هاآرتص: هم و غم این روزهای ترامپ ساخت یک روایت پیروزی است
یک روزنامه اسرائیلی نوشت که با عدم تحقق اهداف جنگ، اکنون تلاش برای ایجاد یک «روایت پیروزی» به اصلیترین دغدغه ترامپ و نتانیاهو تبدیل شده است.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس، روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت که دولت ترامپ و شخص نتانیاهو اکنون به مرحلهای از جنگ رسیدهاند که ناگزیر به پایان آن هستند؛ اما دقیقا روایتی ندارند که بتواند افکار عمومی را در قبال «پیروزی ادعایی» آنها در جنگ قانع کند.این روزنامه عبری نوشت: رؤسایجمهور پیشین آمریکا همواره باعث ناامیدی بنیامین نتانیاهو شده بودند، زیرا حاضر نمیشدند در جنگی علیه ایران مشارکت کنند. با آغاز دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این معادله تغییر کرد و ترامپ تا جایی با نتانیاهو وارد تعامل شد که از خوشبینانهترین انتظارات نتانیاهو نیز فراتر رفت.» به گفته نویسنده، اهداف اعلامشده شامل «تغییر نظام در ایران، نابودی کامل برنامه هستهای، محدودسازی توان موشکی و فروپاشی شبکه نیروهای نیابتی» بوده است.هاآرتص افزود: با گذشت پنج هفته از آغاز درگیریها، حتی با وجود آنکه نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل «عملاً مانند یک ماشین واحد» عمل میکنند و با وجود دستاوردهای نظامی قابل توجه، بهتدریج مشخص شده که تحقق اهداف اعلامشده دشوارتر از آن چیزی است که تصور میشد. تابآوری حاکمیت در تهران و آمادگی آن برای تشدید تنش، نهتنها منطقه بلکه بازار جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.»نویسنده تأکید کرد: «هیچ نشانهای از تسلیم ایران وجود ندارد».این روزنامه سپس نوشت که «با روشنتر شدن هزینههای اقتصادی جنگ برای آمریکا، شکاف در محاسبات ترامپ و نتانیاهو بهتدریج آشکار شده است.»
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که نتانیاهو همچنان بر ادامه جنگ تأکید دارد و از «تمام کردن کار» سخن میگوید؛ عبارتی که نویسنده آن را «یکی دیگر از شعارهای توخالی در چارچوب ادعای پیروزی کامل» توصیف میکند.با این حال، گزارش اضافه میکند: «نتانیاهو خیلی زود متوجه تردید ترامپ برای ادامه جنگ شده و اکنون در حال آمادهسازی افکار عمومی اسرائیل برای ایجاد یک روایت پیروزی است؛ روایتی که جای تحقق هدف سرنگونی نظام ایران در آن دیده نمیشود».هاآرتص همچنین به تناقضگوییها و نبود یک راهبرد مشخص ترامپ برای بیرون رفت از این جنگ پرداخت و نوشت: اکنون نوسان در سیاستهای آمریکا وارد مرحله جدیدی شده است: از یکسو، بحث تشدید درگیری و حتی احتمال عملیات زمینی مطرح است و از سوی دیگر، تلاش برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک ادامه دارد.»این روزنامه تأکید کرد: آنچه برای ترامپ اهمیت دارد، خروج از «باتلاقی» است که نتانیاهو بهدلیل ملاحظات شخصی، او را در آن گرفتار کرده است.آیا ترامپ با مدل غزه میخواهد جنگ ایران را تمام کند؟در همین چارچوب، نویسنده به بررسی آنچه «مدل ترامپ برای پایان بحرانها» مینامد، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا تجربه غزه میتواند الگوی رفتار آمریکا در قبال ایران باشد یا نه.به نوشته این گزارش، اگر چنین مدلی وجود داشته باشد، شامل سه مرحله اصلی است؛ مدلی که در آن به جای حل واقعی بحران، «ایجاد یک تصویر از پیروزی» در اولویت قرار میگیرد.
در توضیح مرحله اول آمده است: «ابتدا یک سند چندبندی و مبهم شکل میگیرد؛ سندی که آنقدر کلی است که امکان تفسیرهای مختلف را فراهم میکند تا ترامپ بتواند ادعای پیروزی بکند.» به گفته نویسنده، در مورد غزه چنین سندی حدود ۲۰ بند داشت و در مورد ایران، سندی با حدود ۱۵ بند در حال شکلگیری است.مرحله دوم، به گفته گزارش، با دخالت مستقیم ترامپ همراه است. در این بخش آمده: «یک دوره فرسایشی از جنگ با ورود مستقیم ترامپ پایان مییابد و یک اقدام نمایشی، تصویر موفقیت را ایجاد میکند.» به عنوان نمونه، در غزه «آزادی گروگانها در ازای آتشبس» ذکر شده و درباره ایران نیز احتمال داده میشود که «بازگشت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز در ازای آتشبس و احتمالاً کاهش برخی تحریمها» مطرح باشد.گزارش میافزاید: «در این مرحله، ترامپ میتواند در برابر دوربینها ظاهر شود و اعلام کند که یک مناقشه طولانی پایان یافته است.»مرحله سوم، به تعبیر نویسنده، نام این مرحله «این دیگر مشکل من نیست» است. در این مرحله، ترامپ به سراغ بحران بعدی میرود و رسیدگی به جزئیات را به دیگران واگذار میکند. در مورد ایران، این جزئیات شامل «مسئله اورانیوم غنیشده، بازرسیها، برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی» خواهد بود.در ادامه، گزارش به مرحلهای اشاره میکند که در این مدل پیشبینی نشده اما در عمل رخ میدهد: «بازگشت تدریجی به تنش». به نوشته تحلیل، «در چنین شرایطی، تنها زمان لازم است تا دور بعدی درگیریها آغاز شود.»این تحلیل همچنین به تفاوت مهمی میان غزه و ایران اشاره میکند و مینویسد: «در غزه، نتانیاهو توانست اجرای مراحل بعدی توافق را به تأخیر بیندازد، اما در مورد ایران، این اختیار بیشتر در دست رئیسجمهور آمریکا است.»
در ادامه تأکید شده است که تفاوت دیگر غزه و ایران در این است که دیگر تنها آمریکا و اسرائیل تصمیمگیرنده نیستند و «ایران نیز نقش تعیینکنندهای در زمانبندی پایان درگیریها دارد» و این مسئله میتواند روند رسیدن به آتشبس را پیچیدهتر کند.در جمعبندی این بخش آمده است: «اگر ترامپ تصمیم به پایان جنگ بگیرد و ایران نیز بپذیرد، ممکن است نتانیاهو در موقعیتی قرار بگیرد که جنگ بدون تحقق اهداف اصلی پایان یافته است؛ نه نظام تغییر کرده، نه برنامه هستهای بهطور کامل از بین رفته و نه مسائل اساسی حل شدهاند.»هاآرتص در ادامه تأکید کرد که حتی اگر نتانیاهو تمایل به پایان جنگ داشته باشد، «نمیتواند این موضوع را بهصورت علنی بیان کند» و ناچار است در ظاهر با آتشبس مخالفت کند.در پایان، نویسنده به فضای سیاسی داخلی اسرائیل اشاره کرده و مینویسد: «در سال انتخاباتی، یافتن مقصر اهمیت ویژهای پیدا میکند.» او احتمال داد که نتانیاهو احتمالا «دیوید برنئا» رئیس موساد را به عنوان مقصر معرفی کند و حتی شاید نتانیاهو در محافل شخصی شخص ترامپ بهعنوان کسی معرفی شود که تلآویو را به پذیرش یک آتشبس زودهنگام وادار کرده است.
20:32 - 12 فروردین 1405