شورای روابط خارجی اروپا: اضمحلال اعتبار ژئوپلتیک آلمان رهاورد حمایت از صهیونیسم است
کارشناس ارشد شورای روابط خارجی اروپا در یک یادداشت تحلیلی توضیح میدهد که چگونه دولت کنونی آلمان با سوءتفسیر یک مفهوم مهم سیاسی در حکمرانی آلمان، آن را به ابزاری برای حمایت کورکورانه از صهیونیسم تبدیل کرده و از این طریق اعتبار و جایگاه آلمان را در عرصه بینالمللی، مضمحل ساخته است.
گروه تحلیل بینالملل - حمایت بیقید و شرط برلین از صهیونیسم که در سالهای اخیر به ستون اصلی سیاست خارجی آلمان تبدیل شده، جایگاه تاریخی آن را بهعنوان محور انسجام اروپایی و بازیگر مؤثر ژئوپلیتیک به شدت تضعیف کرده است. کارشناس شورای روابط خارجی اروپا توضیح میدهد که تداوم این رویکرد موجب شده آلمان از موقعیت ممتاز خود در تحولات جهانی فاصله بگیرد، نقش سنتیاش را در رهبری اتحادیه اروپا واگذار کند و در بزنگاههای حساس، بهجای تقویت وحدت اروپایی، به عامل انفعال و از دسترفتن اعتبار قاره تبدیل شود.چرخشهای اخیر در سیاست خارجی آلمان، بهویژه در قبال بحران خاورمیانه و بهصورت مشخص حمایت بیقید و شرط این کشور از دولت اسرائیل، موجب شده است تا بسیاری از تحلیلگران نسبت به افول جایگاه تاریخی برلین در اروپا و جهان هشدار دهند. در حالیکه آلمان روزگاری محور اصلی شکلدهی به سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نیروی محرک وحدت سیاسی اروپا محسوب میشد، اکنون به گفته کارشناسان شورای روابط خارجی اروپا، این کشور در معرض نوعی «فروپاشی تدریجی اعتبار ژئوپلیتیکی» قرار گرفته که منشأ آن در برداشت نادرست و سوءکاربرد مفهومی تحت عنوان «اشتاتسرهزون» نهفته است؛ مفهومی که در ادبیات سیاسی آلمان معادل «مصلحت دولت» تلقی میشود اما در عمل، به ابزاری برای توجیه همراهی بیقید و شرط با سیاستهای دولت اسرائیل تبدیل شده است.
فاصلهگیری آلمان از منافع ملی و اروپاییاین گزارش تأکید میکند که سیاستگذاری آلمان در بحران اخیر خاورمیانه بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف عمیق میان هویت سیاست خارجی آلمان و نیازهای واقعی اروپا در مواجهه با تحولات ژئوپلیتیکی است. در حالیکه نخستین اظهارات صدراعظم جدید، فریدریش مرتس، این امید را ایجاد کرده بود که آلمان قصد دارد نقش تاریخی خود را احیا کند، واقعیت بهسرعت جهتی متفاوت یافت. مرتس که در سخنان آغازین خود از تبدیل شدن آلمان به یکی از «قویترین حامیان اروپا» سخن گفته بود، در عمل به این جمعبندی رسید که «اروپا» به خودی خود یک منفعت ملی برای آلمان نیست؛ تناقضی که بسیاری از تحلیلگران آن را نقطه آغاز فرو رفتن آلمان در مدار سیاستهای تکبعدی و غیرکارکردی ارزیابی میکنند.همین تناقض داخلی، بهویژه در پرونده خاورمیانه، موجب شد اتحادیه اروپا در طرح صلح ترامپ برای غزه، که به آتشبس میان اسرائیل و حماس انجامید، عملاً در حاشیه قرار گیرد. در حالیکه بنیانهای این طرح از ابتکار مشترک اروپا و جهان عرب برای بازسازی غزه الهام گرفته بود، اختلافات داخلی و عدم هماهنگی در سطح اروپا ـ و بهطور ویژه نقش بازدارنده برلین ـ سبب شد اتحادیه از ابتکار سیاسی حذف شود.
اشتاتسرهزون؛ از یک اصل تاریخی تا یک دکترین ناکارآمدکارشناس شورای روابط خارجی اروپا یادآوری میکند که مفهوم «اشتاتسرهزون» (Staatsräson) توسط آنجلا مرکل در سال ۲۰۰۸ و با هدف تأکید بر مسئولیت تاریخی آلمان در قبال مردم یهود و جلوگیری از تکرار فجایع جنگ جهانی دوم ارائه شد. در آن زمان، این اصل به عنوان بخشی از هویت اخلاقی ـ سیاسی آلمان معرفی شد. اما در یک روند تدریجی، این مفهوم از چارچوب حقوقی و اخلاقی خود فاصله گرفت و به ابزاری برای مشروعیتبخشی به حمایت بیقید و شرط از هر اقدام رژیم صهیونیستی تبدیل شد، حتی اگر آن اقدام آشکارا ناقض حقوق بینالملل و برخلاف منافع اروپا باشد.در نتیجه این برداشت خطا، دولت آلمان در ماههای اخیر در برابر محاصره کمکهای بشردوستانه غزه توسط اسرائیل سکوت کرد، از حمایت صریح از حکم بازداشت دادگاه کیفری بینالمللی علیه بنیامین نتانیاهو خودداری نمود، و حتی در برابر گزارشهای متعدد درباره نقض قوانین جنگی واکنش مؤثری نشان نداد. این مواضع نه فقط ادعای آلمان مبنی بر دفاع از حقوق بینالملل را تضعیف کرده، بلکه اعتبار اتحادیه اروپا را نیز بهعنوان یک بازیگر ارزشمحور در صحنه جهانی آسیبپذیر کرده است.یکی از موارد برجسته این ناکارآمدی، رأی ندادن آلمان به تعلیق مزایای تجاری اسرائیل در قالب توافقنامه مشارکت اتحادیه اروپا بود؛ اقدامی که در صورت حمایت برلین، میتوانست «اقلیت مانع» را از میان بردارد و آلمان را در جایگاه پیشرو یک رویکرد مسئولانه قرار دهد. با توجه به سهم ۱۹ درصدی آلمان در جمعیت اتحادیه اروپا، رأی این کشور تعیینکننده بود. اما برلین این نقش را ایفا نکرد.
