بررسی حملات نیروهای مسلح ایران در وعده صادق 4

مرور داده‌هاي مربوط به صد موج حمله موشکي عمليات وعده صادق 4 ، تصويري شفاف تر از نقشه جنگي ايران را ترسيم مي‌کند.
با وجود تشکيل گروه‌هاي عملياتي مستقل در نيروي هوافضاي سپاه اما بررسي روند انتخاب اهداف نشان مي‌دهد که اين حملات در طول زمان از يک منطق مشخص پيروي کرده‌اند؛ منطقي که از تمرکز بر مهار توان عملياتي آمريکا در خليج فارس آغاز شده، سپس به عمق جغرافياي اسرائيل کشيده شده و در مراحل بعدي، زيرساخت‌هاي انرژي، لجستيکي و فناوري را نيز در بر گرفته است. آنچه از اين داده‌ها قابل استنباط است، نه صرفاً افزايش تعداد اهداف، بلکه تحول تدريجي در فلسفه هدف‌گيري و تغيير ماهيت فشار عملياتي است.در نخستين موج‌هاي ثبت‌شده، تمرکز آشکار بر پايگاه‌هاي آمريکايي در منطقه ديده مي‌شود. پايگاه العديد در قطر، الظفره در امارات، علي‌السالم در کويت و ناوگان پنجم آمريکا در بحرين از نخستين اهدافي هستند که به‌طور مکرر در فهرست حملات ظاهر مي‌شوند. اين تمرکز اوليه را مي‌توان بخشي از تلاش براي محدودسازي ظرفيت واکنش منطقه‌اي آمريکا تفسير کرد؛ رويکردي که در آن پيش از هرگونه گسترش ميدان درگيري، سامانه‌هاي پشتيباني، هشدار اوليه، راداري و لجستيکي هدف قرار مي‌گيرند.
حملات اوليه به سامانه‌هاي راداري برد بلند، از جمله رادار FP132 در قطر و ديگر سامانه‌هاي هشدار در بحرين و امارات، به‌خوبي نشان مي‌دهد که از همان ابتدا اختلال در شبکه نظارتي و فرماندهي منطقه‌اي در اولويت قرار داشته است. با عبور از ده موج نخست، الگوي عمليات دستخوش تغيير محسوسي مي‌شود. در اين مرحله، تل‌آويو به مهم‌ترين هدف تکرارشونده تبديل مي‌شود؛ به‌گونه‌اي که در مجموع 47 بار در فهرست اهداف ثبت شده است. اين فراواني، تل‌آويو را به کانون اصلي فشار عملياتي تبديل مي‌کند؛ شهري که علاوه بر جايگاه سياسي، بخش مهمي از زيرساخت‌هاي نظامي، اطلاعاتي و فناوري اسرائيل را در خود جاي داده است. در کنار آن، حيفا با 28 مورد هدف‌گيري، بئرالسبع با 15 مورد و قدس غربي با 9 مورد، ديگر محورهاي اصلي عمليات را تشکيل مي‌دهند. تمرکز بر اين نقاط، صرفاً جنبه نمادين ندارد. حيفا به‌دليل موقعيت بندري، پالايشگاهي و صنعتي‌اش يکي از شريان‌هاي اصلي لجستيک اسرائيل به‌شمار مي‌رود، در حالي که بئرالسبع به‌عنوان قطب فناوري، سايبري و پشتيباني نظامي اهميت ويژه‌اي دارد.
بررسي پراکندگي جغرافيايي حملات نيز اين برداشت را تقويت مي‌کند که با يک الگوي دو‌محوره مواجه هستيم. حدود 65 درصد حملات بر سرزمين‌هاي اشغالي متمرکز بوده، در حالي که 35 درصد ديگر متوجه زيرساخت‌هاي آمريکا و متحدانش در منطقه شده است. اين نسبت، از يک سو نشان مي‌دهد که ميدان اصلي فشار همچنان اسرائيل تعريف شده و از سوي ديگر بيانگر آن است که حفظ فشار بر شبکه منطقه‌اي آمريکا، بخشي جدايي‌ناپذير از راهبرد کلي محسوب مي‌شود. در اين چارچوب، امارات با 15 درصد، کويت با 8 درصد و بحرين با 5 درصد از مجموع اهداف، جايگاه برجسته‌اي در الگوي حملات دارند.نکته ديگر، تحول زماني و تغيير تدريجي ماهيت اهداف باشد. در حالي که موج‌هاي نخست عمدتاً بر پايگاه‌ها، سامانه‌هاي پدافندي و مراکز فرماندهي متمرکز بودند، از حدود موج سي‌ام به بعد نشانه‌هاي آشکاري از آغاز جنگ زير ساختي و ورود زيرساخت‌هاي اقتصادي و انرژي به چرخه هدف‌گيري ديده مي‌شود. پالايشگاه‌هاي حيفا و اشدود، تأسيسات پتروشيمي در امارات و بحرين، خطوط انتقال نفت و مجتمع‌هاي فرآوري انرژي در عربستان و قطر، همگي در اين مرحله به فهرست اهداف افزوده مي‌شوند.
