وقتی اراده، قرآن را به نستعلیق مینویسد
معلولیت محدودیت است، نه ناتوانی؛ روایت هنرمندی از دیار کردستان که با کتابت قرآن و صحیفه سجادیه به خط نستعلیق، شایستگی حمایت ملی را فریاد میزند. قرآنی که با خط نستعلیق و با دستانی نوشته شده که سالهاست رنج بیماری بر مفاصلش سایه انداخته است.
خبرگزاری فارس - کردستان، مسیر سنندج به مریوان را برای دیدن قرآنی در پیش میگیرم که نه فقط کتاب آسمانی، که سندی از اراده انسان است. قرآنی که با خط نستعلیق، و با دستانی نوشته شده که سالهاست رنج بیماری بر مفاصلش سایه انداخته است. دیدار با هوشیار رحیمی، دیدار با هنرمندی است که ناتوانی را نپذیرفت و از دل محدودیت، اثری ماندگار آفرید.قرار ملاقاتمان هفتهها به دلایل مختلف عقب افتاده بود، اما اینبار تماس آخر، به رسیدن ختم شد. آدرس درست بود؛ چند متر پایینتر از خانه، منتظرمان ایستاده بود؛ آرام، صبور، منتظر. جلوی در، دختر چهار سالهاش با لباس محلی، تصویر روشنی از زندگی بود که با همه سختیها، جریان دارد. با روی خوش پذیرایم میشوند و بابت قرارهای کنسلشده عذرخواهی میکنم. به زحمت از تکپله جلوی درب منزل شان بالا میرود، من هم پشت سرش، وارد خانهای میشوم که گرمایاش، پیش از بخاری، از مهر میآید.
زندگی از جنس قناعتزندگی برای خانواده رحیمی، برخلاف تصور، تلخ نیست؛ شیرین است. شیرین از جنس قناعت و امید زندگیای که با حضور همسرش «خورشید» رنگ گرفت و با تولد «هنیا» کامل شد. خورشید خانم به رسم مهماننوازی، خیلی زود چای لبسوز قندپهلو میآورد و من مینشینم پای روایتی که اگرچه با رنج شروع شده، اما به توانمندی ختم میشود.هوشیار رحیمی، متولد ۱۳۶۲، اهل روستای ژریژه از توابع سروآباد و ساکن مریوان است. از هشتسالگی به روماتیسم مفصلی مبتلا شده؛ بیماریای که بهتدریج تمام مفاصل بدنش را درگیر کرده است. تا جایکه مجبور شده لگنهایش را تعویض کند و زانوهایش هم در انتظار جراحیاند.پزشکان معلولیت جسمی او را «بسیار شدید» تشخیص دادهاند معلولیتی که سالهای سال است او را خانهنشین کرده است، اما خانه برایش توقفگاه نبود آن را با اراده به کارگاه تبدیل کرده است.پشت میز رو مبل مینشیند، قرآن و صحیفه سجادیه روی آن، بزرگتر از قامت نحیفش به نظر میرسند. دستانی که بیماری شکلشان را عوض کرده، قلمی را به سختی در خود جای دادهاند، اما نتیجه، شگفتانگیز است.صفحات قرآن را ورق میزنم؛ آیه به آیه، کلمه به کلمه. اینجاست که سؤال ناگزیر در ذهن شکل میگیرد: چگونه میتوان با چنین انگشتانی، چنین زیبا نوشت؟
گامهای استوار به سمت موفقیتفعالیت هنریاش از سال ۱۳۹۰ و با حضور در انجمن خوشنویسان مریوان آغاز شده است. سال ۱۳۹۵ مدرک ممتاز خوشنویسی را میگیرد و همانجا، تصمیمی بزرگ در ذهناش نقش میبندد؛ تصمیمی که شاید کمتر کسی جرأتش را داشته باشد: کتابت کامل قرآن کریم به خط نستعلیق و این آغاز راهی نورانی میشود...در حالی که به آرامی صفحات قرآن را ورق میزند با لبخندی آرام و پر اراده میگوید: بهدلیل معلولیت شدید، خانهنشین بودم. با خودم گفتم اگر قرار است در خانه بمانم، کاری بکنم که ماندگار باشد.و این شروعی بر تلاش 2 ساله من برای کتابت قرآن شد، دو سال تمام، از ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷، لحظهبهلحظه، کل قرآن کریم را با خط نستعلیق کتابت کردم؛ خطی که اگرچه خط ملی ایران است، اما کمتر برای کتابت کامل قرآن به کار رفته است. این دینی بود که باید ادا میکردم، شاید از معدود افرادی در ایران و حتی جهان اسلام باشم که این کار را انجام داده است و در استان کردستان، بیسابقه است.
