اگر حزبالله از غزه پشتیبانی نمیکرد، چه میشد؟
نبرد 417 روزه حزبالله با رژیم اشغالگر اسرائیل، اثرات و ثمراتی در منطقه و جهان اسلام گذاشت که بزرگترین آن خنثی سازی فتنه بزرگ تفرقه میان شیعه و سنی در منطقه بود.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس، از زمان اجرای آتشبس در لبنان در هفت آذر و در شرایطی که سید حسن نصرالله و بسیاری از فرماندهان حزبالله به شهادت رسیده بودند، برخی از رسانههای معارض و مزدوران آنها در فضای مجازی شبههافکنی و جنگ تبلیغاتی خود را آغاز کردهاند؛ یکی از اصلیترین شبهات این گزینه را مطرح میکند که «حزبالله در تصمیم خود برای ورود به جنگ غزه، دچار اشتباه راهبردی شد».در پاسخ به این شبهه، «علی فواز» نویسنده و تحلیلگر المیادین، در یادداشتی در وبگاه این شبکه، نوشت که برخلاف تصور بسیاری، هزینه عدم مداخله حزبالله در حمایت از غزه، بیشتر از هزینه مداخله کنونی بود.در این نوشتار آمده است:پیش از اینکه حزبالله فرصت کافی برای بررسی میزان و ماهیت مشارکت خود در حمایت از غزه پیدا کند، وارد جنگ شد. از روز بعد از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حزبالله به سرعت به ندای محمد ضیف، فرمانده گردانهای قسام و دیگر فرماندهان حماس برای پیوستن به عملیات پاسخ داد.مقاومت لبنان در مرحله اول تلاش کرد تا جنگ را به خطوط مقدم محدود کند. در این محاسبه دو نکته اساسی وجود داشت: جلوگیری از انزوای غزه توسط اشغالگران و در امان نگه داشتن لبنان از پیامدهای جنگ تا حد امکان.این موضع، دستکم برای ناظران خارجی، بسیار دشوار و پیچیده بود. پیچیدگی آن بیشتر از این جهت بود که حزبالله و دیگر جبهههای مقاومت از عملیات «طوفانالاقصی» با خبر نشده بودند؛ بعداً حسن نصرالله، و انقلاب ایران، هر یک از جایگاه خود تأیید کردند که از وقوع این عملیات بیخبر بودند.
در شبکههای اجتماعی که جنگ دیگری در آن جریان دارد، ویدیویی از ابراهیم عقیل، فرمانده مقاومت اسلامی لبنان پس از شهادت وی، منتشر شد. خلاصه گفتههای او این است: حزبالله به وظیفه شرعی خود عمل کرد و اگر زمان به عقب بازگردد، باز هم همین کار را خواهد کرد زیرا وظیفه شرعی ایجاب میکند. نمیتوان اسرائیلیها را دید که دهها هزار نفر را در غزه میکشند و ما تماشاچی باشیم.هزینه گزینههای جایگزینفارغ از ملاحظات سیاسی، مواضع رهبران مقاومت در لبنان و منطقه، از زمان «طوفان الاقصی»، نشان میدهد که اساس تصمیم حمایت از غزه بر ملاحظات انسانی، اخلاقی و دینی استوار بوده است. تصمیمی که پیامدها و هزینههای سنگینی را برای لبنان و حزبالله در پی داشته است. اما آیا میتوانست از این امر اجتناب شود؟از همان ابتدا، نظراتی مخالف با مشارکت حزبالله در جنگ حمایت از غزه وجود داشت که این مخالفت در طول ماهها با کمپینهای تبلیغاتی هدایتشده و حمایتشده تقویت شده است.
