تیشه و کلنگهای خستگیناپذیر که جای سلاح را گرفته است
خبرگزاری فارس: تیشه و کلنگهای خستگیناپذیر "گروه جهادی عمار" همچون سلاح به جنگ با محرومیت رفته است تا که به قول دانشجویی جهادی، جوانان امانی به دشمن نداده باشند.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، کاروان اصحاب رسانه (یادمان شهید مهدی رجببیگی) به دعوت مرکز راهبردی و هدایت حرکتهای جهادی برای انعکاس تلاشهای دانشجویان گروه جهادی "عمار" روز چهارشنبه تهران را به مقصد شهرستان بابل ترک کرد تا نظارهگر بزرگترین پروژه آبرسانی اردوهای جهادی باشد.نرسیده به بابلسر، تابلوهایی را می بینیم که روی آن نوشته شده بود: "لبخند بزن جهادی"؛ "یا زهرا(س)"، "ما تا آخر ایستادهایم"....روستای افراسی که غریب به 40 خانوار در آن ساکن هستند با نزدیکترین چشمه آب ده کیلومتر فاصله دارد و روستاییان برای استفاده از آب این چشمه، باید دو کوه را پشت سر میگذاشتند و از گل و لای فراوان عبور میکردند.روستای کنسلو واقع در 50 کیلومتری شهرستان بابل و با ارتفاع دو هزار پا از سطح دریا نیز چنین شرایطی دارد. پروژه آبرسانی به روستاهای کنسلو و افراسی مورد بررسی پیمانکاران قرار گرفته بود و در حداقل شرایط، پیمانکاری مبلغ 300 میلیون تومان را برای آبرسانی به این دو روستا پیشنهاد کرده اما 50 دانشجوی دانشگاه علمی کاربردی در ذیل گروه جهادی عمار این پروژه را از 14 شهریورماه در منطقه بندپی شرقی شهرستان بابل آغاز کرده و ده کیلومتر لولهکشی را برای آبرسانی به این دو روستا با همه مخارج آن تنها با 25 میلیون عملیاتی کردند که با حضور سردار خراسانی رئیس سازمان بسیج سازندگی و فرماندهان سپاه استان مازندران افتتاح شد.
در مراسم افتتاح این پروژه سردار خراسانی ضمن تمجید از اقدامات دانشجویان جهادی گفت که دشمنان انقلاب اسلامی تمام تلاش خود را برای خاموش کردن جهاد و سازندگی انجام دادند اما معنویت جوانان جهادی این توطئه دشمن را خنثی کرد.وی همچنین با اشاره به حضور جوانان جهادی در سومالی گفت که جوانان مجاهد انقلاب اسلامی در مسیر سازندگی رعب و وحشت بینظیری در دل دشمن انداختند.رییس سازمان بسیج سازندگی در گفتوگو با فارس گفت: اقدامی که امروز جوانان جهادی در روستاها انجام میدهند، به مثابه رشادتهای است که برادران آنها در دوکوهه و شلمچه انجام داده بودند.روستاییان ساکن در افراسی و کنسلو در مراسم افتتاح این پروژه خرسندی خاصی را از خودشان به نمایش گذاشته بودند به طوری که دختران این روستا با حمل شیرینیهایی که داخل سینی گذاشته و روی سر قرار داده بودند و آقایان نیز برای قدردانی از جوانان جهادی اقدام به تشکر تک به تک از دانشجویان کردهاند. اما هنگامی که فلکه آب به روی روستاییان باز شد جوانان جهادی شعری در وصف حضرت ابوالفضل(ع) خوانده و اقدام به سینهزنی کردند.سرهنگ رنجبر مسئول سازندگی سپاه استان مازندران با خستگی ناپذیر خواندن اقدامات گروه جهادی عمار به خبرنگار فارس گفت: از نزدیک شاهد بودهام که این جوانان با چه عشق و علاقهای کار میکنند؛ یکشب در دل جنگل وقتی اعضای این گروه آماده غدا خوردن بودند، باران طوری میبارید که برنج در آب باران غرق شده بود اما جهادگران با خنده این غذاها را میخوردند.
در روستاهای اطراف نیز از جمله روستای ویتله جوانان جهادگر کلاسهای عقاید، اخلاق و احکام برای روستائیان برگزار کرده بودند که با استقبال مناسبی از سوی ساکنان این روستا مواجه شده بودند.روستای هلیبن واقع در 30 کیلومتری شهرستان بابل با 60 خانوار بدون آب آشامیدنی است به طوری که روستائیان برای استفاده از آب باید سراغ چشمهای بروند که حیوانات نیز از آن چشمه استفاده میکند.ابوالحسن مهرعلیسیار یکی از ساکنان این روستا به محض رؤیت کاروان رسانه، از خبرنگار فارس خواست از چشمه این روستا بازدید کند و سپس گفت: ما در این روستا وضعیت اسفناکی داریم مجبور هستیم از چشمهای آب بخوریم که اکثر حیوانات این روستا از آن استفاده میکنند و یا اینکه برای استفاده از آب سالم هر هفته ده هزار تومان کرایه ماشین بدهیم در حالی که هیچ منبع درآمدی نداریم. به ما حق بدهید که معترض باشیم وقتی در اخبار سیما میشنویم که سه هزار میلیارد تومان از پول بیتالمال اختلاس شده است و روستای ما همراه با شش روستای دیگر تنها به خاطر 500 میلیون تومان از بیآبی رنج میبرند اعتراضمان را به چه کسی باید بگوییم، به مسئولان توصیه میکنم اگر موفق شدند 3 هزار میلیارد را به جیب بیتالمال بازگرداند 500 میلیون آن را برای آبرسانی به شش روستای محروم شهرستان بابل اختصاص بدهند تا ما نیز طعم بیتالمال بچشیم.پایان کار کاروان رسانه در روستاهای محروم بابلسر همزمان بود با خداحافظی گروه جهادی عمار از روستائیان کنسلو و افراسی، شور و شعفی در بین دانشجویان حاکم بود.
برخی اشک میریختند و برخی به اشک دوستانشان لبخند میزدند، تا اینکه با رضا (یکی از دانشجویان) به گفتوگو نشستیم او میگفت: یاد آن جوان جهادگر مشهدی که میگفت به ناخالصیهای دلش کلنگ میزند به خیر؛ ما هم کلنگ میزنیم برای رفع محرومیت؛ گویا کلنگ و بیل و تیشه، سلاح امروز ما برای مقابله با دشمن شده است چرا که محرومیت دشمنی است که باید خالصانه با آن مقابله کرد. شبهایی که ما برای آبرسانی کار میکردیم همانند شبهای عملیات بود؛ آنجا هم پست میدادند تا دیگر رزمندگان استراحت کنند و ما نیز تاریکی شب را به چند دسته تقسیم کرده بودیم تا گروهی از دوستان استراحت کنند و گروه دیگری کلنگ بزنند تا که امانی به دشمن نداده باشیم.از دوست رضا درباره تلخترین خاطرهاش در بابلسر پرسیدیم که گفت: برای تفریحی موقت و تماشای زیبایی دریا به ساحل محمودآباد رفتیم اما گناه و اختلاط دختران و پسران در کنار ساحل، زیبایی از صورت دریا برده بود.گزارش از مهدی مشکینیانتهای پیام/
12:47 - 29 شهریور 1390