جنگ لنزها؛ چرا حقیقت زن ایرانی در قاب استودیوها جا نشد؟

ماه‌هاست که یک سناریوی سنگین رسانه‌ای می‌خواهد با هیاهو، یک گزاره را به باور عمومی سنجاق کند: «دیوار هویت و عفاف زن ایرانی فرو ریخت.» اتاق‌های فرمان تبلیغاتی و پروپوگاندای رسانه ای تمام تمرکز خود را گذاشته‌اند روی زوم‌کردن بر تغییر ظاهر چند گوشه از خیابان‌ها، تا با بزرگ‌نمایی همان برش‌های محدود، به دنیا بگویند کار تمام است و این پیروزی بزرگ و عمیق را سانسور کنند.اما حقیقت کف میدان، جای دیگری رقم خورد.در این دویست و اندی روز ایستادگی و شور همراه با شعور، هر زنی که با وقار و چادر در واگن مترو ایستاد، در راهروهای دانشگاه قدم زد یا از دل شلوغی بازار رد شد، طعم نگاه‌ها، طعنه‌ها و سنگینی موج روانی را چشید. هیچ‌کس منکر این گردباد تند نیست؛ اما دقیقاً در دل همین طوفان بود که یک اتفاق تاریخی افتاد: حجاب از یک «عادت اجتماعی یا پذیرش سنتی»، به یک «انتخاب شجاعانه، آگاهانه و پرهزینه» تبدیل شد.زن مؤمن ایرانی در این روزهای پرفشار، نه در انزوا نشست و نه زیر بار سرکوفت‌ها شانه خالی کرد. او علم انقلاب را وسط همین چهارراه‌ها و میدان‌ها بالا نگه داشت؛ او با استواری قدم‌هایش و حفظ کرامتی که حاضر نشد به حراج نگاه‌ها بگذارد.رسانه‌های معاند امروز تمام تلاششان این است که نگذارند چشم‌های بیدار در دنیا این عظمت را ببینند. آنها لنزهایشان را طوری تنظیم کرده‌اند که فقط تلاطم سطح آب دیده شود، اما عمق زلال و استوار این اقیانوس پنهان بماند. اما تاریخ را کادربندی‌های گزینشی نمی‌سازند؛ تاریخ را گام‌های محکم آن بانوانی می‌نویسند که وقتی ایستادن هزینه داشت، تمام‌قد پای باور و اصالت خود ایستادند.این پیروزی در سکوت اتفاق افتاد، اما ثبت شد:
زن مسلمان ایرانی نشان داد که ریشه‌هایش در خاک ایمان و عفت، بسیار عمیق‌تر از بادهایی است که رسانه‌ها در بوق و کرنا می‌دمند.
08:00 - 23 مهر 1405

2 بازنشر6 واکنش
14٫4k بازدید