روابط پنهان سرویس اطلاعاتی آلمان با ماشین جنایت پهلوی

همکاری‌های اطلاعاتی ساواک با آلمان غربی تنها به مدیران ارشد محدود نبود؛ اسناد نشان می‌دهد مأموران میانی و عملیاتی ساواک در آلمان نیز در زمینه‌هایی چون شنود، جاسوسی الکترونیک، جعل مدارک و روش‌های ضدتعقیب آموزش می‌دیدند.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در بیستم اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۵ در شهر رگنسبورگ آلمان رویدادی غیرمعمول و از بسیاری جهات مشکوک به وقوع پیوست. گروهی از افراد با پوششی کاملاً یکدست و هماهنگ (تیشرت‌های سفید منقوش به نماد ساواک) در خیابان‌های این شهر گرد هم آمدند. برگزارکنندگان این تجمع مدعی شدند که به دنبال فراخوان رضا پهلوی دست به این اقدام زده‌اند و بلافاصله پس از برگزاری تجمع و به فاصله کوتاهی از مخابره تصاویر آن، موجی از واکنش‌های محکومیت‌آمیز از سوی افکار عمومی داخل ایران و نیز برخی گروه‌های سیاسی خارج از کشور برخاست.دفتر رضا پهلوی که ابتدا خود را عوامل اصلی به راه افتادن چنین تجمعی معرفی کردند، پس از شدت گرفتن محکومیت‌ها و ابراز انزجار گسترده از نماد‌ها و خواسته‌های مطرح‌شده در آن تجمع، ناچار به سکوت شدند. در عمل، رضا پهلوی و نزدیکان و هماهنگ‌کنندگان این رویداد، از پذیرفتن صریح مسئولیت، تأیید اهداف تجمع، یا حمایت رسمی از خواسته‌هایش سرباز زدند و ترجیح دادند در سکوتی معنادار، حادثه را به فراموشی بسپارند. این سکوت، خود پرسش‌های اساسی درباره ماهیت واقعی آن تجمع و ارتباط آن با جریان‌های پنهان حامی رژیم پیشین را برانگیخت.
ساواک در حافظه تاریخی ملت ایران؛ نمادی از وحشت و جنایتسازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در دوره محمدرضا پهلوی با حمایت و آموزش سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) و موساد (سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل) شکل گرفت، در حافظه تاریخی مردم ایران نه به عنوان یک نهاد صرفاً اطلاعاتی، بلکه به مثابه ماشین سرکوب و شکنجه، نقش بسته است. ساواک در طول دهه‌های فعالیت خود، تصویری دهشتناک و فراموش‌ناشدنی از خود در افکار عمومی ایران و حتی در محافل بین‌المللی حقوق بشری بر جای گذاشت. موارد متعدد و مستند شکنجه‌های روحی (شامل تهدید، تحقیر، انزوای طولانی و بازی‌های روانی)، شکنجه‌های جسمی (شامل ضرب‌وجرح، تعلیق، سوزاندن، برق‌گرفتن و کندن ناخن) و حتی شکنجه‌های جنسی سازمان ساواک را به یکی از بدنام‌ترین نهاد‌های امنیتی قرن بیستم تبدیل کرد.به همین دلیل، هرگونه اقدام نمادین یا عملی که به نوعی به احیای این سازمان، بازسازی ساختار‌های آن، یا تجلیل از کارگزارانش تعبیر شود، واکنش‌های بسیار تند و منفی را در داخل و خارج از کشور برمی‌انگیزد. تجمع مورد اشاره در رگنسبورگ نیز از این قاعده مستثنا نبود؛ چرا که تلویحاً به بازخوانی میراث ساواک و بازگرداندن چهره‌ای از آن دوران به عرصه عمومی دامن می‌زد.
