اصلاح طلبان آمدند
خبرگزاري فارس: پيروزي سيد محمد خاتمي در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري اين فرصت را در اختيار گروههاي رقيب جناح موسوم به راست قرار داد تا با هماهنگي و نزديكي مواضع، تمهيدات لازم را براي دستيابي به اكثر كرسيهاي مجلس ششم تدارك ببينند.
راي بالاي خاتمي در اين دوره از انتخابات زمينهساز بوجود آمدن جرياني موسوم به دوم خرداد شد. اجتماع بوجود آمده شامل گروههايي ميشد كه رقابت با جناح راست و مخالفت با سياستهاي اين طيف و همراهي خاتمي وجه مشترك آنان بود.
در واقع بسياري از اين گروهها به لحاظ سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مواضعي متفاوت داشتند، اما هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري براي بسياري از اين گروهها نتيجه شيريني داشت. بنابراين طبيعي بود كه براي استمرار بخشيدن به اين موفقيت، از هيچ كوششي فروگذار نباشند.
طبعا با روي كارآمدن كابينه جديد، نيروهايي كه جزو طيف رقيب خاتمي محسوب ميشدند به صف جناح منتقد دولت پيوستند. اينان در مجلس حايز اكثريت آرا بودند. از اين رو در مواقعي كه سياستهاي دولت جديد با معيارهاي جناح اكثريت مجلس سازگار نبود واكنش نشان ميدادند.
با توجه به فضاي حاكم بر مجلس مشخص بود كه سيد محمد خاتمي و كابينه او براي رسيدن به اهداف مورد نظر و اتخاذ راهكارهاي اجرايي مطابق با سلايق سياسي خود، راه دشواري را بايد طي كنند. مجلسيان از همان آغازين روزهاي شروع فعاليت دولت جديد در خصوص عملكرد برخي از وزرا بخصوص عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و عبدالله نوري وزير كشور هشدارهايي داده بودند اما روشهايي كه اين دو وزير براي تحقق برنامههايشان در نظر گرفتند براي جناح موسوم به راست و نمايندگان مجلس پذيرفتني نبود و به همين خاطر بارها اعتراض خود را در خصوص ادامه اين سياستها اعلام كردند.
بارها وزير كشور براي پاسخگويي به سوالات نمايندگان به مجلس فراخوانده شد و هر بار بعد از ارايه توضيحات، انبوهي از اعتراضها را متوجه خود ساخت. براي جناح اكثريت مجلس پنجم قابل قبول نبود كه وزارت كشور با درخواست مجوز برپايي اجتماعاتي كه طي آن قانون اساسي و نهادهاي حكومتي مورد نقد و بررسي جدي قرار ميگرفت موافقت كند يا اينكه شرايط را براي برگزاري مراسمي تحت عنوان بزرگداشت مرحوم مهدي بازرگان فراهم آورد تا طي آن اعضاي نهضت آزادي ايران اين فرصت را بيابند كه ضمن ذكر خير رييس دولت موقت به طرح مباحث سياسي بپردازند.
ادامه اين وضع در نهايت به طرح استيضاح و عدم راي اعتماد نمايندگان به عبدالله نوري منجر شد و خاتمي از ادامه همكاري او با كابينهاش بازماند. در كنار اين مسايل بايد به برخورد قضايي با غلامحسين كرباسچي شهردار تهران اشاره كرد. اين اتفاق در زمان خود باعث چالش شديد اصلاحطلبان و جناح منتقد دولت شد و جناحهاي سياسي همديگر را آماج انواع اتهام و توهين قرار ميدادند.
