کلاهبرداری رئیس جمهور آمریکا با دلارهای نفتی ایران

ایالات متحده در اوج بحران انرژی و درماندگی در جنگ ویتنام، از جاه‌طلبی‌های محمدرضا پهلوی به‌عنوان یک راه نجات استفاده کرد. اسناد به جا مانده از تله‌ای پرده برمی‌دارد که در آن ارتش و دارایی ایران، بی‌آنجا که امتیاز پایداری برای کشور کسب کند، به پیاده‌نظام محرمانه کاخ سفید در سراسر جهان تبدیل شد.
حوزه تاریخ گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: این روزها که بازارهای جهانی انرژی و قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه در صدر اخبار رسانه‌های بین‌المللی است، بازخوانی تاریخ اقتصادی معاصر، پرده از یک واقعیت مهم برمی‌دارد؛ از روزگاری که منابع حیاتی این مرز و بوم، به جای خادم ملت، در خدمت موازنه قدرت و درمان رکود اقتصادی کاخ سفید قرار گرفت. برای درک این بازی پیچیده، باید به آغاز دهه ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۴۹ ش) برگشت؛ نقطه‌ای که واشنگتن با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های تاریخ خود دست‌به‌گریبان شد و آمریکا مجبور شد برای تأمین کسری مصرف داخلی، از خارج نفت وارد کند. بر اساس گزارش رسمی ۱۰ آوریل ۱۹۷۲ (۲۱ فروردین ۱۳۵۱ ش) جان آروین، معاون وقت وزارت خارجه آمریکا در کمیته مسائل داخلی کنگره، مصارف سوخت در ایالات متحده به سرعت از تولید داخلی پیشی گرفته بود. تولید آمریکا روی رقم ۱۱.۳ میلیون بشکه در روز قفل شده بود، در حالی که مصرف روزانه‌اش به ۱۶ میلیون بشکه می‌رسید و کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند این رقم تا پایان دهه به ۲۴ میلیون بشکه برسد.
در همین حال، کشورهای اروپای غربی یعنی متحدین آمریکا و نیز ژاپن برای گردش چرخ‌های صنعتی خود به نفت خاورمیانه وابستگی خاصی پیدا کردند. پیش‌بینی شده بود که مصرف اروپا در پایان دهه هفتاد به دو برابر، یعنی از ۱۲ میلیون بشکه در روز در سال ۱۹۷۰ به ۲۴ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۰ برسد؛ مصرف ژاپن نیز از سطح روزانه ۳.۸ میلیون بشکه در سال ۱۹۷۰ به ۱۰ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۰ می‌رسید. این وابستگی زمانی وحشتناک‌تر می‌شد که بدانیم سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، از مجموع کل ذخیره نفت جهان که ۵۵۰ میلیارد بشکه بود، به تنهایی ۸۵ درصد ذخیره نفت را در اختیار داشت که ۳۶۷ میلیارد بشکه از این ذخایر در خاورمیانه جا خوش کرده بود. آمریکا درگیر در مرداب جنگ ویتنام، توان تحمیل جیره‌بندی به مردم معترض خود را نداشت و درست در همین نقطه، سناریوی پنهان دکترین نیکسون-کیسینجر با بازیگری محمدرضا پهلوی آغاز شد.
پیروزی ریچارد نیکسون در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸ ش) فضای مناسبی برای مانورهای جاه‌طلبانه محمدرضا پهلوی فراهم کرد؛ حاکمی که همواره از امتناع رؤسای جمهور دموکرات آمریکا مانند ترومن و کندی در فروش سلاح‌های پیشرفته گله داشت، حالا داوطلبانه مأموریت یافت تا در قالب «دکترین نیکسون»، بار امنیتی و نظامی واشنگتن در خلیج فارس را به دوش بکشد. اما این ژاندارم دست‌نشانده برای اجرای مأموریت خود، به دلارهای انبوهی نیاز داشت که باید از جیب ملت و از محل افزایش قیمت نفت تأمین می‌شد. در ژانویه ۱۹۷۱، کنفرانس اوپک در تهران بهای نفت را به ۳.۰۱ دلار رساند و در جریان جنگ اکتبر ۱۹۷۳، این رقم با جهشی چهاربرابری به ۱۱.۶۵ دلار رسید. ظاهر داستان یک پیروزی منطقه‌ای برای اوپک بود، اما پشت صحنه، حکایت از یک هماهنگی پنهان میان واشنگتن و پهلوی برای نجات اقتصاد آمریکا داشت. ابعاد این تبانی تاریخی زمانی فاش شد که شیخ زکی یمانی، وزیر نفت وقت عربستان سعودی، نسبت به رفتارهای دوگانه واشنگتن بدگمان شد. او در تلگرامی محرمانه به مقامات آمریکایی نوشت که «اعمال ضد و نقیض شما صرفاً سرپوشی برای ترغیب افزایش قیمت‌هاست».