اين تغيير، يک تحول تاکتيکي صرف نيست، بلکه نشانه عبور از الگوي کلاسيک درگيري نظامي به سمت نوعي جنگ زيرساختي است. در چنين الگويي، هدف صرفاً انهدام دارايي‌هاي نظامي نيست، بلکه ايجاد اختلال در چرخه اقتصادي، کاهش تاب‌آوري لجستيکي و افزايش هزينه‌هاي عملياتي براي طرف مقابل نيز دنبال مي‌شود. موج‌هاي 96 تا 100، اوج اين تحول را نشان مي‌دهند؛ جايي که اهداف انرژي و صنعتي در مقياسي کم‌سابقه مورد اشاره قرار مي‌گيرند. در موج صدم، فهرست اهداف شامل 13 مجتمع انرژي و خطوط انتقال نفت در چند کشور، در کنار مراکز اطلاعاتي، فناوري و فرماندهي نظامي است. چنين ترکيبي نشان‌دهنده بلوغ الگوي حمله و حرکت به‌سوي فشار چندبعدي است. در کنار اين تحول، تنوع اهداف نيز به‌طور قابل توجهي افزايش يافته است. اگر در مراحل اوليه، هدف‌گيري عمدتاً محدود به پايگاه‌هاي هوايي و دريايي بود، در مراحل پاياني شاهد گسترش دامنه به مراکز داده، زيرساخت‌هاي ارتباطي، تأسيسات ماهواره‌اي، شرکت‌هاي فناوري و حتي خطوط انتقال اطلاعات هستيم.
حمله به پارک فناوري بئرالسبع، مراکز وابسته به شرکت‌هاي فناوري آمريکايي در امارات و مراکز ارتباطات ماهواره‌اي در جنوب تل‌آويو، نمونه‌هايي از اين تغيير هستند. يکي ديگر از نکات قابل توجه، افزايش هماهنگي و پيچيدگي عملياتي در موج‌هاي پاياني است. موج 89 که با شليک بيش از 100 موشک سنگين و 200 راکت توصيف شده، از نظر حجم آتش و گستره جغرافيايي يکي از شاخص‌ترين نمونه‌هاست. اين موج نه‌تنها چندين نقطه در اسرائيل را پوشش مي‌دهد، بلکه همزمان زيرساخت‌هاي آمريکا در بحرين و کويت و اهداف دريايي در خليج فارس را نيز در بر مي‌گيرد. چنين الگويي بيانگر تلاش براي اشباع سامانه‌هاي دفاعي و ايجاد فشار همزمان در چند جبهه است. تکرار هدف‌گيري برخي نقاط نيز از منظر تحليلي معنادار است. پايگاه الظفره با 19 بار، علي‌السالم با 14 بار و العديد با 11 بار در زمره پرتکرارترين اهداف منطقه‌اي قرار دارند. اين تکرار، بيانگر جايگاه محوري اين پايگاه‌ها در معماري عملياتي آمريکا در منطقه است. به‌طور مشابه، تکرار حملات به تل‌آويو و حيفا نشان مي‌دهد که اين دو نقطه در تصور عملياتي طراحان حملات، به‌عنوان گره‌هاي اصلي فرماندهي، لجستيک و پشتيباني تعريف شده‌اند.
در مجموع، داده‌هاي صد موج حمله نشان مي‌دهند که الگوي هدف‌گيري از يک چارچوب بازدارندگي مستقيم و متعارف، به سمت مدلي پيچيده‌تر و چندلايه حرکت کرده است؛ مدلي که در آن همزمان بر سه سطح فشار وارد مي‌شود: توان نظامي، زيرساخت اقتصادي و شبکه اطلاعاتي. اين تحول، بيانگر تغييري مهم در منطق درگيري‌هاي منطقه‌اي است؛ تغييري که در آن اثرگذاري عملياتي ديگر صرفاً به ميزان تخريب فيزيکي وابسته نيست، بلکه به توان ايجاد اختلال در سامانه‌هاي حياتي، افزايش هزينه‌هاي پدافندي و فرسايش تدريجي ظرفيت پاسخ طرف مقابل نيز بستگي دارد. روند مشاهده‌شده در اين صد موج نشان‌دهنده حرکت تدريجي از تقابل کلاسيک نظامي به سمت الگوي جنگ ترکيبي و فرسايشي در مقياس منطقه‌اي است. از سمتي ديگر بررسي داده‌هاي مربوط به موج‌هاي حملات ارتش—که عمدتاً با استفاده از پهپاد انجام شده‌اند—نشان مي‌دهد که اين الگو از نظر ماهيت هدف‌گيري، مقياس عمليات و منطق طراحي، تفاوت‌هاي قابل توجهي با حملات موشکي دارد. اگر حملات موشکي بيشتر با هدف ايجاد فشار گسترده و تخريب وسيع در سطح منطقه‌اي انجام شده‌اند، حملات پهپادي ارتش به‌طور محسوسي بر «دقت»، «انتخاب هدف» و «اختلال در گلوگاه‌هاي حساس» متمرکز بوده‌اند.
