آیت الله فاطمی قمی و حکایت منبرهای ماندگار
این روزها نزدیک به نیم قرن از ارتحال آیت الله سید حسین فاطمی رضوی قمی میگذرد، شخصیتی که آموختههای استاد بزرگوارش، آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را بر منبرها میگفت و همین شد که مواعظ تأثیرگذاری داشت.
خبرگزاری فارس – سعید اسراءمنش: عالم وارسته، مرحوم آیت الله سید حسین فاطمی رضوی قمی، از جمله آرمیدگان قبرستان شیخان و از شاگردان عارف بالله، آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است؛ دانشمندی که در مانند چنین روزهایی در سال 1348 هجری شمسی و در سن 92 سالگی به دیدار معبود شتافت. باید گفت که نخستین استاد وی، پدر بزرگوارش حاج سید اسحاق فاطمی قمی بود که خود از محضر آیت الله علامه، شیخ مرتضی انصاری بهره مند شده بود. همچنین از دیگر کسانی که حاج آقا حسین فاطمی قمی به محضرش راه یافت، میتوان به آیت الله سید محمدتقی فاطمی قمی، عموی وی اشاره کرد. در همان سالها بود که شیخ السّالکین، آیت الله فرزانه، حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به قم تشریف آورد و حوزه علمیه را به نور وجودی خویش مُزیّن کرد. این بود که بسیاری از طلاب و فضلای حوزه و از جمله حاج آقا حسین فاطمی قمی به محضرش شتافتند و از فیض وجودی اش، بهرهها بُردند. اینگونه بود که حاج آقا حسین فاطمی قمی در حوزه علمیه قم پرورش یافت و خود به تدریس پرداخت و شاگردان برجسته ای مانند آیات سید محسن خرازی، شیخ رضا استادی، شیخ علی عراقچی همدانی، شیخ روح الله شاه آبادی، سید ضیاءالدین اشکوری، شیخ علی ثابتی، شیخ رضا معینی، شیخ حسین جاویدی کرمانی، شیخ رضا مویّدی و شیخ ابوالحسن مصلحی اراکی در دامن علم و دانشش پرورش یافتند. و اما حکایت آغاز پشتیبانی حاج آقا حسین فاطمی از حضرت امام و مبارزات انقلابی ایشان هم، حکایت جالبی است.
این عالم ربانی در این باره چنین نقل کرده است: "در آن سالی که دژخیمان رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه حمله کردند، طلاب را زدند و از بام مدرسه به زیر انداختند، جرقه انقلاب زده شد و ایجاد جو رعب و وحشت در قم سبب شد تا مسافرتها به قم بسیار کم شود و زائران کمتری برای زیارت حرم حضرت معصومه (س) به قم بیایند در همان زمان، یکی از دوستان ما، نزد بنده آمد و با توجه به اینکه مسافرخانه داشت و ضرر مالی دیده بود، از امام گلایه کرد که کار آقای خمینی خوب نیست و گفت که اتاقهای مسافرخانه اش، حتی با کرایه شبی 200 تومان هم خالی مانده است. این ماجرا گذشت و بنده پیش از ماه محرّم الحرام همان سال، عازم مشهد مقدس شدم و در همان شب اول ورود به مشهد، در عالَم رؤیا دیدم که حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) در حرم مطهر نشستهاند و سمت راست ایشان هم، آقای خمینی نشسته است. حضرت امام رضا (ع) در عالم خواب به بنده رو کردند و با اشاره کردن به حضرت امام، سه بار عنوان "این مجاهد فی سبیل الله" را درباره ایشان به کار بردند. پس از آنکه بنده به قم بازگشتم، خودم نمی توانستم به محضر امام برسم؛ این بود که پیامی برای ایشان فرستادم تا بتوانم زیارتشان کنم. پس از آن بود که حضرت امام در کمال تواضع و محبت به همراه فرزندشان، حاج آقا مصطفی به منزل بنده تشریف آوردند و من هم حمایت خود را از نهضت انقلابی امام اعلام کردم و این حمایت را تا پایان هم ادامه خواهم داد.
