حقیقت زبان در کلام معصومین (سلام الله علیهم)
امام على عليه السلام :ما الإنسانُ لَولا اللِّسانُ إلاّ صُورَةٌ مُمَثَّلَةٌ ، أو بَهيمَةٌ مُهمَلَةٌ . اگر زبان نباشد، انسان چيزى جز يك نقش مجسّم يا حيوان رها شده، نيست. اللِّسانُ مِعيارٌ أطاشَهُ الجَهلُ و أرجَحَهُ العَقلُ .زبان، ترازويى است كه كفّه آن را نادانى سبك و خردمندى سنگين مى گرداند. اللِّسانُ مِيزانُ الإنسانِ .زبان، ترازوى انسان است. ألا و إنّ اللِّسانَ بَضعَةٌ مِن الإنسانِ ، فلا يُسعِدُهُ القَولُ إذا امتَنعَ ، و لا يُمهِلُهُ النُّطقُ إذا اتَّسَعَ . بدانيد كه زبان پاره اى از پيكر انسان است كه اگر [از تكلم ]خوددارى ورزد، گفتار به كمك او نمى آيد و هرگاه باز شود، نطق مهلتش نمى دهد. ما مِن شَيءٍ أجلَبَ لِقَلبِ الإنسانِ مِن لِسانٍ ، و لا أخدَعَ للنَّفسِ مِن شَيطانٍ . براى جلب دل انسان، چيزى مؤثّرتر از زبان نيست و براى نفْس، چيزى فريبنده تر از شيطان وجود ندارد. الإنسانُ لُبُّهُ لِسانُهُ ، و عَقلُهُ دِينُهُ .انسان، دلش زبان اوست و خردش دين او.آدمى مخفى است در زير زبان تَكَلّموا تُعرَفوا ؛ فإنّ المَرءَ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ سخن گوييد، تا شناخته شويد؛ زيرا آدمى در زير زبان خود، پنهان است. المَرءُ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ .انسان در زير زبان خود، پنهان است.قلتُ أربَعا أنزَلَ اللّه ُ تَصديقي بها في كِتابِهِ : قلتُ : المَرءُ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ فإذا تَكَلّمَ ظَهَرَ ، فأنزَلَ اللّه ُ تعالى : «و لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِ» . چهار سخن گفتم و خداوند در كتاب خود مرا در آنها تصديق كرد. گفتم: انسان در زير زبان خود پنهان است و چون سخن گويد آشكار شود. پس خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود: «و هر آينه آنان را از لحن سخن مى شناسى ···» .
ما أضمَرَ أحَدٌ شيئا إلاّ ظَهَرَ في فَلَتاتِ .حديث لِسانِهِ و صَفَحاتِ وَجهِهِ .هیچ كس چيزى را در دل پنهان نداشت، جز اين كه در لغزش هاى زبان و خطوط چهره او آشكار شد.كلامُ الرّجُلِ مِيزانُ عَقلِهِ . سخنِ مرد، سنجه خرد اوست.اللِّسانُ تَرجُمانُ الجَنانِ .زبان، ترجمان دل است.الألسُنُ تُتَرجِمُ عَمّا تُجِنُّهُ الضَّمائرُ . زبان، آنچه را كه درون ها پوشيده مى دارند بازگو مى كند. يُستَدَلُّ على عَقلِ كُلِّ امرئٍ بما يَجري على لِسانِهِ .از آنچه بر زبان انسان رانده مى شود مى توان به خرد او راه برد. لِسانُكَ تَرجُمانُ عَقلِكَ . زبان تو، ترجمان خرد توست. الجَمالُ في اللِّسانِ ، و الكَمالُ في العَقلِ .