تناقض آشکار کشور‌های غربی؛ محکومیت در کلام، مماشات در عملنکته قابل تأمل، اما این است که با وجود چنین محکومیت‌های گسترده و فراگیری (که حتی دامن برخی از رسانه‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی را نیز گرفته و آنها نیز این تجمعات را ضد انسانی و ضد ارزش‌های اعلامی خود خوانده‌اند)، کشور‌های غربی به ویژه آلمان که میزبان این رویداد بوده است، هیچ اقدام عملی و بازدارنده‌ای برای ممانعت از برگزاری چنین تجمعاتی انجام نمی‌دهند. این در حالی است که این اقدامات آشکارا با اصول منشور ملل متحد، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و حتی قوانین داخلی این کشور‌ها در ممنوعیت تبلیغ خشونت، نژادپرستی و احیای نهاد‌های جنایتکار در تضاد است.این مماشات یا سهل‌انگاری، به ویژه در مورد آلمان، ریشه در تاریخ دارد. آلمان غربی یکی از نزدیک‌ترین شرکای امنیتی رژیم پهلوی بود. اسناد منتشرشده از آرشیو‌های اسناد اطلاعاتی نشان می‌دهد که روابط میان ساواک و سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آلمان بسیار فراتر از همکاری‌های معمول بود. این روابط شامل تبادل اطلاعات، هماهنگی عملیات ضدکمونیستی و از همه مهمتر، آموزش مستقیم برخی از چهره‌های کلیدی و بدنام ساواک توسط افسران حرفه‌ای آلمانی می‌شد.
نمونه موردی: محمدتقی جوان (هم‌پای پرویز ثابتی و مرد مرموز ساواک)برای درک عمق این همکاری‌ها، بررسی پرونده محمدتقی جوان چهره‌ای که نامش در تاریخ سرکوب‌های ساواک به ثبت رسیده خالی از فایده نیست. محمدتقی جوان، که اصالتاً از شهر شیراز برخاسته بود، آخرین رئیس ساواک استان فارس در دوران پهلوی به شمار می‌رفت. اما پیش از رسیدن به این مسئولیت، سمت‌های حساستری را نیز در بدنه مرکزی ساواک تجربه کرده بود؛ از جمله ریاست اداره کل دوم و نیز مأموریت‌های خارجی متعدد در پست‌های اطلاعاتی از جمله ریاست نمایندگی ساواک در آلمان.
محمدتقی جوان در طول دو سال پایانی کار خود، مأموریت‌های جاسوسی و ضدجاسوسی گسترده‌ای را چه در داخل و چه در خارج از ایران رهبری کرد. آنچنان که اسناد نشان می‌دهد، بار‌ها از سوی مقامات ارشد ساواک مورد تقدیر و تشویق رسمی قرار گرفته بود. تخصص اصلی محمدتقی جوان، نفوذ در تشکل‌های مخالف شاه و به طور خاص تشکل‌های دانشجویی بود. روش کار او عمدتاً مبتنی بر ایجاد شکاف، اختلاف‌افکنی، جذب خبرچین از میان خود دانشجویان، و سپس پرونده‌سازی قضایی برای عناصر مؤثر بود.در دادگاه انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب، جوان با صراحت به بسیاری از اقدامات خود اعتراف کرد. در دفاعیاتش که جنبه اقرار نیز داشت، با صراحت اعلام کرد: «من هنوز هم معتقدم باید با کمونیست در کشور مبارزه کرد» جمله‌ای که نشان می‌داد حتی پس از سرنگونی نظام شاهنشاهی، هنوز در چارچوب ایدئولوژیک ساواک و جنگ سرد باقی مانده بود.روزنامه اطلاعات که در دوران پیش از انقلاب از چهره‌هایی مانند جوان با عناوینی، چون «مرد نیرومند ساواک»، «مرد هزارچهره» و «همردیف پرویز ثابتی از نظر سلسله‌مراتب اداری» یاد می‌کرد، گزارش مفصل و جالبی از جلسه محاکمه او منتشر کرد. بر اساس این گزارش، محاکمه محمدتقی جوان در بعدازظهر روز ۲۸ فروردین ۱۳۵۸ (یعنی کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب) در شعبه ۳ دادگاه انقلاب اسلامی تهران آغاز شد.
