چتمهاوس: کشورهای عربی واکنش ایران به حمله را ویرانگر میدانند
کارشناس اندیشکده چتم هاوس در یادداشتی تحلیلی مدعی شده است که مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس، ترکیه و مصر به این نتیجه رسیدهاند که هرگونه حمله به ایران میتواند پیامدهای ویرانگری را برای منطقه به همراه داشته باشد.
گروه تحلیل بینالملل: گالیپ دالای، کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در اندیشکده انگلیسی چتم هاوس، در یادداشتی تحلیلی توضیح میدهد که کشورهای حاشیه خلیج فارس به همراه ترکیه و مصر، معترفند که آمریکا با هزینه این کشورها و ایجاد ائتلاف میان ایشان و اسرائیل، مهار ایران را دنبال میکرده است و اکنون هرگونه حمله احتمالی به ایران، میتواند پیامدهای سنگینی را برای ایشان به دنبال داشته باشد. کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در اندیشکده چتم هاوس ابتدا توضیح میدهد که در گذشتهای نهچندان دور، برخی از مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس، این مسئله را مطرح میکردند که چرا آمریکا در قبال ایران موضعی قاطعتر اتخاذ نمیکند. بسیاری از نخبگان منطقه از دولت اوباما به این دلیل خشمگین بودند که این دولت مسیر دیپلماسی با تهران را در پیش گرفت. دلیل این نارضایتی از نظر این کارشناس افزایش نفوذ روزافزون ایران در سراسر منطقه بود. دالای نتیجه میگیرد که ایران شبکهای قدرتمند از متحدان دولتی و غیردولتی در منطقه ایجاد کرد که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود. این شبکه ایرانمحور به عقیده کارشناس چتم هاوس، برای رهبران عرب بسیار نگران کننده بود.اما او مدعی است که امروز وضعیت فرق کرده و کشورهای منطقه تمام تلاش خود را به کار گرفتهاند تا از طریق دیپلماسی مانع هرگونه حمله احتمالی آمریکا به ایران شوند. عمان، قطر و ترکیه تلاشهای میانجیگرانه خود را افزایش دادهاند. عربستان سعودی و مصر نیز بر کاهش تنش و دیپلماسی تأکید کردهاند.
کشورهای خلیج فارسی، ترکیه و مصر اکنون اسرائیل را تهدید اصلی میدانندکارشناس اندیشکده انگلیسی مدعی است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ترکیه و مصر به این نتیجه رسیدهاند که ایران چشماندازی برای سلطه منطقهای نداشته و ماهیت تهدیدها، امروز به شدت تغییر کرده و اکنون بزرگترین خطرها از سوی اسرائیل در قالب توسعهطلب و تهاجم، و همچنین واکنش ایران به هرگونه حمله نظامی، متوجه ایشان خواهد شد.دالای به صراحت تأکید میکند که توسعهطلبی و غیرقابلپیشبینی بودن اسرائیلیها به شدت افزایش یافته و کشورهای همسایه را بیش از پیش نگران کرده است. حمله سپتامبر ۲۰۲۵ اسرائیل به دوحه به زعم او نشانهای آشکار است که اسرائیل آمادگی دارد از تصویر متعارف امنیت منطقهای و چتر امنیتی آمریکا عبور کند و بالتبع این سبب شده تصور کشورهای حاشیه خلیج فارس از تهدید اسرائیل، تشدید شود.او توضیح میدهد که دیدگاه غالب در منطقه اکنون بر این محور استوار است که تهدید ایران [از گذشته تا به امروز] بیشازحد بزرگنمایی و تهدید اسرائیل همواره دستکم گرفته شده است؛ لذا به صورت فزاینده رهبران منطقه از سوی ایران تهدید کمتری احساس میکنند درحالیکه احساس تهدید از جانب اسرائیل، به شکل روزافزونی در ایشان در حال افزایش است.کارشناس چتم هاوس تأکید میکند که بسیاری از رهبران منطقه معتقدند حذف یا تضعیف ایران در معادلات منطقه سبب میشود اسرائیل رفتاری جسورانهتر و تهاجمیتر درپیش بگیرد و منطقه را بر اساس تصویر مطلوب خود بازآرایی کند؛ امری که برای اکثر دولتهای منطقه غیرقابلقبول است.
کشورهای خلیج فارسی معتقدند هیچ جایگزینی برای جمهوری اسلامی در ایران وجود ندارداین کارشناس مدعی است که تغییر در ادراک تهدید، راهبرد کشورهای منطقه در قبال ایران را دگرگون کرده است. این مقامات زمانی درباب تغییر رژیم، مهار و مقابله، با آمریکا و اسرائیل رایزنی میکردند و حتی در سال ۲۰۱۸ و در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، همراه با آمریکا تلاش کردند «ائتلاف راهبردی خاورمیانه» موسوم به ناتوی عربی را بهعنوان سدی در برابر ایران شکل دهند. اما این طرح ناکام ماند و در فضای پس از ۷ اکتبر، سیاستهای تغییر رژیم و مهار تقریباً در میان کشورهای عربی هیچ خریداری ندارد.این کارشناس انگلیسی مدعی است که کشورهای عربی منطقه به این نتیجه رسیدهاند که تغییر رژیم از طریق جنگ در ایران غیرممکن است، اپوزیسیون سازمانیافته، فراگیر و معتبر در سطح ملی وجود ندارد و جمهوری اسلامی و ساختارهای اجتماعی آنچنان درهمتنیدهاند که فروپاشی حاکمیت فعلی یا به تجزیه ایران یا پیدایش یک حکومت نظامی و تهاجمیتر، منتهی میشود.
طرحهای آمریکایی-اسرائیلی، درجهت چندپاره کردن منطقه اجرا شدنداین کارشناس اعتراف میکند که مهار ایران رکن اصلی ابتکارات منطقهای مورد حمایت آمریکا، از جمله «توافقات ابراهیم» بود که بر مبنای همکاری عربی–اسرائیلی در چارچوبی آمریکامحور طراحی شد؛ اما به تدریج مشخص شد که این مسیر برای تأمین منافع اسرائیلی و نه کشورهای خلیجفارسی همراه با آن، در پیش گرفته شده است. دالای از این اعتراف نتیجه میگیرد که در خاورمیانه، سیاستهای مبتنی بر مهار بهندرت به اهداف موردنظر دست یافتهاند و در واقع هدف آنها قطبیسازی و تکهتکهشدن بیشتر منطقه بوده است.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 15:23 - 6 اسفند 1404