سياستهايي كه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي توسط سيد عطاءالله مهاجراني در پيش گرفته شد از ديگر وجوه اختلاف ميان جريانهاي سياسي بود. مهاجراني بارها در مقام پاسخگويي به انتقادات اعلام كرد از سياست تسامح و تساهل كه مبتني بر "شريعت سهله سمحه حنفيه" است پيروي ميكند تا در سايه رحمت و رافت نظام جمهوري اسلامي نخبگان و فرهيختگان امكان اظهارنظر و فعاليت پيدا كنند و اين در حالي بود كه منتقدانش اعتقاد داشتند وزير فرهنگ و ارشاد برداشت درستي از تعاليم دين مبين ندارد و با نگاه نادرست به اين امر زمينه پردهدري و جسارت عناصر معاند و مخالف مباني اسلام و نظام را فراهم ميكند.
چنين موضعگيريهايي البته به مذاق هواداران رييسجمهور خوش نميآمد. به همين واسطه در اظهارنظرهاي فردي يا بيانيههاي حزبي و گروهي نارضايتي خود را از اقدام مجلسيان اعلام و جناح منتقد دولت را به كارشكني و مانع تراشي در راه تحقق برنامهها و سياستهاي كابينه خاتمي متهم ميكردند. تصويب برخي از لوايح و مصوبات در مجلس شوراي اسلامي مانند اصلاحيه قانون مطبوعات و طرح استفاده ابزاري از تصوير زن و غيره بر ترديدها و بدگماني جريان اصلاحات از عملكرد جريان راست افزود.
اختلافات سياسي حتي به محيط دانشگاه هم كشيده شد و گروههاي دانشجويي با توجه به شرايطي كه بعد از دوم خرداد در وضعيت عمومي كشور ايجاد شده بود به طرح صريح مباحث و نقطه نظرات خود در خصوص اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي پرداختند. انجمنهاي اسلامي و در راس آن دفتر تحكيم وحدت و بسيج دانشجويي تشكلهاي مطرح دانشگاهي بودند كه با توجه به اختلافنظرهايي كه در خصوص مسايل سياسي داشتند يكديگر را نقد ميكردند. اختلافات به بيرون از دانشگاه كشيده شد و برخي از تشكلهاي دانشجويي مقابل دانشگاه تهران، پارك لاله و وزارت كشور تجمع كردند و هربار اين اجتماعات، توسط برخي از عناصر مشكوك كه با عناويني نظير لباس شخصي ها و عناصر خودسر شناخته شده بودند برهم زده ميشد. تلخ تر اينكه تاكنون هيچ نشانه مشخصي از اين عناصر كه برهم زننده آرامش بودند ارايه نشد و جناحهاي سياسي هم مستمسكي براي اتهام زدن به يكديگر يافتند.هر چند برخي از عوامل فعال در بر هم زدن اين تجمعات نظير" فرشاد ابراهيمي" متهم اصلي پرونده"نوار سازان "در حال حاضر به خارج از كشور گريخته و در حال دروغ پراكني عليه انقلاب است.
در دوره مورد نظر هر اتفاقي رنگ و بوي سياسي مييافت. از عوامل موثر ايجاد چنين وضعيتي روزنامهها بودند كه در سايه حمايت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي امكان طرح موضوعات و مسايل را به صورت شفافتر و صريحتر يافتند. طبعا با توجه به فضاي حاكم بر كابينه، چتر حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر سر روزنامهنگاران اصلاحطلب گسترده شد و آنان از فرصت بدست آمده نهايت استفاده را كردند. صدها نشريه پس از انتشار به سياسيتر شدن فضاي جامعه كمك كردند و از اين رهگذر تبعات مثبت و منفي بسياري نصيب فضاي عمومي كشور شد.
در نبود احزاب، روزنامهنگاران اصلاحطلب براي تحقق اهداف و آرمانهاي جريان دوم خرداد دست به كار شدند و با انتشار نشريات گوناگون كه بعدها از سوي مخالفان عنوان" مطبوعات زنجيرهاي" پيدا كرد بر چالش ميان اصلاح طلبان و جناح منتقد دولت افزودند.
