طنین صدای زمینیان برای ارتباط بی‌واسطه با معبود

از زمین به آسمان می‌رسید، صدای خلصنا من النار یا رب! درهای رحمت گشوده شد تا بی واسطه زمین و آسمان شاهد گفتگوی بنده با معبود باشد.
خبرگزاری فارس، شیراز؛ راضیه نجار: گوشه‌ای دنج برای خودشان پیدا کرده بودند، انگار در حال و هوای دیگری سیر کنند، صدایشان کردم: خانم... بار اول پاسخ نداد، همسرش که دوشادوش ندای الغوث سر داده بود اشاره‌ای کرد، به سمتم برگشت. گفتم از حس و حال معنوی‌تان بگویید: با صدایی که گرفته اما آرام‌بخش و بی‌تکلف بود، گفت: شب قدر شب تعیین سرگذشت زندگی انسانهاست، می‌خواهم عاقبت به خیر شوم. حافظیه، نقطه عطف گردشگری استان فارس چه عجیب رنگ و بوی معنویت گرفته بود، زن و مرد و پیر و جوان غرق در حال و هوایی عجیب با خدای خود نجوا می‌کردند. به راستی که سر دادن نوای قرآن در جوار ارامگاه حافظ قرآن چه صفایی داشت.  مقصد بعدی، نگین انگشتری شهربود، حرم مطهری که پناهگاه و ملجا ملتمسان دعاست.  مضجع آرام‌بخشی که گویا قوی‌تر از هر مُسکنی عمل می‌کند تا آبی بر آتش دل‌های آشوب باشد.  حیاط حرم مفروش و میزبان زواری بود که امشب بی‌واسطه با خدای خود عهد و پیمان می‌بستند. میزبان چشمان اشکبار مردمانی که برای مولایشان اشک می‌ریختند و قرآن بر سر نهاده و طلب مغفرت می‌کردند. ناله‌های پیرزنی در این جمع توجهم را به خودش جلب کرد، دقایقی مجذوب مناجاتش شدم، در گوشه خلوتی دورتر از جمع با خودش که نه! با خدای خودش نجوا می‌کرد.
صدای هماهنگ مردم در سر دادن <الهی بالعلی بالعلی بالعلی> در فضای معنوی حرم شاهچراغ(ع) طنین انداخته بود، اما پیرزن، بی توجه به جماعت به زبان خودش دعا می‌کرد، تیزتر که شدم دیدم شفای فرزند جوانش را می‌خواهد که گوشه خانه از شدت بیماری به کنجی خزیده بود   اشک‌هایش گواه رنجی بود که می‌کشید و دم نمی‌زد و امشب به امید معجزه آمده بود.  از حال و هوای حرم دور شدم تا مقصد بعدی روایت نغمه‌های عده دیگری در شب زیبای قدر باشد. ساعت به حدود ۲ بامداد نزدیک بود، سربالایی بوستان کوهستانی دراک را در پیش گرفتم، اینجا رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی بیشتر به چشم می‌آمد و مردم در خودروهایشان کتاب دعا در دست داشتند.   عده‌ای که بیشتر هم جوان بودند زیرانداز کوچکی کنار خودرو خود پهن کرده و در تاریکی شب ربنا می‌گفتند، با ضربه‌های کوچکی به شیشه خودرویی زدم که دو کودک در صندلی عقب خوابیده بودند. خانم جوانی شیشه را پایین داد و من از دیدن زوجی که با دو فرزند خردسال و نوزادشان برای نیایش آمده بودند به وجد آمدم.  خانم جوان گفت: فضیلت شب‌های قدر آنقدر زیاد است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم آن را از دست بدهم. او گفت: حضور امشب من الگویی برای کودک ۵ ساله و نوزاد چهار ماهه‌ام خواهد شد که آینده‌سازان فردای این مرز و بوم هستند.
قشرهای مختلف مردم در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در شهر مقدس شیراز سومین حرم اهل بیت(ع) با اعتقاد به اینکه کسی از در خانه معبود دست خالی برنمی‌گردد، سفره دل نزد خدای خود گشودند، به ائمه متوسل شدند، طلب حلالیت کردند، برای مظلومیت مولایشان اشک ریختند، سفره افطار گستردند، دست یتیم گرفتند و برای آغاز سالی دیگر از مولایشان مدد خواستند انتهای خبر/خ.
احیا
14:35 - 1 اردیبهشت 1401

2 بازنشر
10 بازدید



1 پاسخ