جمال در زبان است و كمال در عقل. إنَّ اللّه عزَّ و جلَّ جعلَ صُورَةَ المَرأةِ في وَجهِها ، و صُورَةُ الرّجُلِ في مَنطِقِهِ .خداوند [عز و جل] صورت زن را در رخسار او، و صورت مرد را در گفتارش قرار داد. مَن عَلَّمَ لِسانهُ أمَّرَهُ قَومُهُ .کسى كه زبان خود را آراست قومش او را امير خود گردانند. إيّاكَ و الكلامَ فيما لا تَعرِفُ طَريقَتَهُ و لا تَعلَمُ حَقيقَتَهُ ؛ فإنّ قَولَكَ يَدُلُّ على عَقلِكَ ، و عِبارَتَكَ تُنْبئُ عَن مَعرِفَتِكَ .زنهار از سخن گفتن درباره آنچه كه راهش را نمى شناسى و حقيقتش را نمى دانى؛ زيرا سخن تو، نشانگر خرد توست و بيان تو از شناخت تو خبر مى دهد.خصلتهايى كه به وسيله زبان آشكار مى شوند إنّ في الإنسانِ عَشرَ خِصالٍ يُظهِرُها لِسانُهُ : شاهِدٌ يُخبِرُ عَنِ الضَّميرِ ، و حاكِمٌ يَفصِلُ بَينَ الخِطابِ ، و ناطِقٌ يَرُدُّ بهِ الجَوابَ ، و شافِعٌ يُدرِكُ بهِ الحاجَةَ ، و واصِفٌ يَعرِفُ بهِ الأشياءَ ، و أميرٌ يأمُرُ بالحُسنِ ،
و واعِظٌ يَنهى عَنِ القَبيحِ ، و مُعَزٍّ تَسكُنُ بهِ الأحزانُ ، و حاضِرٌ تُجلى بهِ الضَّغائنُ ، و مُونِقٌ تَلتَذُّ بهِ الأسماعُ .در انسان ده خصلت وجود دارد كه زبانِ او آنها را آشكار مى سازد: زبان گواهى است كه از درون گزارش مى دهد. داورى است كه به دعواها فيصله مى دهد. گويايى است كه به وسيله آن [به پرسشها ]پاسخ داده مى شود. واسطه اى است كه با آن مشكل برطرف مى شود. توصيفگرى است كه با آن اشياء شناخته مى شود. فرماندهى است كه به نيكى فرمان مى دهد. اندرزگويى است كه از زشتى باز مى دارد. تسليت دهنده اى است كه غمها با آن تسكين مى يابد. حاضرى است كه به وسيله آن كينه ها برطرف مى شود و دلربايى است كه گوشها به وسيله آن لذّت مى برد.زيبايىِ مرد، در شيوايى زبان اوستپيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الجَمالُ في اللِّسانِ .زيبايى در زبان است. الجَمالُ في الرّجُلِ اللِّسانُ .زيبايى مرد، زبان است. جَمالُ الرّجُلِ .حديث فَصاحَةُ لِسانِهِ .زيبايىِ مرد، شيوايى زبان اوست.ذَلاقَةُ اللِّسانِ رأسُ المالِ .شيوايى زبان، سرمايه است. امام باقر عليه السلام : إنّ هذا اللِّسانَ مِفتاحُ كلِّ خَيرٍ و شَرٍّ ، فيَنبَغي للمؤمنِ أن يَختِمَ على لِسانِهِ كَما يَختِمُ على ذَهَبِهِ و فِضَّتِهِ .راستى كه اين زبان، كليد هر خوبى و بدى است. پس، سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه كه بر [كيسه] زر و سيم خويش مهر مى زند. امام باقر عليه السلام : كانَ أبو ذرٍّ يقولُ: يا مُبتَغي العِلمِ، إنَّ هذا اللِّسانَ مِفتاحُ خَيرٍ و مِفتاحُ شَرٍّ ، فاختِمْ على لِسانِكَ كما تَختِمُ على ذَهَبِكَ وَ وَرِقِكَ . ابوذر مى گفت: اى جوياى دانش و معرفت! راستى كه اين زبان، كليد خوبى و كليد بدى است.