با اوج گرفتن اختلافات ميان جريانهاي سياسي،دومخرداديها اين شبهه را مطرح كردند كه جناح اكثريت مجلس پنجم نماينده اكثريت جامعه ايراني نيست چون مردم در انتخابات رياستجمهوري به رقيب طيف راست راي مثبت دادند.
قبل از برگزاري انتخابات مجلس ششم، دو جريان راست و چپ در انتخابات اولين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا اين فرصت را يافتند كه در اين صحنه رقابت، زور آزمايي كنند. نتيجه حاصله از انتخابات به نفع هواداران خاتمي رقم خورد و بسياري از عناصر طيف اصلاحطلب به عنوان اعضاي شوراها به نقشآفريني پرداختند.
نتيجه انتخابات شوراهاي شهر و روستا گرچه براي جناح راست قابل پيشبيني بود اما انتظار چنين شكستي را نداشت. از اين رو درصدد بود با تغيير شيوهها در رقابت سياسي و انتخاب شعارهاي نو و البته با حفظ همان گفتمان براي جلب توجه جامعه وارد صحنه انتخابات شود.
قبل از برگزاري ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي، وقوع يك اتفاق ديگر نيز زمينه را براي ايجاد چالش اساسي ميان گروهها و جريانهاي سياسي فراهم آورد.
مواضع تند و تيز عبدالله نوري وزير كشور سابق دولت سيد محمد خاتمي و مدير مسؤول روزنامه خرداد باعث شد كه وي در ميان نيروهاي دوم خردادي به عنوان يكي از عناصر محوري جريان اصلاحات حايز اعتبار شود. حسب بسياري از گمانهزنيها حضور وي به عنوان نماينده منتخب مردم در مجلس شوراي اسلامي و احيانا تكيه زدن او بر كرسي رياست مجلس كفه ترازو را به نفع هواداران خاتمي براي پيشبرد برنامههاي رييس جمهور سنگينتر ميكرد.
نوع موضعگيري عبدالله نوري در روزنامه خرداد سيل انتقادات جناح مقابل را نسبت به او روانه كرد. مدتي بعد در حالي كه چند روزي به آغاز ثبت نام داوطلبان نمايندگي باقي بود پرونده روزنامه خرداد براي رسيدگي به دادگاه ويژه روحانيت رفت.
اصلاحطلبان برخورد قضايي با نوري در آستانه انتخابات را برنامهاي از پيش تعيين شده و با هدف ضربه زدن به جبهه اصلاحات ارزيابي كردند و در مقابل، جناح منتقد دولت عملكرد نوري را علت اصلي برخورد قوه قضاييه با او دانستند.
دفاعيات نوري در دادگاه بازتابهاي مختلفي داشت. لحن تند و معترضانه او در انتقاد از شرايط كشور و نپذيرفتن هيچيك از موارد اتهامي و انتخاب ادبياتي غير منعطف و ارايه قرائت جديد از اصول قانون اساسي و نهادهاي حكومتي حتي براي برخي از هوادارانش نيز غير منتظره بود.
با اين وصف بسياري از حاميان او در روزنامهها و كنفرانسهاي خبري و مطبوعاتي و ميتينگهاي سياسي به دفاع از مواضع او پرداختند و حتي اعلام كردند كه قصد پذيرش راي صادره دادگاه ويژه روحانيت را كه طي آن نوري به 5 سال زندان محكوم شده بود ندارند و به عنوان يكي از نامزدهاي پيشنهادي نام وي را در فهرست انتخاباتي خود ميگنجانند.
وزارت كشور و ستاد انتخابات نيز شرايط را براي ثبت نام نوري فراهم آورده و اعلام كردند چون راي دادگاه هنوز قطعي نيست بنابراين نوري ميتواند براي ثبتنامشدن اقدام كند.
جريان راست در اين سوي ميدان مجدانه پيگير قضايا بود. تفكر حاكم بر وزارت كشور و ستاد انتخابات، جناح منتقد دولت را به موضعگيري وا ميداشت.
