حمام خون در پایتختِ مدرن

«از ساعت دو بعدازظهر، خیابان‌های تهران را سکوت وحشتناکی فرا گرفت». این جمله گزارشگر وقت روزنامه اطلاعات است؛ ساعتی که محمدرضا پهلوی شخصاً فرماندهی سرکوب را در سعدآباد به دست گرفته بود. مردی که می‌خواست مصلح بزرگ قرن باشد، برای تثبیت تاج‌وتختش به شکستن پنجره‌های دادگستری و تیراندازی مستقیم در دهنه بازار چشم دوخت.
حوزه تاریخ گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ خورشیدی (۶۳ سال قبل) سکوت سنگینی که از ساعت دو بعدازظهر پایتخت را در خود بلعیده، بوی دود و خون می‌دهد. ویترین مغازه‌های خردشده در گلوبندک، دود غلیظی که از ساختمان دیوان کیفر در میدان ارک به هوا برمی‌خیزد و ماشین‌های آب‌پاشی که حالا خود در آتش می‌سوزند، تصویر واقعیِ پایتختِ شاهی است که همین چند ماه پیش، ادعای راه‌اندازی یک «انقلاب سفید» را داشت.
انقلابی که با بوق و کرنای رسانه‌ای و رفراندومی با آمار خیره‌کننده و بی‌نقصِ ۹۹/۹ درصدی به امضا رسیده بود. اما چطور یک پیروزی مطلقِ ۹۹ درصدی بر روی کاغذ، تنها در چند ماه به حمام خون در خیابان‌های تهران، قم، ورامین، مشهد و شیراز تبدیل شد؟ بهمن‌ماه ۱۳۴۱، محمدرضا پهلوی با ژست یک مصلح مدرن، طرح شش‌ماده‌ای خود را به همه‌پرسی گذاشت. دستگاه تبلیغاتی رژیم و مطبوعات غربی نظیر تایم و نیویورک تایمز، با شوق فراوان از شاه به عنوان ناجیِ ایران عقب‌مانده یاد می‌کردند. اما آنچه در این میان نادیده گرفته شد، زیرپوست جامعه‌ای بود که از فساد سیستماتیک، تقلب در انتخابات، سرکوب مطبوعات و احزاب، و خفقان دانشگاه به ستوه آمده بود.
شاه گمان می‌کرد با مانور روی کلیدواژه‌هایی چون «اصلاحات ارضی»، مخالفان خود را در موضع ضعف مذهبی یا طبقاتی قرار می‌دهد. اما ظهور یک چهره مبارز جدید، محاسبات دربار را به هم ریخت؛ آیت‌الله روح‌الله خمینی، مجتهد ۶۴ ساله‌ای که ریشه‌های خانوادگی‌اش به زندگی متوسط و دردکشیده مردم عادی بازمی‌گشت. او از اعطای مصونیت قضایی به بیگانگان (کاپیتولاسیون) و فروش نفت به اسرائیل گرفته تا وابستگی شدید به آمریکا و فلج کردن اقتصاد بازرگانان و کارگران انتقاد داشت. آیت‌الله خمینی در سخنرانی تاریخی خود در ۱۳ خرداد ۴۲ شاه را نصیحت کرد که از سرنوشت پدرش در شهریور ۱۳۲۰ عبرت بگیرد؛ روزی که مردم از سقوط شاهِ کشورشان عمیقاً شادمان شده بودند. او هشدار داد که نمی‌خواهد این شاه نیز به همان عاقبت دچار شود. پاسخ رژیم به این نصایح اما هجوم شبانه مأموران امنیتی به خانه ایشان در قم و بازداشت بود.
صبح ۱۵ خرداد، با انتشار خبر بازداشت آیت‌الله خمینی، جمع کثیری از مردم قم در کنار منزل ایشان جمع شدند و به همراه فرزند ارشد ایشان، آقا مصطفی، به سمت صحن حضرت معصومه حرکت کرد؛ حرکتی که با آتش سلاح‌های سربازان روبه‌رو شد و جمعی کشته و زخمی شدند. در تهران هم بازار و میدان بارفروش‌ها نقطه آغاز بود. کارمندان، معلمان، بازاریان، طلاب و دانشجویان دانشگاه تهران کلاس‌ها را رها کرده و به خیابان آمدند. دهقانان و کشاورزان ورامینی هم کفن‌پوش و پای پیاده راهی پایتخت شدند؛ همان طبقه دهقانی که شاه ادعا می‌کرد با اصلاحات ارضی آزادشان کرده، حالا با پای پیاده آمده بودند تا علیه او شهادت بدهند. شاه سراسیمه به کاخ سعدآباد رفت و شخصاً فرماندهی عملیات سرکوب را به عهده گرفت. بر اساس گزارش‌های خبرنگاران وقت، ارتش بی‌محابا به مردم غیر مسلح شلیک می‌کرد. طبق گزارش واشنگتن پست فقط در تهران بیش از ۱۰۰۰ نفر کشته شدند. به گفته ماروین زونیس، روزنامه نگار آمریکایی که در تهران شاهد عینی ماجرا بود و به یقین هزاران تن کشته و زخمی شدند.»
پس از فروکش کردن ظاهری این قیام، دستگاه تبلیغاتی شاه تلاش کرد این قیام اصیل را غائله‌ای تحریک‌شده از سوی «ارتجاع سیاه» و «قوای مخرب سرخ» با پول ملاکان که مشمول اصلاحات ارضی شده بودند، معرفی کند. روزنامه فرانسوی لوموند در تحلیل قیام ۱۵ خرداد نوشت: «شکاف بین مردم و رژیم عمیق است و از این پس، تنها نیروهای مسلح قادر به برقراری آرامش در ایران هستند … علمای سرشناسی که در زندان به سر می‌برند از حمایت مردم برخوردارند.» ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقطه عطفی شد که به تعبیر مورخان، نقاب قانونی و مسالمت‌آمیز را از چهره رژیم پهلوی برداشت و ثابت کرد مبارزه با این حکومت کودتا، در چارچوب قانون اساسی ممکن نیست. ‌پهلوی دوم رهبران جبهه ملی را بازداشت کرد و آیت‌الله خمینی را ابتدا به ترکیه و سپس به عراق تبعید کرد. او گمان می‌کرد با این تارومار کردن، قدرتش را تثبیت کرده است، اما خاطره کشتارهای سال ۱۳۴۲ آتش زیر خاکستر باقی ماند که ۱۵ سال بعد، در بهمن ۱۳۵۷، تمام قد زبانه کشید.این بار، حتی ارتش هم حاضر نشد برای حفظ شاه، بار دیگر روبروی مردم بایستد. پایان پیام/#۱۵خرداد #امام_خمینی #پهلوی #حمام_خون #تاریخ_ایران #اصلاحات_ارضی #‌انقلاب_سفید
برگرفته از کتاب «تاریخ بیست و پنج سالۀ ایران» از غلامرضا نجاتی، کتاب «ایران بین دو انقلاب» از یرواند آبراهامیان، کتاب «تاریخ سیاسی معاصر ایران» از سید جلال‌الدین مدنی و آرشیو روزنامه اطلاعات
13:00 - 15 خرداد 1405
فرهنگ
تاریخ

3 بازنشر9 واکنش
23٫4k بازدید




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌مهدی حسنی‌
@Mehdihassani2 ساعت پیش
در پاسخ به
حالا شما هی از تاریخ بنویس از جنایات پهلوی سند بیار از فساد و دزدی مدرک بیار باز یک عده مغزه شستشو داده توهمی تصور می کنند پهلوی تخم دو زرده می کند

@user1729904809161 ساعت پیش
در پاسخ به
بی لیاقت تر و ترسوتر و واداده تر از محمدرضا پهلوی تاریخ ایران بخودش ندیده، انقدر شخصیت متزلزلی داشت که وقتی حرف از استقلال و انحصار نفت به میان آورد و جشنهای پر زرق و برق و پرهزینه دوهزارساله را به میان آورد همچون دستمال استفاده شده ای به زباله دان تاریخ پیوست