خجالت می‌کشید با کفش وارد خانه مردم شود

ورود با کفش به خانه‌ای که تا دیروز حریم محترم یک خانواده بود، کار راحتی نیست؛ مخصوصاً اگر صاحب‌خانه با حسرت و گلایه نگاهت کند. حسن ناصری، جهادگر ۲۵ ساله، ما را به دل خانه‌های ویران‌شده پایتخت می‌برد.
گروه فرهنگ خبرگزای فارس: از همان روز دوم جنگ، حسن ناصری جوان ۲۵ ساله دانشجوی مدیریت مالی دانشگاه تهران و پژوهشگر هنر آستین‌ها را بالا زد. او و رفقایش منتظر ابلاغیه رسمی نماندند؛ خط مقدم خود را در حریم خانه‌های آسیب‌دیده، میان خرده‌شیشه‌ها و دل‌های لرزان مردم پیدا کردند.با اینکه از شدت خستگی جسمی غش و ضعف می‌کردند، اما کار را رها نمی‌کردند؛ خستگیِ جسمی اصلاً برایشان اهمیتی نداشت. آن چیزی که روحشان را می‌خراشید، غبار حسرتی بود که بر اثر اصابت موشک و پهپاد دشمن بر خانه و زندگی هم‌وطنان نشسته بود.ناصری از اولین اصابت می‌گوید؛ انفجاری که لرزه‌اش میدان انقلاب را تکان داد. «ساعت اول بود. مردم گیج و مضطرب بودند؛ بعضی‌ها می‌خواستند فوراً خانه را تخلیه کنند، بعضی در فکر اسباب‌کشی بودند. خانه‌هایی که در شعاع دورتر قرار داشتند، غرق در آوار شیشه و خاک بودند.»
خانه‌هایی که شاید کسی با کفش در آن نمی‌رفت اما در میان همه آن چیزی که این گروه از نزدیک دید و از سر گذراند، تلخ‌ترین تصویر در خیابان طالقانی و بهار رقم خورد. تنها یک ساعت پس از اصابت موشک به آنجا رسیدند؛ جایی که دو خانه مسکونی به طور کامل تخریب شده بود و آمار شهدای غیرنظامی بسیار بالا بود.«ما مجبور بودیم برای آواربرداری با کفش وارد خانه‌هایی شویم که تا دیروز حریم شخصی و محترم مردم بود؛ خانه‌هایی که شاید کسی با کفش در آن‌ها راه نمی‌رفت، اما حالا وسایل شخصی‌شان زیر آوار خاک و شیشه مدفون شده بود. پیرمردی را به یاد دارم که ۱۰ دقیقه تمام، با نگاهی غرق در حسرت، در اتاق فرزندش ایستاد و فقط به وسایل به‌هم‌ریخته نگاه کرد...»شدت انفجار به حدی بود که شیشه‌های شکسته مثل ترکش از درهای چوبی رد شده بود و در تن و بدن مردم بی‌گناه فرو رفته بود، طوری که چهره‌های بعضی‌هایشان دیگر قابل تشخیص نبود...
وقتی سگ زنده‌یاب پیکر دختر جوان را پیدا کرداو از تراس خانه‌ای روبروی محل اصابت، ناظر عملیات امداد بود: «دیدم سگ زنده‌یاب نقطه‌ای را شناسایی کرد. نیروهای امدادی آوار را کنار زدند و بخشی از یک پیکر نمایان شد.پدری جلو آمد؛ از روی یک نشانه، شاید یک انگشتر یا گردنبند، فرزندش را شناسایی کرد. چهره آن پیرمرد از جلوی چشم‌های من کنار نمی رود.وقتی پیکر را خارج کردند، دیدم که آن را در سه قسمت مجزا بیرون آوردند. بعداً مشخص شد او یک دختر خانم جوانِ حدوداً ۲۰ ساله بوده است.»و جایی دیگر، در محله ستارخان، خانه‌ای که موج انفجار حسابی خسارت به بار آورده بود. «در ابتدای ورودمان، برخوردها کمی سرد و حتی ناراحت‌کننده بود. پدر خانواده بعضی وقت‌ها تیکه‌ای زیر لب به ما می‌انداخت و با دلخوری صحبت می‌کرد. اما ما بی‌توجه به این مسائل، کارمان را با جدیت انجام دادیم.بعد از مدتی که دیدند ما بدون هیچ چشم‌داشت، فقط برای خدمت آمده‌ایم، روی گرمشان را نشان دادند. پیرمرد شروع کرد به دردودل کردن؛ از وضعیت خانه‌اش گفت و دنبال یک دلگرمی بود.» ناصری و رفایش به هر خانه‌ای که می‌روند، طوری انجا را تمیز و بازسازی می‌کنند که انگار خانه خودشان است و تا لحظه آخر که خانه به وضعیت عادی برگردد، پای کار می‌مانند.
از آوار تا کارگاه؛ اقدامات بی‌وقفه یک گروه خودجوشاین گروه جهادی در ابتدای کارش تجهیزات خاصی در چنته نداشت، اما ناصری و همراهانش همان لحظه نخست، کار جمع‌آوری آوار و شیشه‌خورده‌ها را آغاز کردند. همان‌جا جرقه یک حرکت مستمر زده شد. این گروه خودجوش دانشجویی، کار خود را به یک یا دو خانه محدود نکردند؛ آن‌ها آستین همت را برای بیش از ۱۵ نقطه آسیب‌دیده در تهران بالا زدند.«هوا سرد بود و شیشه‌ها شکسته. تا زمان نصب شیشه‌های جدید، پنجره خانه‌ها را با نایلکس می‌پوشاندیم تا دست‌کم حریم خانه حفظ شود.» این عملیات تا نیمه‌های فروردین بی‌وقفه ادامه داشت.از نیمه فروردین، کارگاه‌های شیشه‌بری راه‌اندازی شد؛ فرآیندی تخصصی شامل اندازه‌گیری دقیق، برش و نصب شیشه. حالا حدود دو هفته است تمرکز اصلی به غرب تهران منتقل شده؛ «در حال حاضر در شهرک ثامن‌الائمه فراجا، منطقه ۲۲ (چیتگر)، کارگاه دوم شیشه‌بری را دایر کرده‌ایم.»تا امروز، کار اندازه‌گیری و برش شیشه‌های ۲۰ بلوک – حدود ۴۰۰ واحد مسکونی – انجام شده و نصب آن‌ها مستمراً در حال اجراست.
اما ابعاد فعالیت به کارهای ساختمانی محدود نمی‌شد. ستاد پشتیبانی در دانشگاه تهران فعال بود. «از همان روزهای ابتدا، برنامه تهیه میان‌وعده برای نیروهای امدادی، هلال‌احمر، گروه‌های جهادی و نیروهای حافظ امنیت را کلید زدیم. روزانه تقریباً ۷۰ میان‌وعده مقوی که حکم یک وعده غذایی کامل را داشت، آماده می‌شد.»بار اصلی پخت‌وپز بر دوش خانم‌های «کانون خدمت» بود؛ دختران دانشجویی که خطر جنگ را به جان خریدند. «تا نیمه فروردین که اوج خطر اصابت موشک‌ها بود، این خانم‌ها هر روز به دانشگاه می‌آمدند و پای دیگ می‌ایستادند.»در دل همین کارگاه‌ها، طرحی نوآورانه شکل گرفت. دختران دانشجو، قلمو به دست گرفتند و کارگاه شیشه‌بری را به کارگاه هنر مینیاتوری تبدیل کردند. «روی شیشه‌هایی که قرار بود بین خانه‌ها توزیع شود، خانم‌ها نقاشی‌هایی با مضامین ملی و میهنی می‌کشیدند.» برنامه‌ریزی شد در هر خانه دست‌کم یک یا دو شیشه نقاشی‌شده نصب شود؛ قاب پنجره‌ای که تا دیروز با صدای انفجار شکسته بود، حالا تصویری از نمادهای میهن را به آغوش می‌کشید تا صاحب‌خانه یادش نرود که تنها نیست.
دو شیفت خستگی اما ادامه دارابعاد اقتصادی و روانی نیز پوشش داده شد. فضای روبروی سردر دانشگاه تهران به بازارچه حمایتی تبدیل شد؛ غرفه‌هایی برای فروش محصولات کسب‌وکارهای آسیب‌دیده. همچنین دوره‌های آموزشی برای والدین برگزار شد تا بدانند چگونه در زمان انفجار و جنگ، با کودکان خود رفتار کنند و مانع از شکل‌گیری تروماهای عمیق روحی در آن‌ها شوند.امروز، مأموریت حسن ناصری و تیم دانشجویی‌اش به پایان نرسیده است. روزها، کارگاه شیشه‌بری در منطقه ۲۲ و شهرک ثامن‌الائمه میزبان دستان آن‌هاست تا ۴۰۰ واحد مسکونی به طور کامل ترمیم شود. کار به اواسط خود رسیده و شیشه‌ها یکی پس از دیگری نصب می‌شوند. اما با غروب آفتاب، شیفت دوم آغاز می‌شود؛ بازگشت به میدان انقلاب و سردر دانشگاه تهران برای مدیریت مراسم‌های شبانه و غرفه‌های حمایت از کسب‌وکارها.پایان پیام/#جهاد #جنگ #راهپیمایی_شبانه #موشک #شیشه #آوار
22:01 - 24 مه 2026
فرهنگ
حماسه و مقاومت