در نشريات وابسته به اين جريان اظهارات مسؤولين وزارت كشور در خصوص انتخابات به نقد كشيده ميشد. بخصوص اينكه طي حكمي از سوي عبدالواحد موسوي لاري وزير كشور، سيد مصطفي تاجزاده به رياست ستاد انتخابات منصوب شد.
تاج زاده براي جناح راست چهرهاي شناخته شده بود. موضعگيريها و عملكرد وي در انتخابات اولين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا در خصوص نحوه تعيين صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي، نارضايتي جريان راست را برانگيخته بود. مضاف بر اين وابستگي حزبي تاج زاده به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران براي جناح منتقد دولت قابل اغماض و چشمپوشي نبود.
سرسختي تاج زاده در انتخابات شوراهاي شهرو روستا و انتقاداتي كه او نسبت به عملكرد هيات نظارت بر انتخابات شوراها داشت، در منظر جناح راست از او چهرهاي جناحي و غير منعطف در مقابل قانون ساخته بود به همين خاطر اين جريان سياسي نگرانيهاي خود را از نحوه عملكرد رييس ستاد انتخابات كشور اعلام كرد. به اعتقاد عناصري از جريان راست عملكرد تاج زاده اميد به برگزاري انتخابات سالم را كمرنگ ميكرد.
اتفاق مهمي كه در آستانه برگزاري انتخابات دوره ششم مجلس روي داد ثبت نام اكبر هاشمي رفسنجاني به عنوان داوطلب انتخاباتي بود.
اين اقدام واكنش مثبت و منفي بسياري از گروهها را برانگيخت. هاشمي رفسنجاني در اظهارنظري اعلام كرد كه هدف وي براي حضور در مجلس ششم پشتيباني از فكر سازندگي كشور، منطقيكردن و تحكيم توسعه سياسي و ارايه طرح فقرزدايي و كوشش جهت تصويب آن است.
جريان منتقد از همان ابتدا اين اقدام را به فال نيك گرفت و از آن استقبال كرد اما جناح چپ در اين زمينه دو دسته شد. برخي از عناصر كه عمدتا عضو جبهه مشاركت بودند برخوردي تند با مساله داشتند و مدام هاشمي را به عدم شفافيت در مواضع خود متهم ميكردند و از اين رهگذر بسياري از اقدامات دولت وي را در زمان رياست جمهوريش به نقد ميكشاندند. بخصوص مسئله قتلهاي زنجيرهاي و اقداماتي كه سعيد امامي و دوستانش در وزارت اطلاعات در زمان رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني داشتند. حجم عظيمي از تحليلهاي سياسي و مطبوعاتي در روزنامهها منتسب به جريان دوم خرداد در آن دوره به نقادي هاشميرفسنجاني معطوف بود.
يقينا جوي كه عليه هاشمي رفسنجاني ايجاد شده بود تا حدود زيادي وامدار موضعگيري روزنامه هاي صبح امروز و مشاركت و درج مقالات اكبر گنجي تحت عنوان" عاليجناب سرخپوش "در نشريات دوم خردادي بود. انواع و اقسام اتهامات در مورد هاشمي رفسنجاني در روزنامههاي اصلاح طلب منتشر مي شد و مصرانه از او مي خواستند كه پاسخگوي انتقادات باشد. شايد بسياري از هواداران هاشمي رفسنجاني اين انتظار را از سيد محمد خاتمي داشتند كه او در اين مقطع وارد ميدان شود و به نيروهاي هوادار خود توصيه كند كه دست از تخريب هاشمي بردارند و احيانا در فهرست پيشنهادي خود نام هاشمي رفسنجاني را به عنوان نامزد معرفي شده توسط تشكل متبوعشان بگنجانند. گرچه خاتمي در همان دوره به صورت شفاهي حمايت خود را از حضور هاشمي در صحنه انتخابات اعلام كرده بود با اين وصف او ترجيح مي داد كه از دور ناظر كل قضايا باشد و از حمايت علني هاشمي بپرهيزد و در نهايت انتظار هواداران هاشمي در مورد حمايت خاتمي از رييس مجمع تشخيص مصلحت بعد از يكسال از برگزاري انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي تحقق پيدا كرد و رييس جمهور در سفري كه به استان كرمان داشت در اجتماع مردم رفسنجان از هاشمي رفسنجاني با عنوان «شناسنامه انقلاب »ياد كرد.