" این عالم وارسته در طول حیات خود، منبرهای بیشماری داشت و مواعظ الهی او – که یادآور مواعظ و پندهای روحانی استادش آیت الحق، آیت الله ملکی تبریزی بود -، زبانزد خاص و عام است که به نقل مختصری از یکی از آنها درباره تقوا میپردازیم: "ای آقایان! تأملی بفرمایید و مفاد این دو حدیث شریف را از نظر نیندازید و نصب العین خود سازید بپرهیزید از صعودی که نزولش طاقت فرساست؛ با این همه خطیئات و جرائم بی شمار، شما ملاحظه کنید در مقابل عطایای بی شمار پروردگار مهربان، او سر خجلت به زیر افکنده است. به خود آیید؛ مهربان خدایی که با این همه تجری شما در معاصی، او عجله در عقاب و مجازات نمی فرماید؛ این هم از فرط رحمت اوست تا بلکه بیدار شویم و بازگشت به او نماییم و گرنه خوف و عجزی در قادر متعال راه ندارد ... . حال برادر! نیک تأمّل کن در امر دنیا و اهل آن، کنون که راحتی موقت و خیالی را هم از دست ما گرفته اید کسی که اهل آخرت باشد دلخوش است که در آن عالم راحت و لذت جاوید دارد، من و تو چه دلخوشی داشته باشیم که نه دنیا داریم و نه آخرت. از جناب ابوذر پرسیدند که چه شده ما را که از مرگ کراهت داریم؟ فرمود: زیرا شما دنیا و آخرت را خراب کردید و انسان از اینکه از جای آباد به محل خراب برود؛ بَدَش میآید.
اکنون ما که هم دنیا و هم آخرتمان را خراب کرده ایم، چه باید بکنیم؟!" نقل است که آیت الله حسن حسن زاده آملی هم از دیداری که با آیت الله فاطمی رضوی قمی داشت، چنین یاد کرده است: "خواستم تا از مرحوم آقای ملکی، دستورالعلمی مرحمت فرمایند که فرمودند او، خودش دستور العمل بود شب که میشد در حیاط و صحن خانه، دیوانه وار قدم میزد و زبانش به این شعر مترنّم بود که: گر بشکافند سراپای من جز تو نیابند در اعضای من همچنین میفرمود که آخرین کلام استادش، آیت الله ملکی تبریزی پیش از رحلت، بیان جمله "الله اکبر" بود و بلافاصله بعد از آن، جان به جان آفرین تسلیم کرد." در عین حال یکی دیگر از شاگردان آیت الله فاطمی قمی درباره استادش گفته است: "خدا رحمت کند حاج آقا حسین فاطمی را؛ ما با ایشان زیاد ارتباط داشتیم. خصوصی خدمتشان میرفتیم در حالی که زیر کرسی نشسته بودند و موعظه میفرمودند. چهره اش به راستی ملکوتی بود. واقعا وقتی انسان به چهره این سید نگاه میکرد، در انسان اثر میگذاشت. ایشان اهل توسّل و یکی از شاگردان خوب مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی بود. مجلس وعظ ایشان، مجمع فضلاء و اهل کمال حوزه بود." شاعر پیشکسوت اهل دیار کریمه اهل بیت (س)، استاد محمدعلی مجاهدی هم از دیگر کسانی است که خود، مجالس موعظه آیت الله فاطمی رضوی قمی را دیده است و در این باره میگوید: "مُعظّم له خیلی پیر بود و قادر نبود به خوبی راه برود، زیر بغلشان را میگرفتند و روی منبر کوچکی مینشاندند و حضرتش موعظه میفرمود.
خیلی به خودشان عتاب میکردند و گریه میکردند؛ مُکرّراً به خودشان میگفتند وای بر من، خاک بر سر من و با دست بر سر و پیشانی میزدند و گریه میکردند در این حالات بود که واقعا مجلسش دگرگون میشد و البته پایان مجلس و منبر هم با مداحی و روضه خوانی همراه بود." و امروز، نزدیک به نیم قرن از ارتحال آن عالم ربانی میگذرد اما همچنان موعظههایش زنده است و البته زنده خواهد ماند. انتهای پیام/2258*20.
11:05 - 19 دی 1396