تناقض رفتاری آلمان و تأثیر آن بر بحرانهای دیگراین گزارش هشدار میدهد که سیاستهای دوگانه آلمان تنها محدود به خاورمیانه نیست، بلکه بر سایر حوزههای ژئوپلیتیکی اروپا نیز اثر مستقیم دارد. برای نمونه، هنگامی که برلین در برابر اقدامات اسرائیل واکنش نشان نمیدهد و حتی چشم بر نقض آشکار قوانین بینالمللی میبندد، چگونه میتواند جامعه جهانی را به حمایت از اوکراین در برابر آنچه که حمله روسیه میخوانند، متقاعد کند؟ این تناقض، بهویژه در جهان جنوب، موجب شده مواضع اروپا در قبال روسیه «ریاکارانه» تلقی شود و این امر توان اتحادیه اروپا را در ایجاد اجماع جهانی علیه مسکو کاهش داده است.به گفته کارشناس اروپایی، در چنین شرایطی برخی به برلین توصیه کردهاند که اصطلاح «اشتاتسرهزون» را کنار بگذارد؛ زیرا اکنون خالی از معنا و فاقد کارکرد راهبردی است. با این حال او تأکید میکند که حذف واژهها بهخودیِخود تغییری ایجاد نمیکند. آنچه اهمیت دارد، بازنگری عملی سیاست خارجی آلمان و قطع وابستگی تصمیمگیریهای برلین به ملاحظات غیرمنطقی و فاقد توجیه راهبردی است.حمایت آلمان از اسرائیل چگونه نتیجه معکوس میدهد؟تحلیل شورای روابط خارجی اروپا بر این نکته تمرکز میکند که سیاستهای آلمان نه تنها امنیت اسرائیل را تقویت نکرده، بلکه آن را تضعیف کرده است. تشدید حملات حوثیها در دریای سرخ، افزایش تنش با حزبالله لبنان، و اقدام تلافیجویانه ایران پس از حمله غیرقانونی اسرائیل در ماه ژوئن نمونههایی از پیامدهای مستقیم این رویکرد هستند. در این وضعیت، دولت نتانیاهو نه تنها گامی در جهت کاهش تنشها برنداشته، بلکه حتی مفاد محدود طرح صلح ترامپ درباره مسیر تشکیل کشور فلسطینی و خروج مرحلهای از غزه را نیز نپذیرفته است.
این رفتار، به تعبیر گزارش، ریشههای اصلی ناامنی را نادیده میگیرد و مانع شکلگیری صلح پایدار میشود؛ واقعیتی که نقض مکرر آتشبسها به خوبی آن را نشان میدهد.ضرورت تغییر رویکرد برلین و بازگشت به اصول سیاست خارجی مسئولانهاین گزارشتأکید میکند که آلمان باید نقش خود را در اروپا بازتعریف کند. برلین، به دلیل وزن جمعیتی، قدرت اقتصادی و جایگاه سیاسی خود، نقشی تعیینکننده در سیاست خارجی اتحادیه دارد و نمیتواند خود را از مسئولیتهای ژئوپلیتیکی اروپا کنار بکشد. از این رو، وظیفه آلمان این است که به جای جلوگیری از اقدامات جمعی اروپا، از تدابیری حمایت کند که منافع بلندمدت اتحادیه را تأمین میکنند.کارشناس شورای روابط خارجی اروپا پیشنهاد میدهد آلمان در صورت تخریب روند صلح توسط نتانیاهو یا حرکت اسرائیل به سمت الحاق کامل کرانه باختری، از تعلیق توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل حمایت کند. همچنین باید از تحریمهای مرتبط با شهرکسازیهای غیرقانونی، ممنوعیت تجارت با این مناطق و محدودیتهای سرمایهگذاری دفاع کند. چنین اقداماتی نه تنها پیام روشنی به اسرائیل میفرستد، بلکه اعتبار اروپا را در منطقه احیا میکند و از این اتحادیه تصویری یکپارچه و مسئول ارائه میدهد.جمعبندیدر پایان گزارش آمده است که بیعملی اتحادیه اروپا در بحران غزه، که بخش مهمی از آن نتیجه نقش بازدارنده آلمان است، ضربهای سنگین به اعتبار ژئوپلیتیکی اروپا وارد کرده است. آلمان اگرچه ممکن است نتواند یا نخواهد در صف نخست فشار بر اسرائیل قرار گیرد، اما حداقل نباید در برابر اقداماتی که با منافع و ارزشهای اروپا همخوان است، مانع ایجاد کند.
به باور کارشناس شورای روابط خارجی اروپا، بازگشت آلمان به جایگاه واقعی خود تنها زمانی ممکن خواهد بود که برلین از «حمایت بیقید و شرط و غیرراهبردی از اسرائیل» فاصله بگیرد و به سیاست خارجی مبتنی بر موازنه منافع، اخلاق سیاسی و مسئولیتپذیری بینالمللی بازگردد.
20:22 - 29 نوفمبر 2025