اما، برخلاف تصور بسیاری، هزینه عدم مداخله حزبالله در حمایت از غزه، برای مقاومت لبنان و پروژه آن، بیشتر از هزینه کنونی بود. در ادامه میتوان به مجموعهای از نتایج ناشی از این عدم مداخله اشاره کرد.اگر حزبالله مداخله نمیکرد، سید حسن نصرالله در دل فلسطینیان کشته میشد، نه اینکه برای فلسطین شهید شود. برای درک معنای این استعاره، باید به مواضع و کمپینهایی که در هفتهها و ماههای اولیه پس از گشوده شدن جبهه لبنان توسط حزبالله وجود داشت و سپس به دورهای که حزبالله در سوریه نقشآفرینی میکرد، بازگردیم.چند ساعت پس از آغاز «طوفانالاقصی»، محمد ضیف، فرمانده گردانهای قسام، از جبهه مقاومت در منطقه خواست تا «به صفوف مقاومت فلسطین بپیوندند». او گفت: «برادران ما در مقاومت لبنان، سوریه، عراق و ایران، امروز روزی است که جبههها به هم میپیوندند».اگرچه حزبالله از انجام وظیفه خود کوتاهی نکرد، اما از برخی محافل نزدیک به گروههای اسلامی و از سوی حسابهای تبلیغاتی هدایتشده، چه واقعی و چه جعلی، در شبکههای اجتماعی، بهویژه شبکههایی که توسط اطلاعات اسرائیل و یگان 8200 اداره میشوند، تبلیغات جانبدارانه برای تضعیف مشارکت حزبالله و کماهمیت جلوه دادن آن و همچنین حملات رسانهای علیه محتوای اولین سخنرانی سید حسن نصرالله، چند هفته پس از آغاز طوفانالاقصی، در جریان بود.
اکنون میتوانیم این صحنه را از زوایای مختلف تصور کنیم، اگر حزبالله به هزار بهانه متوسل میشد و حمایت خود از غزه را به منطقه مزارع شبعا و تپههای کفر شوبا محدود میکرد. میتوان وضعیت بسیج روانی، روحی و معنوی فلسطینیها را تصور کرد و اینکه اگر حزبالله از حمایت غزه خودداری میکرد چه اتفاقی میافتاد، بهخصوص با توجه به تحولاتی که بعداً به سقوط رژیم سوریه منجر شد.در صورت عدم حمایت حزبالله از غزه، غزه و در کل جهان اسلام ماهها هدف بمباران تبلیغاتی در مورد «خیانت» حزبالله و ضربه به اعتبار آن، همراه با اشاره به وقایع اخیر سوریه، زمینهای حاصلخیز برای فتنه بزرگ سنی-شیعه و ایجاد شکاف غیرقابل ترمیم در سطح مردم میان حماس و حزبالله میشد. اگر حزبالله از گزینه حمایت خودداری میکرد، علیرغم فداکاریهای عظیمی که در راه قدس انجام داده بود، ماشین تبلیغاتی دشمن که ماهها برای رسیدن به این نتیجه تلاش میکرد، با خیال راحت اقدام به گسترش جنگ روانی میکرد. با این حال، آیا خودداری از این کار، لبنان را از جنگ اسرائیل در امان نگه میداشت؟ بیتفاوتی حزبالله لزوماً به معنای در امان ماندن لبنان از جنگ اسرائیل نبود. برعکس، ممکن بود بیتفاوتی حزبالله او را نه فقط از نظر نظامی، بلکه از نظر رسانهای، سیاسی و روانی، هم در لبنان و هم در سطح منطقهای ضعیفتر میکرد. همچنین با توجه به قرائن امر، طرح حمله به لبنان پیش از پایان عملیات در غزه وجود داشت؛ اگر حزبالله اقدام به جانبداری از غزه نمیکرد و سپس در معرض هجوم اسرائیل نیز قرار میگرفت؛ مقاومت در برابر این تجاوز در صورتی که حزبالله وجهه منطقهای و اسلامی خود را از دست داده بود، بسیار دشوار میشد.
شهادت سید حسن نصرالله و همراهانش در راه قدس، شدت فتنه سنی و شیعی را کاهش داد؛ هدفی استراتژیک که آمریکاییها و اسرائیلیها برای تضعیف منطقه به دنبال آن بودند.اگر حزبالله (و دیگر جبهههای پشتیبان) از حمایت غزه خودداری نمیکردند، اسرائیل به هدف استراتژیک خود در افکار عمومی عرب دست مییافت. نتیجهی این هدف، بازگشت به سوی تفرقه و تجزیه و سپس حمله یکی پس از دیگری به دیگر بازوهای مقاومت پس از انزوای غزه بود.#حزبالله #غزه 16:59 - 5 دی 1403