پس همچنان كه بر زر و سيم خود مُهر مى زنى، بر زبان خويش مُهر بزن.نقش زبان در درستى ايمان امام صادق عليه السلام :مَن عَذُبَ لِسانُهُ زكا عَقلُهُ . هر كه زبانش شيرين باشد، خردش ببالد.زبان، كليد خوبى و بدى استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :لا يَستَقيمُ إيمانُ عَبدٍ حتّى يَستَقيمَ قَلبُهُ، و لا يَستَقيمُ قَلبُهُ حتّى يَستَقيمَ لِسانُهُ . ايمان هيچ بنده اى درست نشود، تا آن كه دلش درست شود و دلش درست نشود، تا آن كه زبانش درست شود.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : إذا أصبَحَ ابنُ آدمَ أصبَحَتِ الأعضاءُ كُلُّها تَستَكفي اللِّسانَ ؛ أي تَقولُ : اِتَّقِ اللّه َ فِينا فإنّكَ إنِ استَقَمتَ استَقَمنا ، و إنِ اعوَجَجْتَ اعوَجَجْنا چون آدمى صبح خويش را آغاز کند، همه اندامها [ى بدن او] از زبان مى خواهند كه بس كند. يعنى مى گويند: درباره ما از خدا بترس؛ زيرا اگر تو راست و درست شوى، ما نيز راست و درست مى شويم و اگر تو كج شوى ما هم كج مى شويم.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : إذا أصبَحَ ابنُ آدمَ فإنّ الأعضاءَ كُلَّها تُكَفِّرُ اللِّسانَ ، فتَقولُ : اِتَّقِ اللّه َ فِينا فإنّما نَحنُ بِكَ؛ فإنِ استَقَمتَ استَقَمنا ، و إنِ اعوَجَجْتَ اعوَجَجْنا .چون آدمى صبح خود را بياغازد، اندامها همه در برابر زبان [با خواهش و التماس ]كرنش مى كنند و مى گويند: درباره ما از خدا بترس؛ زيرا ما به تو وابسته ايم (سرنوشت ما به تو وابسته است)، اگر راست باشى، راست هستيم و اگر كج شوى، ما نيز كج مى شويم.امام على عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است:
«لا يَستَقيمُ إيمانُ عَبدٍ حتّى يَستَقيمَ قَلبُهُ ، و لا يَستَقيمُ قَلبُهُ حتّى يَستَقيمَ لِسانُهُ» فمَنِ استَطاعَ مِنكُم أن يَلقَى اللّه َ تعالى و هُو نَقِيُّ الرّاحَةِ مِن دِماءِ المُسلمينَ و أموالِهِم ، سَليمُ اللِّسانِ مِن أعراضِهِم ، فلْيَفعَلْ«ايمان هيچ بنده اى درست نشود، تا آن كه دلش درست شود و دلش درست نشود، تا آن گاه كه زبانش درست شود». بنا بر اين، هر كس از شما كه مى تواند با دستى نيالوده به خون و اموال مسلمانان و زبانى سالم از [هتك] آبرو و حيثيّت ايشان خداوند متعال را ديدار نمايد، بايد چنين كند.زبان خردمند در پس دل اوستپيامبر خدا صلى الله عليه و آله : إنّ لِسانَ المؤمنِ وَراءَ قَلبِهِ ؛ فإذا أرادَ أن يَتكَلّمَ بشَيءٍ تَدَبَّرَهُ بقَلبِهِ ثُمّ أمضاهُ بلِسانِهِ ، و إنّ لِسانَ المُنافِقِ أمامَ قَلبِهِ ؛ فإذا هَمَّ بشَيءٍ أمضاهُ بلِسانِهِ و لَم يَتَدَبَّرْهُ بقَلبِهِ .راستى كه زبان مؤمن در پس دل اوست؛ هرگاه بخواهد چيزى بگويد در دل به آن مى انديشد و سپس بر زبان مى راندش. اما زبان منافق جلوى دل اوست؛ هرگاه قصد سخنى كند آن را به زبان مى آورد و در دل به آن نمى انديشد.امام على عليه السلام : لِسانُ العاقِلِ وَراءَ قَلبِهِ ، لِسانُ الجاهِلِ مِفتاحُ حَتفِهِ .زبان خردمند، در پس دل اوست. زبان نادان، كليد مرگ اوست.امام على عليه السلام : لِسانُ العاقِلِ وَراءَ قَلبِهِ ، و قَلبُ الأحمَقِ وَراءَ لِسانِهِ .زبان خردمند، در پس دل اوست و دل نابخرد، در پس زبان او.امام على عليه السلام : إنّ لِسانَ المؤمنِ مِن وَراءِ قَلبِهِ ، و إنّ قَلبَ المُنافِقِ مِن وَراءِ لِسانِهِ ؛ لأنّ المؤمنَ إذا أرادَ أن يَتكَلّمَ بكلامٍ تَدَبَّرَهُ في نَفسِهِ ، فإن كانَ خَيرا أبداهُ و إن كانَ