یمانی در دیدار با جیمز اکینس، سفیر وقت آمریکا در حجاز، صراحتاً فاش کرد: «هنری کیسینجر علنی از پایین آمدن بهای نفت سخن می‌گوید، اما در خفا به هر اقدامی برای بالا رفتن قیمت‌ها متوسل می‌شود.» این واقعیت بعدها توسط جروم لووینسون، مشاور کمیته فرعی شرکت‌های چندملیتی در سنای آمریکا نیز مهر تأیید خورد؛ آنجا که پس از بررسی اسناد طبقه‌بندی شده فاش کرد: «تعهدی که ایران در این ماجرا به عهده گرفت، اساسی‌ترین تعهدی بود که دیگران را به متابعت واداشت.» محمدرضا پهلوی با اجرای این استراتژی، دقیقاً همان سناریویی را پیش برد که به نفع موازنه اقتصادی ایالات متحده بود. اصل ماجرا در چرخه فریبنده‌ای به نام «بازگشت دلارها» نهفته بود.
ثروت افسانه‌ای حاصل از نفت چهار برابر شده، هرگز به زیرساخت‌های پایدار یا رفاه مردم ایران تبدیل نشد، بلکه بلافاصله برای خرید اسلحه و ترمیم موازنه منفی بازرگانی آمریکا به خزانه واشنگتن بازگشت. هزینه خرید جنگ‌افزارهای آمریکایی توسط محمدرضا پهلوی که در سال ۱۹۷۰ حدود ۸۰۰ میلیون دلار بود، در سال ۱۹۷۵ از مرز سرسام‌آور ۴ میلیارد دلار فراتر رفت. ایران به یک بازار مصرفی بزرگ برای صنایع نظامی رو به رکود آمریکا تبدیل شد، در حالی که کمپانی‌های آمریکایی نظیر «بیچتل» نیز هم‌زمان قراردادهای کلان ۵۰ میلیارد دلاری با دیگر کشورهای منطقه امضا می‌کردند تا این دلارها به سرعت از خاورمیانه خارج شوند. نتیجه این بازی پیچیده، سقوط تلخ ایران به ورطه یک وابستگی تمام‌عیار بود؛ محمدرضا پهلوی بدون اینکه کمترین امتیاز پایداری برای آینده کشور کسب کند، ارتش و ثروت ملی ایران را به کارگزار کاخ سفید تبدیل کرد. کار به جایی رسید که شیرهای نفت ایران به دستور واشنگتن گشوده شد تا سوخت و انرژی حیاتیِ بدنام‌ترین حکومت‌های دست‌نشانده جهان یعنی رژیم‌های نژادپرست و آپارتاید در آفریقای جنوبی و رودزیا (زیمبابوه امروزی) و رژیم صهیونیستی را تأمین کند. منابع: ۱. کتاب «تاریخ بیست و پنج‌ساله ایران» از غلامرضا نجاتی۲. کتاب «نفت و بحران انرژی» از دکتر رضا رئیس‌طوسی۳. کتاب «پاسخ به تاریخ» از محمدرضا پهلوی۴. کتاب «دشمنان بی‌شمار» از جاناتان کویتنیپایان پیام/#پهلوی #جنگ #آمریکا #نفت #محمدرضا_پهلوی
07:09 - 30 خرداد 1405
فرهنگ
تاریخ

5 بازنشر5 واکنش
19٫1k بازدید



4 پاسخ

@Sama02031 ساعت پیش
در پاسخ به
توهم 😂

تصویر نمایه‌ی ‌203***8‌
@ommateemam1 ساعت پیش
در پاسخ به
پالانی ها صهیون بودند و بدنبال برده شدن ایران برای صهیون....

@Saeed14sw1 ساعت پیش
در پاسخ به
باز ی عده نادان دلخوش به اون دوران پر از نکبت و تحقیر ایرانند

تصویر نمایه‌ی ‌سلام‌
@Salam028 دقیقه پیش
در پاسخ به
🟡 نظر دیگری داشتم...نَهَيتُکُم عَن هَذِهِ‌الحکومةِ فَأَبَيتُم عَلَيَّ إِباءَالمُنابِذینَ حَتَّی صَرَفتُ رَأیی إِلَی هَوَا‌کُم!شما را از حكميت [مــذاکره‌ی با معاویه]بازداشتم؛ پس برای من خودسری کردیدچونان خودسری پیمان‌شکنان، تا ناگزیرتصمیم‌خویش را با هوس شما هماهنگکردم ...…نمایش بیشتر