در كنار اين انتقادها البته برخي از عناصر اصلاح طلب نيز بودند كه از ورود هاشمي رفسنجاني به صحنه انتخابات حمايت و حتي اعلام كردند كه در فهرست پيشنهادي نام وي را به عنوان نامزد انتخاباتي ميگنجانند.
در همان اوان هاشمي رفسنجاني در يك مصاحبه مطبوعاتي شركت كرد و مشروح اين گفتگو نيز از صدا و سيما پخش شد. اين اقدام اعتراض بسياري از اصلاحطلبان را برانگيخت و آنان مدعي بودند كه با توجه به اينكه هاشمي رفسنجاني داوطلب نمايندگي است و بايستي در خصوص نحوه تبليغات از قوانين موجود پيروي كند، پخش مشروح گفتگوي مطبوعاتي او با قانونگرايي منافات دارد و پخش اين مصاحبه مطبوعاتي نشان ميدهد كه شرايط برابر و مساوي ميان او و ساير داوطلبان نمايندگي برقرار نيست.
اين اتفاق بر حجم انتقادات جريان اصلاح طلب عليه هاشمي رفسنجاني افزود.
در بين نيروهاي دومخردادي حزب كارگزاران سازندگي مهمترين حامي هاشميرفسنجاني محسوب ميشود و نحوه برخورد عناصر اصلاحطلب بخصوص جبهه مشاركت با مسئله نامزدي هاشمي رفسنجاني براي آن تشكل ناخوشايند بود.
حسين مرعشي نماينده مردم كرمان در مجلس شوراي اسلامي و عضو حزب كارگزاران در همين خصوص اعلام كرد: رفتارهاي تخريبي جبهه مشاركت عليه حزب كارگزاران سازندگي، رفتار مناسبي نيست و بهتر است كه اين جبهه روابط خود با ساير گروهها را براساس اصول پذيرفته شده تنظيم كند.
مدتي بعد محمدهاشمي نيز به اظهار نظر در خصوص عملكرد حزب مشاركت و جريان دوم خرداد پرداخت و حتي اقدامات برخي از عناصر كارگزاران از جمله عطا الله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد را زير سئوال برد و در دفاع از برادر خود از ادبياتي بهره گرفت كه در نهايت نوعي تبليغ منفي براي هاشمي رفسنجاني در پي داشت.
محمد هاشمي خطاب به نيروهاي دوم خردادي اعلام كرد: «اگر ميخواهيد آقاي هاشمي فقط در فهرست شما باشند راه منطقي و اصوليش اين است كه بزرگان قومتان جمع شوند بروند خدمت آقاي هاشمي و بگويند جناب آقاي هاشمي، ما اين فضايل را براي شما قائليم. بنابراين شما اين افتخار را به ما بدهيد و بياييد در ليست ما باشيد.»
اينگونه اظهار نظرها كه از موضع بالا صورت ميگرفت ميان نيروهاي دومخردادي بازتاب خوبي نداشت و واكنش آنان را برانگيخت.
در آستانه برگزاري انتخابات طرح برخي از موضوعات زمينه ديگري براي چالش ميان گروههاي سياسي فراهم آورد. در همان اوان بود كه الياس حضرتي يكي از نمايندگان اصلاح طلب از وقوع طوفان سياسي سخن به ميان آورد و كمي بعد خبر نامه 32 تن از چهرههاي منسوب به مجمع روحانيون مبارز و جبهه مشاركت در مورد وضعيت سياسي كشور و احتمال بروز تنش و آشوب در روزهاي آتي انتشار پيدا كرد.
