ماه مهمانی؛ آمده ام با عطش ماه ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام

بهار در بهار رقم خورد تا جان خفته و خسته ما بیداری واقعی را تجربه کند و عطش ماه ها با نوشیدن جرعه ای از کوثر ناب پایان یابد.
به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، زمستان را در روشنای رجب و شعبان گذراندیم و زنگارهای جان را در زلال ماه رجب شستشو داده و وجودمان را با جلای شعبان صیقل دادیم تا به طلوع بهار در بهار برسیم. و اینک به استحابت حول حالنا، احسن الحال را در ماه مهمانی خدا تجربه می کنیم. آری، رمضان یک تحولِ است، تحولی از خویش به او، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسؤولیت، مسؤولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیمشان و پیدایشان کنیم واژه اشرف مخلوقات را درک کرده و فهمیده‌ایم. وقتی در ازل به ندای أَلَسْتَ، قَالُواْ بَلَى گفتیم و قبول کردیم پا در این دنیای خاکی بگذاریم شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که راه را گم کنیم و سرگردان دنیا شویم، ولی خدای رحمان رمضان را به ما داد و از سرگردانی و پریشانی رهایی‌مان بخشید. و اینک به لطف مدبر اللیل و النهار و به هوای لذت ذکر سحر و به شوق وزیدن نسیم افطار و نشستن بر سفره پهن شده به وسعت دنیا، پاشنه برکشیده و با آراستگی تمام به مهمانی آمده‌ایم تا بگوییم خدایا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ. آمده‌ایم تا بگوییم، یا مقلب القلوب و الابصار دلمان از رنج دنیازدگی رنجور است و چشممان از ندیدن دلربای موعود خسته و از چرب و شیرین طعام دنیا دل‌زده‌ایم و تمرین دل بریدن از لذت‌ها را با صیام ماه رمضان می‌خواهیم.
آمده‌ایم تا تکرار قالوا بلی کنیم و دوباره تاج بندگی را بر سرمان بگذاری و در شب نزول قرآن دستمان را بگیری و از تحفه‌های عرشی سرازیر شده به سمت فرشت، لبریزمان کنی آمده ایم تا در شب قدر، وقتی مدبرات امورت در چهارگوشه عرش ایستاده و چشم به دهان صاحب زمانمان دوخته‌اند، با اراده الهی‌ات ظهورش را در طبق استجابت بگذاری و در تقدیر زمینیان بگنجانی و دیدارش را نصیبمان کنی و شب قدرمان برتر از هزار شب شود. آمده‌ایم تا لذت روزه‌های کله گنجشکی فرشته‌های کوچک را به تماشا بنشینیم. آمده‌ایم تا بوی عطر آش رشته مادر بزرگ و شیرینی حلوای مادرانه سفره افطار را بچشیم و از دریچه‌های باز شده از هر طرف رحمتت ذکر الحمدلله به آسمان بفرستیم. آمده‌ایم تا در به دری کوچه تنهایی دنیا را به پایان برسانیم و تو با تمام اسماء حسنایت زنجیره جوشن کبیرمان را مستحکم تر کنی و دوباره دلمان را به حبل المتینت گره بزنی یا کریم الصفح و یا مالک الملک و یا رفیق من لا رفیق له. آری، رمضان با بهار طبیعت همراه شد تا عید را در عید تجربه کنیم و لذت دید و بازدید نوروز اجدادی‌مان در کنار ذکر و مناجات سحر و افطار هزار برابر شود. و در نهایت آمده‌ایم با عطش ماه‌ها تا تو کمی عشق بنوشانی و دریابی و قبولمان کنی یا قادر و یا رحمان. یادداشت از مریم ستوده پایان پیام/د.
رمضان
10:22 - 3 فروردین 1402

2 بازنشر
30 بازدید




1 پاسخ