده نهایی جنگها نبوده و خود مقامات نظامی آمریکا نیز به این واقعیت تاریخی اذعان کردهاند؛ بنابراین بمباران و حملات هوایی، نمیتوانند ایران را تسلیم کنند. در بعد زمینی نیز جانسون میگوید شرایط امروز با جنگهای گذشته کاملاً متفاوت است؛ آمریکا دیگر نمیتواند مانند دهههای قبل ماهها در پایگاههای امن منطقه نیرو انبوه جمع کند، چون این تجمعها اکنون در معرض مستقیم موشکها و پهپادهای ایران قرار دارند. علاوه بر این، او بر محدودیت واقعی نیروی انسانی آمریکا نیز تأکید میکند و با مقایسه شمار نیروهای ارتش و تفنگداران دریایی آمریکا با ظرفیت بسیج انسانی ایران، نتیجه میگیرد که حتی اگر واشنگتن بخواهد به سمت تهاجم زمینی برود، نه توان تجمیع نیروی لازم را دارد، نه امکان رساندن، پشتیبانی و تدارک مستمر این نیروها را و نه میتواند آنها را در برابر آتش ایران حفظ کند؛ به همین دلیل، از نظر او، ایده شکست نظامی ایران برای آمریکا یک توهم سیاسی است. تمام داراییهای نظامی آمریکا در منطقه بیدفاع و ناکارآمد هستنداین تحلیلگر سابق سیآیای در این گفتوگو با اشاره به مجموعهای از شواهد میدانی، بر آسیبپذیری فزاینده نیروها و پایگاههای آمریکا در خلیج فارس تأکید میکند و این وضعیت را نشانهای از برتری عملیاتی ایران در میدان میداند. او از انهدام چند فروند هواپیمای سوخترسان بهعنوان ضربهای کلیدی یاد میکند که نهتنها توان پشتیبانی هوایی آمریکا را مختل کرده، بلکه نشان داده پایگاههای اصلی آن در عربستان نیز در تیررس مستقیم قرار دارند. بهگفته او، پایگاه شاهزاده سلطان پس از تضعیف سامانههای پدافندی به محیطی ناامن تبدیل شده و حتی مجبور به کاهش حضور نیروها شده است. همچنین جانسون به نابودی رادارهای حیاتی در نتیجه اصابت پهپادهای نسبتاً ساده اشاره میکند و این را نشانه فروپاشی کارایی شبکه هشدار و دفاع هوایی آمریکا در منطقه میداند. در مجموع، او نتیجه میگیرد که زیرساخت نظامی آمریکا در خلیج فارس نهتنها بازدارندگی لازم را از دست داده، بلکه بهشدت در برابر حملات دقیق و چندلایه ایران آسیبپذیر شده است.پترودلار نابود میشود و نقشه ژئوپلتیک جهان تغییر میکندبه عقیده جانسون، تحولات ناشی از جنگ به یک شوک ساختاری در اقتصاد جهانی و نظم مالی بینالمللی تبدیل شده است؛ او توضیح میدهد حملات آمریکا به ایران به بسته شدن تنگه هرمز انجامیده و این بهمعنای اختلال در بخش بزرگی از عرضه جهانی نفت، گاز و حتی نهادههای حیاتی مانند اوره است. او تأکید میکند که این وضعیت نهتنها باعث جهش سریع قیمت انرژی شده، بلکه بهصورت زنجیرهای هزینه حملونقل، قیمت کالاها و در نهایت تورم جهانی را افزایش میدهد و اقتصاد جهانی را به سمت رکود سوق میدهد.
در همین چارچوب، به زعم این کارشناس اطلاعاتی، اختلال در صادرات کود شیمیایی نیز مستقیماً امنیت غذایی جهان را تهدید میکند، زیرا کاهش دسترسی به کود به معنای کاهش تولید کشاورزی در فصل کشت و در نتیجه کاهش عرضه مواد غذایی در ماههای بعد است. جانسون این روند را در کنار یک تحول مهمتر قرار میدهد: تضعیف نظم پترو دلار و آغاز بازآرایی در روابط اقتصادی و امنیتی خلیج فارس، بهطوری که کشورهای منطقه ممکن است در حال بازنگری در وابستگی خود به آمریکا باشند و به سمت گزینههای جایگزین حرکت کنند؛ روندی که در مجموع نشان میدهد یک تصمیم نظامی، بهسرعت به یک بحران چندلایه انرژی، غذایی و ژئوپلیتیکی در مقیاس جهانی تبدیل شده است.پیروزی ایران و شکست آمریکا قطعی استاز نگاه جانسون، غیرممکن بودن پیروزی آمریکا بر ایران از دو محدودیت همزمان و بههمپیوسته ناشی میشود: ناتوانی در شکست نظامی مستقیم و ناتوانی در کنترل گلوگاه راهبردی جنگ یعنی تنگه هرمز. او تأکید میکند بنبست نظامی با یک واقعیت ثانوی تکمیل میشود: «آمریکا بخواهد فشار را از طریق باز کردن تنگه هرمز خنثی کند» که به عقیده او این کار فقط در سطح تئوریک ممکن است و در عمل مستلزم تحمل تلفات سنگین در نیرو، ناوها و زیرساختهاست، هزینهای که از نظر سیاسی و نظامی برای واشنگتن «غیرقابل قبول» است. بنابراین، در جمعبندی، آمریکا نه میتواند ایران را در میدان نبرد شکست دهد و نه میتواند پیامدهای راهبردی واکنش ایران را با هزینهای قابل تحمل مدیریت کند؛ و همین ترکیب، پیروزی را به یک هدف دستنیافتنی تبدیل میکند.
ایران یک طرح راهبردی دقیق را برای اخراج آمریکا از خلیجفارس، اجرا میکنداین کارشناس اطلاعاتی سابق توضیح میدهد هدف راهبردی ایران در این جنگ نه صرفاً پاسخگویی تاکتیکی، بلکه اجرای یک طرح عملیاتی منسجم برای تغییر موازنه منطقهای بهنفع خود و در نهایت بیرون راندن آمریکا از خلیج فارس است. او توضیح میدهد که ایران این هدف را از طریق تمرکز بر نقاط کلیدی قدرت آمریکا دنبال میکند: تضعیف حضور نظامی واشنگتن با ضربه به پایگاهها، کور کردن «چشم و گوش» آن از طریق انهدام رادارها و سامانههای حیاتی و همزمان وارد کردن فشار اقتصادی و نظامی به اسرائیل بهعنوان شریک اصلی آمریکا در منطقه. در عین حال، جانسون تأکید میکند که الگوی هدفگیری ایران نشاندهنده یک محاسبه سیاسی-نظامی دقیق است، زیرا تمرکز حملات عمدتاً بر زیرساختهای نظامی، اطلاعاتی، بانکی و انرژی بوده و تا حد زیادی از ایجاد تلفات گسترده غیرنظامی پرهیز شده است؛ رویکردی که بهزعم او با هدف حفظ مشروعیت بینالمللی، مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از گسترش کنترلنشده جنگ اتخاذ شده و نشان میدهد ایران در پی یک جنگ فرسایشی هدفمند برای وادار کردن آمریکا به عقبنشینی است، نه یک رویارویی بیقاعده و پرهزینه.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 19:25 - 27 اسفند 1404