ترامپ و فروپاشی چیزی مهم‌تر از برجام

درحالی‌که هیچ انسان باانصافی حتی در هیأت‌حاکمه آمریکا، تردید ندارد که بنیان‌گذار القاعده و به اعتراف خود ترامپ، بنیان‌گذار «داعش» دولت ایالات‌متحده است، اما او با وقاحت تمام ایران را به حمایت از گروه تروریستی القاعده متهم می‌کند.
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، علیرضا قربانی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان «ترامپ و فروپاشی چیزی مهم‌تر از برجام» که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد نوشت: اینکه فرجام برجام چه خواهد شد، در جای خود مسئله‌ای مهم است و تحقق پیش‌بینی‌های رهبر روشن‌ضمیر و آینده‌نگر درباره رفتار آمریکا با این قرارداد نیز شایسته بازخوانی و عبرت‌آموزی است، اما به نظر می‌رسد، مواضع رئیس‌جمهور ایالات‌متحده در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، نتایجی بسیار مهم‌تر از کنار گذاشتن یا به قول دونالد ترامپ، «پاره کردن» برجام دارد.رئیس‌جمهور آمریکا در ماه‌های اخیر و به‌خصوص در سخنرانی روز شنبه 22 مهر، ضمن حرکت در مسیر نقض برجام و فشردن هرچه بیشتر گلوی این محتضر، کار بسیار مهم‌تری کرد و آن کنار زدن پرده‌ای است که یک جریان سیاسی و رسانه‌ای در داخل کشور، طی چند سال اخیر همه همت خود را برای نقاشی آن به کار گرفته است.جریان‌ غرب‌گرا در سال‌های اخیر با بهره‌گیری از فضایی که بعضی سیاست‌های اشتباه «کدخداپنداری» آمریکا ایجاد کرد، تلاش زیادی به خرج داد تا روی چهره ضد ایرانی آمریکا، ماسکی جذاب و دوست‌داشتنی بگذارد و بی‌انصافی است اگر بگوییم در این کار کم‌توفیق بوده است. این جریان با استفاده از رسانه‌های پرتعدادی که البته ازنظر شمارگان حرف چندانی برای گفتن ندارند، هر آنچه در ارائه تصویر واقعی آمریکا مؤثر است را به تیغ سانسور سپرد و کوچک‌ترین مسائلی که می‌توانست به بَزَک کردن چهره رژیم ایالات‌متحده کمک کند را به زیباترین شکل برجسته ساخت.
«امضای کری تضمین است» را به تیتر اول تبدیل کرد و تلاش وسیعی به خرج دادند تا حتی شعار «مرگ بر آمریکا» را در مراسم رسمی مبارزه با استکبار جهانی به «مرگ بر استکبار» تحریف کنددر طول سالیانی که از میدان یافتن جریان غرب‌زده می‌گذرد، هرروز تصاویر گاه تمام‌صفحه مقامات آمریکایی به شکل و شیوه‌ای که گویا خیلی به ایران و ایرانی ارادت دارند، روی پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها جلو چشم رهگذران به نمایش درآمد تا با تکرار و تکرار و گفتن و نوشتن، «شیطان» را لباس «فرشته» بپوشانند. حتی 28 مرداد و سالروز کودتا علیه دولت ملی مصدق هم، نقش آمریکا در حمایت از دیکتاتوری پهلوی را به سانسور سپردند تا گردی بر رنگ و لعاب تابلو بزک شده از آمریکا ننشیند.هرچند میان دیدگاه دولت تدبیر و امید و جریان غرب‌گرا در نوع نگاه به آمریکا تفاوت جدی وجود دارد، اما متأسفانه سیاست‌های اعمال‌شده و حتی اعلام‌شده دولت در سال‌های اخیر، احتمالا از ترس آسیب رسیدن به جریان مذاکره با غرب و آمریکا به پشت یافتن جریان غرب‌گرا و درنتیجه شکل‌گیری تابلو جدید و مثبت از چهره کریه شیطان کمک کرده است. همچنین بعضی اقدامات صورت گرفته در دستگاه‌های دولتی مانند برخوردی که با کشتی حامل کمک‌های ایران به مردم یمن در ماه‌های ابتدایی بحران صورت گرفت و گفته شد که تلفن و سفارش وزیر خارجه وقت آمریکا در آن تصمیم تأثیرگذار بود، یا کم‌لطفی‌هایی که در مقاطعی برای جلب اعتماد آمریکا نسبت به حمایت از جبهه مقاومت صورت گرفت، چهره‌پردازی مثبت از آمریکا را در داخل کشور تقویت کرد.