شَرّا و اراهُ ، و إنّ المُنافِقَ يَتكَلّمُ بما أتى على لِسانِهِ لا يَدري ما ذا لَهُ و ما ذا علَيهِزبان مؤمن، در پشت دل اوست و دل منافق، در پشت زبان او؛ زيرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگويد، ابتدا درباره آن مى انديشد؛ اگر خوب بود اظهارش مى كند و اگر بد بود آن را پنهان مى دارد. اما منافق هرچه به زبانش آيد مى گويد، بى آن كه بداند چه سخنى به سود و چه سخنى به زيان اوست.امام عسكرى عليه السلام : قَلبُ الأحمَقِ في فَمِهِ ، و فَمُ الحَكيمِ في قَلبِهِ .دل نابخرد، در دهان اوست و دهان حكيم، در دل او.حقّ زبانامام زين العابدين عليه السلام : حَقُّ اللِّسانِ إكرامُهُ عَنِ الخَنا ، و تَعويدُهُ الخَيرَ ، و تَركُ الفُضولِ التي لا فائدَةَ لَها ، و البِرُّ بالنّاسِ ، و حُسنُ القَولِ فيهِم حقّ زبان، منزّه داشتن آن از زشت گويى است و عادت دادنش به خوبى و فرو گذاشتن زياده گويى هاى بيهوده و نيكى به مردم و خوب گفتن درباره آنان.سلامت انسان در نگهدارى زبان استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سَلامَةُ الإنسانِ في حِفظِ اللِّسانِ سلامت انسان، در نگهدارى زبان است.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : لا يَسلَمُ أحَدٌ مِن الذُّنوبِ حتّى يَخزُنَ لِسانَهُ .هيچ كس از گناهان در امان نمى ماند مگر آن كه زبانش را در كام كشد.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : راحَةُ الإنسانِ في حَبسِ اللِّسانِ . آسايش انسان، در زندانى كردن زبان است.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ما عَمِلَ مَن لَم يَحفَظْ لِسانَهُ . كسى كه زبانش را نگه نداشته باشد، عملى به جا نياورده است.امام على عليه السلام :حِفظُ اللِّسانِ و بَذلُ الإحسانِ مِن أفضَلِ فَضائلِ الإنسانِ نگهدارى زبان و نيكوكارى، از بهترين فضايل انسانند.
امام على عليه السلام : مَن حَفِظَ لِسانَهُ سَتَرَ اللّه ُ عَورَتَهُ .هر كه زبانش را نگه دارد، خداوند عيبش را بپوشاند.امام على عليه السلام : مَن حَفِظَ لِسانَهُ أكرَمَ نَفسَهُ هر كه زبانش را نگه دارد، خودش را گرامى داشته است.امام على عليه السلام : مِن الإيمانِ حِفظُ اللِّسانِ .نگهداشتن زبان، از ايمان است.امام على عليه السلام : لا شيءَ أعوَدَ علَى الإنسانِ مِن حِفظِ اللِّسانِ و بَذلِ الإحسانِ . براى انسان، چيزى سودمندتر از نگهدارى زبان و بذل احسان و نيكوكارى نيست.امام صادق عليه السلام : نَجاةُ المؤمنِ في حِفظِ لِسانِهِ نجات مؤمن، در نگهدارى زبان اوست.لغزش زبانامام على عليه السلام : زَلّةُ اللّسانِ أنكى مِن إصابَةِ السِّنانِ .لغزش زبان، كارى تر از اصابت سرنيزه است. امام على عليه السلام : زَلّةُ اللِّسانِ أشَدُّ مِن جَرحِ السِّنانِ .