برکت ماندگار پس از آن، بیوقفه سراغ صحیفه سجادیه رفتم؛ اثری که کتابتش یک سال و نیم زمان برد. میگوید: این کار، زندگیاش را عوض کرده است؛ نه فقط از نظر هنری، که از نظر روحی. آرامش، امید و حتی مسیر ازدواجش، به برکت همین کتابتها شکل گرفته است.هوشیار رحیمی در جشنوارهها و مسابقات مختلف خوشنویسی حضور داشته؛ رتبه اول جشنواره منطقهای زاگرس را کسب کرده، در داوری جشنوارههای کشوری نقش داشته و نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعددی در سروآباد، مریوان، سنندج و مراکز دانشگاهی برگزار کرده است.بارها در حضورینویسیها، نگاهها را به خود خیره کرده؛ تا جایی که بسیاری، معلولیتش را اصلاً ندیدهاند و فقط هنر را دیدهاند.اراده پولادین گذر از مسیر ناهمواراما مسیر همیشه هموار نبوده است. محدودیت مالی، نبود حمایت برای حضور در جشنوارههای ملی و کشوری، و گاهی سنگاندازیهای اداری، مانع دیدهشدن کامل این توانمندی شده است. خودش میگوید:«ما محدودیت داریم، اما ناتوان نیستیم»انتظارش بزرگ نیست؛ فقط میخواهد از نظر مالی و حمایتی، آنقدر پشتیبانی شود که بتواند در رویدادهای ملی و حتی بینالمللی حضور یابد و نام کردستان را، اینبار با خط نستعلیق، بلندتر بنویسد.
خورشید هوشیارپای روایت همسرش که مینشینی، تصویر کامل میشود. روایت زندگی از نگاه خورشیدخانم بُعد دیگری میگیرد. میگوید: «هرآنچه در این خانه داریم، متعلق به مادرشوهرم است. هرگز نخواستم به هوشیار سخت بگیرم از همان روز اول قناعت اصلیترین و مهمترین راز موفقیت و خوشبختی خانواده کوچکمان است. آشنایی از مسیر فامیل شکل گرفت و پیشنهاد ازدواج از سوی خواهرش که عروس یکی از هم ولایتی هایمان بود به من داده شد، پیشنهادی که با مخالفت خانوادهام روبهرو شد البته مخالفتی از جنس نگرانی میگفتند زندگی با فرد معلول سخت است نمیتوانی از عهده اش بر بیایی. اما من تصمیمم را گرفته بودم. الان حدود هشت سال است ازدواج کردهایم و حاصل زندگیمان هنیا است. از زندگیام با وجود همه سختیهایی که دارد بسیار راضیام. هوشیار مرد آرام و مهربانی است هرچه در توان دارد دریغ نمیکند.. کارهای بیرون خانه را هوشیار با همین شرایط جسمی انجام میدهد و من هم کمکحالش هستم. کتابت قرآن، برکت عجیبی به زندگیمان داده؛ آرامشی که شب و روزمان را عوض کرده است. اگر به هشت سال پیش برگردم، باز هم همین تصمیم را میگیرم..
روایت عشقحرکت تند عقربههای ساعت هشدار رفتن و خداحافظی را به سمت مقصد یادآوری می کند و به اجبار با وجود اینکه با تمام وجود مشتاق شنیدن روایت پر از عشق خورشید خانم هستم دعوت آقای رحیمی را برای حرکت دوربین به سمت آنچه مشغول نوشتن آن است قبول میکنم.شرایط جسمی بهگونهای است که باید ایستاده بنویسد؛ روی اوپن آشپزخانه خورشیدخانم کاغذ و دوات را آماده میکند و هنیای کوچولو هم قلمها را برای پدر میچیند. قلم، به سختی میان انگشتان درهمتنیده استاد رحیمی جا خوش میکند، چرخشی کوتاه در دوات میخورد و بر پیکر کاغذ فرو میآید تمام شانه و کتفش درگیر میشود و چه زیبا آیه مبارک«ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُون» بر پیکر سفید کاغذ نقش میبندد.تا رسالت قلم را به ما یادآوری کند.میپرسم 2 سال در خدمت قرآن بودن چه تاثیری بر زندگیات گذاشته میگوید میشود با نور بود و زندگی را در تلخی و تاریکی طی کرد پاسخ سوال شما را من در این آیه مبارکه یافتم «یؤتِکُم خَیْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ قسم به خودم که برای تو بهتر از چیزی که از دست داده ای نصیبت میگردانم. آیه ۷۰ سوره انفال»
انتظاری از جنس هنر اما انتظار این هنرمند، انتظاری معمولی نیست. خواستهای دارد که جنس آن، درست مانند هنرش، از دوام و ماندگاری سخن میگوید. میخواهد قرآن را اینبار نه بر کاغذهای معمولی، که بر پوست یا کاغذهای خاص و ماندگار کتابت کند؛ اثری که در گذر زمان فرسوده نشود، نریزد، محو نشود.
میگوید: «این قرآن، امانت است. دوست دارم بر بستری نوشته شود که سالها بعد هم باقی بماند. برای این کار، به حمایت نیاز دارم.آنچه هوشیار رحیمی انجام داده است، صرفاً یک اثر هنری نیست؛ سند اراده انسانی است. هنرمندی که با بدنی فرسوده، اثری ماندگار آفریده، شایسته آن است که هنر او نیز بر بستری ماندگار ثبت شود. این، درخواست ترحم نیست؛ مطالبه فرهنگی است.امروز نوبت نهادهای فرهنگی، متولیان قرآنی، انجمنهای خوشنویسی، دستگاههای حمایتی و مسئولان فرهنگی کشور است تا زمینه تحقق این خواسته را فراهم کنند؛ تا قرآنی که با رنج نوشته شده، به فراموشی سپرده نشود چرا که گاهی، یک قلمِ لرزان، از هزاران شعار، ماناتر است.#قرآن#خوشنویسی#هوشیار_رحیمی#کتابت_قرآن 10:08 - 14 اردیبهشت 1405