بااین‌حال گذشته‌ها گذشته است و مواضع اخیر دولتمردان را باید به‌حساب دیدگاه واقعی آن‌ها نسبت به ایالات‌متحده گذاشت و اشاره به بدعهدی و دشمنی آمریکا توسط مسئولان اجرایی را به فال نیک گرفتاگر به صدر این مقال برگردیم، می‌بینیم که مواضع اخیر رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران و یاد کردن از ایران به‌عنوان «ملت تروریست»، پنجه‌ای است که پیش از همه، خراش آن بر چهره کسانی می‌نشیند که روزگاری برای حادثه تروریستی یازده سپتامبر شمع روشن کردند. متأسفانه در رسانه‌های جریان غرب‌گرا در این روزها هیچ اشاره‌ای به این توهین رئیس‌جمهور آمریکا به ملت ایران نشد. شاید نوعی تف سربالا بود که از آن پرهیز شد. البته انتظار خستگی از این جریان نباید داشت، حتماً این روش و منش همچنان ادامه می‌یابد و کمترین تلاش جریان غرب‌گرا این خواهد بود و هست که همه کاسه‌کوزه‌ها را سر شخص رئیس‌جمهور فعلی آمریکا بشکند و با «دیوانه» جا زدن او به تطهیر اصل نظام ایالات‌متحده ادامه دهد.یاد کردن از ایران به‌عنوان نظام دیکتاتوری هم احتمالاً مهم‌ترین ترکش‌هایش به جریان سیاسی می‌خورد که همین حالا با رأی مستقیم مردم، در اکثر مبادی قدرت از دولت و شوراهای بسیاری از شهرها و بخشی از مجلس حضور دارند. این یعنی اینکه وقتی حکومتی مثل نظام سیاسی آمریکا را جایگاه کدخدایی می‌بخشیم و به رویش لبخند می‌زنیم، یادمان باشد که ممکن است با چنین ناسزاهای سیاسی از جانب رئیس همان نظام نواخته شویم.
نقض عهد و ناسزاگویی رئیس‌جمهور آمریکا و آنچه بر سر برجام می‌آید، حداقل این فایده را دارد که احتمالاً تردید بعضی‌ها در مورد غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا را برطرف سازدرئیس‌جمهور فعلی آمریکا، مثل دیگر رئیسان جمهوری سابق آن کشور، حتی مثل اوباما که بعضی گمان می‌کردند، «مؤدب» است، با حمایت از فتنه 88 تحت عنوان «انقلاب سبز»(!)، در حالی حکومت ایران را دیکتاتور می‌خواند و هم‌زمان اصطلاح جعلی موردنظر دیکتاتورهای قبیله‌های حاکم بر کشورهای عربی درباره «خلیج‌فارس» را نشخوار می‌کند که در هیچ‌کدام از متحدان منطقه‌ای آمریکا در منطقه و به‌خصوص گاو شیرده سعودی، دموکراسی و رأی مردم معنا و مفهومی ندارد.درحالی‌که تقریباً هیچ انسان مطلع و باانصافی حتی در هیئت‌حاکمه آمریکا، تردید ندارد که بنیان‌گذار القاعده و به اعتراف خود ترامپ، بنیان‌گذار «داعش» دولت ایالات‌متحده است، اما او با وقاحت تمام ایران را به حمایت از گروه تروریستی القاعده متهم می‌کند و هم‌زمان بر جنایات وسیع سعودی‌ها علیه مردم بی‌پناه یمن چشم می‌پوشد، بلکه از آن حمایت می‌کند.
بنا بر آنچه گذشت، هرچند تشدید دشمنی‌های تاریخی آمریکا علیه مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی و لگد ترامپ زیر کاسه برجام و گسترش تحریم‌ها ممکن است در مقطعی به اذیت بیشتر مردم ایران منتهی شود، اما اسیدی که رئیس‌جمهور آمریکا روی این تابلو بزک‌شده در ایران پاشید، و چهره واقعی سردمدار نظام سلطه را مانند گذشته نمایان ساخت، خواسته یا ناخواسته به نفع مردم و نظام جمهوری اسلامی در داخل کشور و عرصه بین‌الملل است؛ و البته آنکه بی‌توجه به ادامه دشمنی‌ها مسیر خودش را طی می‌کند، جریان زلال انقلاب اسلامی است که برخلاف میل و خواست امریکا، روزبه‌روز پرچمش بالاتر و حوزه نفوذ و محبوبیتش گسترده‌تر می‌شودانتهای پیام/.
علیرضا قربانی
11:02 - 26 مهر 1396

2 بازنشر
6 بازدید




1 پاسخ