لغزش زبان، بدتر از زخم سرنيزه است.امام على عليه السلام : زَلّةُ اللِّسانِ تأتي علَى الإنسانِ . لغزش زبان، انسان را نابود مى كند. امام على عليه السلام : زَلّةُ اللِّسانِ أشَدُّ هَلاكٍ .لغزش زبان، سخت ترين هلاكت است.امام على عليه السلام : اِحفَظْ رأسَكَ مِن عَثرَةِ لِسانِكَ ، و ازمُمْهُ بالنَّهي و الحَزمِ و التُّقى و العَقلِ سر خود را از [پيامد] لغزش زبانت نگه دار و با خردمندى و استوار انديشى و پرهيزگارى و عقل، آن را مهار كن.امام على عليه السلام : المَرءُ يَعثُرُ برِجلِهِ فيَبرى ، و يَعثُرُ بلِسانِهِ فيُقطَعُ رأسُهُ . انسان پايش مى لغزد و خوب مى شود و زبانش مى لغزد و سرش بريده مى شود.امام على عليه السلام ـ در دعا ـ گفت :
اللّهُمَّ اغفِرْ لي رَمَزاتِ الألحاظِ ، و سَقَطاتِ الألفاظِ ، و شَهَواتِ الجَنانِ ، و هَفَواتِ اللِّسانِ . بار خدايا! اشارات چشم و ابرو و بيهوده گويى ها و خواهش هاى دل و لغزش هاى زبانِ مرا بر من ببخشاى.گزِش زبانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فِتنَةُ اللِّسانِ أشَدُّ مِن ضَربِ السَّيفِ .گزش زبان، سخت تر از ضربت شمشير است.امام على عليه السلام : ضَربُ اللِّسانِ أشَدُّ مِن ضَربِ السِّنانِ .ضربت زبان، دردناكتر از ضربت سرنيزه است.امام على عليه السلام : اِملِكْ حَمِيَّةَ أنفِكَ ، و سَورَةَ حَدِّكَ ، و سَطوَةَ يَدِكَ ، و غَربَ لِسانِكَ .بر بادِ بينى و تندىِ خشم و ضربت دست و تيزى زبانت، مسلّط باش.امام على عليه السلام :حَدُّ اللِّسانِ أمضى مِن حَدِّ السِّنانِ . تيزى زبان، برنده تر از تيزى سرنيزه است.امام على عليه السلام : حَدُّ السِّنانِ يَقطَعُ الأوصالَ ، و حَدُّ اللِّسانِ يَقطَعُ الآجالَ .تیزى سرنيزه، بندها[ى بدن ]را از هم مى گسلد و تيزى زبان، رشته اجلها را.امام على عليه السلام :طَعنُ اللِّسانِ أمَضُّ مِن طَعنِ السِّنانِ .ضربت زبان، دردناكتر از ضربت سرنيزه است.خطر زبانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بَلاءُ الإنسانِ مِن اللِّسانِ .گرفتارى انسان از زبان است.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :البَلاءُ مُوَكَّلٌ بالمَنطِقِ . بلا وكيل گفتار است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : أمسِكْ لِسانَكَ ؛ فإنّها صَدَقَةٌ تَصَّدَّقُ بها على نَفسِكَ .زبانت را نگه دار؛ زيرا نگهداشتن زبان صدقه اى است كه براى خودت مى دهى. امام على عليه السلام : رُبَّ لِسانٍ أتى على إنسانٍ .چه بسيار زبانهايى كه به عمر انسانى پايان داده است.
امام على عليه السلام : كَم مِن دَمٍ سَفَكَهُ فَمٌ ! .اى بسا خونى كه دهانى آن را ريخته است.امام على عليه السلام : كَم مِن إنسانٍ أهلَكَهُ لِسانٌ ! .بسى انسان كه زبان به نابوديش افكنده است.امام على عليه السلام : رُبَّ كََلِمَةٍ سَلَبَت نِعمَةً ، فاخزُنْ لِسانَكَ كَما تَخزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ .بسا سخنى كه نعمتى را از كف برده است، پس همان گونه كه زر و سيم خود را محافظت مى كنى، زبانت را نيز محافظت كن.
22:39 - 30 شهریور 1405