جناح راست در واكنش به اين موضعگيريها، جريان دوم خرداد را به اتخاذ جنگ رواني در آستانه انتخابات و تشويش اذهان و برهم زدن آرامش در سطح جامعه متهم كرد.
نيروهاي همفكر در جريان راست در انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي تحت عنوان ائتلاف پيروان خط امام و رهبري و با حضور تشكلهايي نظير انجمن اسلامي پزشكان، جامعه اسلامي مهندسين، جمعيت موتلفه اسلامي، جامعه وعاظ تهران، جامعه انجمنهاي اسلامي اصناف و بازار، جامعه زينب(س)، جامعه اسلامي كارمندان، جمعيت زنان انقلاب اسلامي، انجمن زنان پيرو اهل بيت، جامعه اسلامي نمايندگان ادوار مجلس، جامعه اسلامي فرهنگيان، گروه حزبالله مجلس شوراي اسلامي، كانون اسلامي فارغالتحصيلان شبه قاره هند، جمعيت فدائيان رهبر پا به صحنه انتخابات گذاشت و نامزدهاي زير را به مردم تهران معرفي كرد:
اكبر هاشميرفسنجاني، عباس شيباني، حسن روحاني، محمدعلي موحديكرماني، محسن مجتهدشبستري، محمدرضا باهنر، سيد رضا تقوي، سيدمرتضي نبوي، محسن رضايي، احمد توكلي، سيدرضا اكرمي، علي عباسپورتهراني، مرضيه وحيددستجردي، منيره نوبخت، نفيسه فياضبخش، فاطمه رهبر، محمد جواد اردشيرلاريجاني، حسن غفوريفرد، سيدعلياكبر حسيني، غلامعلي حدادعادل، سيدمحمد جهرمي، سيدعباس قائممقامي، محمود احمدينژاد، غلامحسين الهام، رضا رهگذر، داود دانشجعفري، يحيي آلاسحاق، سيدشهابالدين صدر، سيدعليرضا مرندي و علي موحديساوجي.
ائتلاف خط امام و رهبري با شعار "مجلس ششم، تفاهم و حل مشكلات مردم" گام در صحنه رقابت نهاد.
جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي از جمله تشكلهاي فعال سياسي بود كه عليرغم همفكريهاي فراواني كه با جناح منتقد داشت در انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي سعي كرد كه با معرفي برخي از نامزدهاي وابسته به طيف چپ نظير محتشميپور و كروبي تفاوت سلايق سياسي خود با ائتلاف گروههاي خط امام و رهبري را آشكار كند.
فدايي دبيركل جمعيت ايثارگران در مصاحبه مطبوعاتي پيشبيني كرد كه مجلس ششم در اختيار اصولگرايان و نيروهاي ارزشي خواهد بود. وي شعار اين جمعيت براي شركت در انتخابات را «امنيت، عدالت و رونق اقتصادي» خواند.
فهرست نامزدهاي جمعيت ايثارگران عبارت بودند از: اكبر هاشميرفسنجاني، محمدعلي موحديكرماني، محسن مجتهدشبستري، مهدي كروبي، علياكبر محتشميپور، محمدرضا باهنر، مرتضي نبوي، محسن رضايي، سيدرضا تقوي، علي موحديساوجي، مرضيه وحيددستجردي، نفيسه فياضبخش، منيره نوبخت، مهريه سويزي، محمدجواد لاريجاني، احمد توكلي، حسن غفوريفرد، عباس شيباني، حسين فدايي، عبدالحسين روحالاميني، سيدعليرضا مرندي، غلامعلي حدادعادل، علي عباسپور، داود دانشجعفري، محمدرضا رهگذر، شهابالدين صدر، خوشبختيان و غلامحسين الهام.