برخی اتهامات او به قرار زیر بود:۱. به آتش کشیدن مردم شیراز و مساجد و اماکن متبرکه: این اتهام ناظر بر اقداماتی بود که در جریان اعتراضات مردمی در شیراز، ساواک به رهبری جوان، دستور حمله به تجمعات مذهبی و حتی آتش زدن در‌های مساجد را برای ایجاد رعب و وحشت صادر کرده بود.۲. رهبری چماقداران در شیراز و تشکل آنان تحت عنوان «سازمان انتقام»: سازمانی نیمه‌نظامی وابسته به ساواک که به گفته اسناد، با حمایت مالی و لجستیکی ساواک شکل گرفته بود و مأموریت داشت به کوبیدن اعتراضات خیابانی، ضرب‌وجوش گسترده، ایجاد ناامنی حساب‌شده، و حتی ترور برخی مخالفان مدنی بپردازد. فعالیت این سازمان منجر به کشته و مجروح شدن صد‌ها نفر در شهر شیراز شد.او در بخشی از دفاعیات خود صراحتاً پذیرفت که در دانشگاه پهلوی (دانشگاه شیراز کنونی)، برای چند تن از دانشجویان فعال و مبارز، با جعل مدارک و شهادت دروغ، پرونده‌سازی کرده است. سپس این پرونده‌های جعلی را به دادسرای ارتش فرستاد و به همین دلیل، آن دانشجویان در دادگاه نظامی محکوم و به زندان‌های طولانی یا در برخی موارد به اعدام محکوم شدند.نکته بسیار مهم این است که همکاری‌های اطلاعاتی ساواک با آلمان غربی هرگز محدود به چند تن از رهبران و رؤسای ارشد ساواک نبود. مدارک و مستندات موجود نشان می‌دهد که کارمندان معمولی و میانی ایستگاه‌های اطلاعاتی ساواک در آلمان نیز برای انجام برخی مأموریت‌های تخصصی فنی (از جمله فنون جاسوسی الکترونیک، شنود ارتباطات، جعل مدارک، و روش‌های ضد تعقیب) توسط افسران آموزش‌دیده آلمانی تحت تعلیم قرار می‌گرفتند.
عمق روابط؛ سفر رئیس امنیت داخلی آلمان غربی به تهرانبرای درک عینی‌تر این نزدیکی و هماهنگی بالا میان دو سرویس اطلاعاتی، کافی است به این واقعیت تاریخی اشاره کنیم که رئیس بخش امنیت داخلی آلمان غربی (سازمانی هم‌تراز با ساواک در زمینه سرکوب مخالفان داخلی) در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۵۴ (برابر با ۲۷ ژانویه ۱۹۷۶)، به مدت یک هفته عازم تهران شد. نکته قابل تأمل این است که این سفر نه به عنوان یک مهمان رسمی دیپلماتیک ساده، بلکه به همراهی و میزبانی مستقیم محمدتقی جوان (که در آن زمان در سمت رئیس نمایندگی ساواک در آلمان مشغول بود) انجام گرفت. این سفر نه تنها نشان‌دهنده اعتماد کامل سرویس آلمانی به جوان بود، بلکه مؤید وجود کانال‌های عملیاتی مستقیم و تبادل میدانی تجربیات سرکوب میان دو کشور محسوب می‌شد. (سند‌های ۱.۳ و ۲.۳)
به این ترتیب، آنچه در یک نگاه سطحی ممکن است صرفاً یک «تجمع خیابانی مشکوک» در آلمان به نظر برسد، با اندکی تعمق در تاریخ روابط اطلاعاتی رژیم پهلوی و آلمان، تصویری بسیار بزرگتر و نگران‌کننده‌تر از تداوم نمادین یک رابطه تاریخی میان ساختار‌های کهنه امنیتی پهلوی و متحدان غربی‌شان را پیش روی ما می‌گشاید. اپوزیسیونی که تمام امکانات و هزینه‌های خود را سال‌هاست از طریق سرویس‌های اطلاعاتی تأمین کرده است، این بار در دل یک کشور اروپایی مدعی دموکراسی و حقوق بشر اقدام به بازسازی ساختاری جنایت‌کار و دهشتناک کرده است.
11:13 - 5 خرداد 1405



2 Replies

Profile picture of ‌رضا پویا‌
@poyan13695 خرداد 1405
Replying to
🔻دلیل اینکه یک عده با اصطلاح ایرانی اینقدر وقیح جلوی دوربین ها لباس پوشیدن و اعلام می کنند ساواکی و نیروی امنیتی تروریست های سلطنت طلب اند.برخورد ضعیف قوه قضاییه با وطن فروشان است.🔻این افراد تروریست هستند ۱. باید شناسایی ۲. استرداد ۳. محاکمه شوند

@margbarvatanforosh5 خرداد 1405
ان شاءالله بعد از پیروزی در جنگ، به حساب انها هم میرسیم.