در نخستين نگاه، پراکندگي اهداف در موج‌هاي پهپادي نشان مي‌دهد که تمرکز اصلي همچنان بر جغرافياي اسرائيل قرار دارد، اما برخلاف حملات موشکي، اهداف به‌صورت مشخص، دقيق در سطح پشتيباني و تأسيسات دشمن تعريف شده‌اند. همچنين در ميان اهداف، تمرکز ويژه‌اي بر مراکز اطلاعاتي و سايبري ديده مي‌شود. حمله به واحد 8200، آمان، مراکز دريافت اطلاعات ماهواره‌اي و ايستگاه‌هاي راداري هشدار اوليه، نشان مي‌دهد که بخش مهمي از اين عمليات‌ها به تضعيف «چشم و گوش» سيستم نظامي اسرائيل اختصاص داشته است. اين موضوع در کنار حمله به سامانه‌هايي مانند گرين پاين يا سايت‌هاي جنگال، بيانگر تلاش براي اختلال در شبکه‌هاي شناسايي، هشدار و فرماندهي دشمن است؛ حوزه‌اي که در جنگ‌هاي مدرن نقش حياتي دارد. همزمان، زيرساخت‌هاي صنعتي-نظامي نيز سهم قابل توجهي از اهداف را تشکيل مي‌دهند.
مراکزي مانند صنايع هوافضاي اسرائيل، شرکت رافائل، البيت و ساير مجموعه‌هاي مرتبط با توليد تسليحات، بارها مورد اصابت قرار گرفت. برخلاف حملات موشکي که بيشتر به زيرساخت‌هاي انرژي در مقياس کلان مي‌پرداختند، در اينجا تمرکز بر حلقه‌هاي توليد و توسعه فناوري نظامي است؛ يعني جايي که توان نظامي در بلندمدت شکل مي‌گيرد. در کنار اين دو محور، حملات به زيرساخت‌هاي لجستيکي نيز به‌طور مداوم ديده مي‌شود. فرودگاه بن‌گوريون در چندين موج هدف قرار گرفته، اما نه صرفاً به‌عنوان يک نقطه جغرافيايي، بلکه با تمرکز بر اجزاي عملياتي آن: باندها، مخازن سوخت، تجمع سوخت‌رسان‌ها، برج‌هاي مراقبت و مراکز مخابراتي. اين نوع هدف‌گيري نشان مي‌دهد که هدف، ايجاد اختلال در چرخه عملياتي- از سوخت‌رساني تا کنترل پرواز- بوده است.در سطح زماني نيز، داده‌ها نشان مي‌دهند که اين الگو از ابتدا تا موج‌هاي بعدي تغيير بنياديني نداشته، بلکه به‌صورت تدريجي «تکميل» شده است. اين موضوع مي‌تواند نشان‌دهنده يک طراحي از پيش تعريف‌شده باشد که در آن پهپاد به‌عنوان ابزار اجراي «ضربات دقيق» در نظر گرفته شده است. در مجموع، داده‌هاي موجود نشان مي‌دهند که حملات پهپادي ارتش بيشتر از آنکه بر «حجم» تکيه داشته باشند، بر «دقت»، «انتخاب هدف» و «اثرگذاري سيستمي» متمرکز بوده‌اند. قرار دادن دو الگو عملیاتی ارتش و سپاه در کنار يکديگر، تصوير کامل‌تري از منطق عملياتي ارائه مي‌دهد. حملات موشکي، با حجم بالا، پراکندگي جغرافيايي وسيع و تمرکز بر اهداف پرتکرار، نقش ايجاد فشار گسترده و فرسايشي را ايفا مي‌کنند. در مقابل، حملات پهپادي ارتش با تمرکز بر اهداف دقيق، مراکز حساس و گلوگاه‌هاي عملياتي، نقش مکملي ايفا مي‌کنند.#جنگ #اسرائیل#وعده‌صادق#سپاه#ارتش
11:39 - 16 اردیبهشت 1405
نظامی و امنیتی
ایران در جهان
غرب آسیا

1580 بازدید