حزب تمدن اسلامي از ديگر تشكلهايي بود كه در موسم انتخابات خبر ظهور آن منتشر شد. اين حزب با شعار "توسعه همه جانبه، مديريت پربار، دفاع از ارزشها و نشاط ملي" براي شركت در انتخابات اعلام حضور كرد و فهرست نامزدهاي خود را به شرح ذيل انتشار داد:
هاشمي رفسنجاني، مرضيه حديدچي، وحيد دستجردي، فاطمه رمضان زاده، پيشگاهي فرد، آل اسحاق، ابوترابي، احمدينژاد، الهام، حداد عادل، روحاني، سرحدي زاده، رهگذر، محسن رضايي، حسين سرافراز، محمدهاشم رهبري، شيباني، محمدحسن شيرازي، كروبي، شبستري، محتشميپور، صدر، عباسپور، غفوري فرد، حسن فرجي، مرندي، موحدي كرماني، موحدي ساوجي، مرتضي نبوي و منصور واعظي.
از اسامي نامزدهاي پيشنهادي تشكل يادشده پيدا بود كه حجم زيادي از نامها در فهرست مورد نظر با نامزدهاي مورد تاييد و معرفي شده ائتلاف خط امام و رهبري يكي بود و اين نشان ميداد كه تشكل ياد شده در مقايسه با ساير جريانهاي سياسي با جناح راست هماهنگي بيشتري داشت.
چكاد آزاد انديشان از ديگر گروههاي همگام با جريان راست بود كه از داوطلبان نمايندگي زير حمايت خود را اعلام كرد: هاشمي رفسنجاني، سيدعباس قائم مقامي، مرندي، موحدي كرماني، روح الاميني، مجيدي، راستگو، فرجي، دانش جعفري، غفوري فرد، محسن رضايي، غرضي، عباسپور، حداد عادل، افروز، سرحدي زاده، پيشگاهي فرد، لاريجاني، احمدي نژاد، رهگذر، سرافراز، جندقي، وحيد دستجردي، علي محمدزاده، محمد هاشم رهبري، سعيد ياوري، حسن روحاني و رجايي خراساني.
شعار ستاد انتخاباتي حزب اعتدال و توسعه اين عبارت بود: «مي خواهم شاد، سرفراز، مهربان، اميدوار و آرام زندگي كنم».
در ذيل اين شعار توضيح داده شد: آرام در سايه اعتدال سياسي، اميدوار در سايه توسعه پايدار، شاد در سايه عدالت اجتماعي، سرفراز در سايه اقتدار ملي، مهربان در سايه وفاق ملي.
دوري از بازيهاي جناحي و فراجناحي نگريستن به مسايل عمومي كشور از جمله شعارهاي اين تشكل بود و با همين اهداف اقدام به معرفي نامزدهاي خود كرد: هاشمي رفسنجاني، روحاني، كروبي، موحدي كرماني، دعايي، سيدرضا اكرمي، اشرفي اصفهاني، قائم مقامي، پيشگاهي فرد، جلودارزاده، شيباني، غرضي، جهرمي، محجوب، آل اسحاق، محمدهاشم رهبري، لاريجاني، رهبري املشي، حداد عادل، عباسپور و رهگذر از جمله نامزدهاي مورد حمايت حزب اعتدال و توسعه بودند.
ارزيابي فهرستهاي منتشر شده احزاب و گروههاي سياسي منتقد دولت و نامزدهاي معرفي شده تشكلهاي ياد شده نشان ميداد كه بسياري از اين نيروها تمايل چنداني به ادامه شيوههاي سنتي طيف راست ندارند و براي پيشبرد اهداف و برنامههاي خود درصددند تا روشهاي جديدي را بيازمايند و در اين راستا با بهرهگيري از نيروهاي جوانتر بيش از گذشته تخصصگرايي را مورد توجه قرار دهند.
ادامه دارد....
انتهاي پيام/
12:19 - 31 ژانویه 2004