2 بازنشر5 واکنش
44٫8k بازدید




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌ملیکا کشاورز‌
@melika_keshavarz2 ساعت پیش
در پاسخ به
برای حفظ امنیت خانواده و امنیت کشور خودمون، به این پویش رای بدید.🌱
مطالبه

حمایت از پیام‌رسان‌های داخلی و نظارت بر کسب‌وکارها

برخی از برنامه‌های پرکاربرد مانند اینستاگرام و تلگرام، که عمدتاً توسط کشورهای خارجی (مانند آمریکا) توسعه یافته‌اند، می‌توانند به کمرنگ شدن ارزش‌هایی چون عفت، پاکدامنی و حیا منجر شوند. از این پس، لازم است با دقت بیشتری از “حرم ایران” پاسداری کرده و ضمن ارتقاء و حمایت از اینترنت ملی و پیام‌رسان‌های داخلی، بر رونق آن‌ها تمرکز کنیم. به اینترنت ملی و پیام‌رسان‌های داخلی خودمان رونق بدهید. ساخت ایران، هرچه باشد، از دستپخت اجنبی بهتر است. در صورتی که ارائه اینترنت به برخی کسب‌وکارها ضروری باشد، باید نظارت کافی بر عملکرد آن‌ها اعمال گردد تا از بروز اتفاقات ناگوار و سوءاستفاده‌های احتمالی مثل اتفاق دی ماه (مانند آنچه در گذشته رخ داده) جلوگیری شود.

0
100
گزارش از مطالبه

تصویر نمایه‌ی ‌علیرضا زیگلری‌
@AlirezaZieglari1 ساعت پیش
در پاسخ به
این کار بسیار ارزشمند است و باید در خصوص ان از طرف سازمان تبلیغات اسلامی که واقعا منفعل است، و کارهایش خیلی سطحی و روتین شده است و متاسفانه خلاقیتی چشم گیر در کارهای ان با توجه به بودجه اش، به ندرت دیده می شود، فرهنگ سازی شود!