روایت مادر شهید ۱۳ ساله از خواب ناتمام فرزندش!

پسر ۱۳ ساله‌ای که نه سیاست می‌دانست و نه جنگ، در نیمه‌شب انفجار خانه همسایه، زیر آوار جان داد؛ حالا پدر و مادرش از لحظه‌ای می‌گویند که اتاق خواب پسرشان به خاک و خون کشیده شد.
خبرگزاری فارس_ گروه رادیو و تلویزیون: در برنامه «لاله‌خیز» که این شب‌ها به میزبانی راحله امینیان روی آنتن شبکه یک می‌رود، خانواده شهید امیرعلی خرمی از تجربه تلخ شب شهادت فرزندشان گفتند؛ نوجوان ۱۳ ساله‌ای که در حمله مستقیم رژیم صهیونیستی به خانه همسایه‌شان، شهید شد. روایتی که با تمام تلخی‌اش، تصویری روشن از رنج خانواده‌های بی‌گناه و قساوت بی‌حد دشمن ارائه می‌دهد.
20 MB
از همسایگی با شهید ذوالفقاری تا انفجار مرگبارپدر خانواده می‌گوید: «ما همسایه دکتر ذوالفقاری بودیم، ولی نمی‌دانستیم ایشان در حوزه هسته‌ای فعالیت می‌کرد. شب حادثه، حوالی ساعت ۳ بامداد صدایی وحشتناک شنیدیم. قابل توصیف نیست. ابتدا تصور کردیم زلزله شده، اما شدت انفجار به‌حدی بود که دیوارهای خانه همسایه ریخته و بخشی از آوار وارد اتاق فرزندانم شده بود.»مادر امیرعلی نیز با چشمانی اشکبار ادامه می‌دهد: «بیدار شدم و سعی کردم چراغ گوشی را روشن کنم. رفتم سمت اتاق بچه‌ها. آوار همه‌جا را گرفته بود. در اتاق تا نیمه باز می‌شد، ولی بسته نمی‌شد چون آوار زیاد بود. دیدم تخت بچه شکسته و بیشتر آوار سمت امیرعلی ریخته؛ چون کنار دیوار خوابیده بود.»
15 MB
پدر ادامه می‌دهد: «امیرمحمد، فرزند دیگرم، صدایش می‌آمد. ولی امیرعلی هیچ صدایی نداشت. وقتی او را از زیر آوار بیرون آوردیم، دیدیم هیچ زخم یا خراشی ندارد. فقط خفه شده بود؛ خاک و فشار آوار باعث شهادتش شده بود. تن سالمش زیر خاک جان داده بود.»مادر خانواده از لحظه‌ای می‌گوید که پیکر بی‌جان پسرش را به بیمارستان بردند: «گفتند شاید هنوز بشود احیایش کرد. ما امید داشتیم. اما وقتی بین بیمارستان‌ها سرگردان شدیم، فهمیدیم او را به سردخانه برده‌اند. آنجا بود که حقیقت را پذیرفتیم؛ امیرعلی شهید شده است.»
26 MB
پدر و مادر امیرعلی، با افتخار و درد، از پسرشان می‌گویند: امیرعلی 13 سالش بود، تازه امتحاناتش تموم شده بود، حتی کارنامه‌اش را نگرفته بود. برای تابستانش کلی برنامه‌ریزی کرده بود. دوست داشت فوتبالیست شود، عاشق هنرمندها و عاشق وسایل قدیمی بود. یه پی‌اس‌تو قدیمی داشت، نگه داشته بود که به نوه‌ها فرزندانش هدیه بدهد.مادرش ادامه می‌دهد: «یه لباس کوچولو مادربزرگش براش بافته بود، می‌گفت نگهش می‌دارم نشون بچه‌هام بدم. آنقدر آینده رو تصور می‌کرد که انگار عجله داشت برای زندگی کردن اما اسرائیل آن را از این بچه گرفت.»#تلویزیون#لاله_خیز#امیرعلی_خرمیاخبار هنری را می‌توانید از طر‎یق صفحه ‌هنر و رسانه فارس دنبال کنید.
16:31 - 5 مرداد 1404



2 Replies

@Amir_Lunar6 مرداد 1404
Replying to
میکشم میکشم آنکه برادرم کشت

Profile picture of ‌مهدی مهدی‌
@mahdikian6 مرداد 1404
Replying to
شادی روح شهدای عزیزموناللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم