پنج مؤلفهای که موازنه امنیتی منطقه را تغییر داد
کارشناس مسائل سیاسی کمیل خجسته گفت: ایران نشان داد که ۲ نقطه از ۸ نقطهٔ ژئوپولیتیک دنیا را دراختیار دارد. در این متن ۳ نقطهٔ جغرافیایی بهنفع ایران جابهجا شد؛ این ۵ عنصر به مردم دنیا نشان میدهد که چه کسی وعدهاش صادق بود و پای همپیمانانش ایستاد؛ اما همپیمانان آمریکا صرفاً سپری برای منافع آمریکا بودند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، کمیل خجسته، کارشناس مسائل سیاسی، با اشاره به فضای رسانهای و سیاسی سالهای اخیر پیرامون جمهوری اسلامی ایران و تفاهم صورت گرفته میان ایران و آمریکا اظهار داشت: «متنی که امروز شاهد آن هستیم، برای بسیاری از ناظران و افکار عمومی جهان کاملاً غیرمنتظره بود. اگر فضای عمومی جهان را در نظر بگیریم، با آن حجم از قدرت رسانهای آمریکاییها که بهصورت مستمر بر موضوعاتی همچون تغییر رژیم در ایران، تجزیه ایران، خلع سلاح موشکی و محدودسازی قدرت منطقهای جمهوری اسلامی تأکید میکردند، اکنون با وضعیتی کاملاً متفاوت روبهرو هستیم.»وی افزود: «بارها دونالد ترامپ درباره مسلح کردن گروههای تجزیهطلب کُرد سخن گفته بود. همچنین در فکتشیت رسمی منتشرشده از سوی کاخ سفید در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳، سه محور اصلی شامل برنامه موشکی ایران، نیروهای متحد جمهوری اسلامی در منطقه و پرونده هستهای مطرح شده بود. اگر این موارد را در کنار موضوع تغییر رژیم و تجزیه ایران قرار دهیم، با پنج مؤلفه مواجه میشویم که طی دو تا سه سال گذشته، بهویژه با ورود تیم ترامپ به کاخ سفید، بهطور مستمر بر آنها تأکید میشد. اما امروز میبینیم که متن موجود، کاملاً متفاوت از آن چیزی است که آمریکاییها سالها تبلیغ میکردند.»خجسته ادامه داد: «افکار عمومی جهان اکنون با یک واقعیت جدید مواجه شده است و آن شکلگیری یک معادله تازه در منطقه است. البته جنگ روایتها درباره این موضوع ادامه خواهد داشت، اما واقعیت این است که یک معادله جدید در حال شکلگیری است.»
ایران بهصورت همزمان پنج جبهه را فعال کرداین کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تحولات میدانی اخیر تصریح کرد: «من معتقدم ریشه این تحول به همان مقطع نبرد نظامی بازمیگردد؛ زمانی که طرف مقابل تصور میکرد ظرف چهار روز میتواند کار ایران را تمام کند. آنها گمان میکردند با ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی، ایران به سمت فروپاشی خواهد رفت. تصورشان این بود که با وقوع چنین اتفاقاتی، جامعه ایران دچار آشفتگی و سردرگمی شده و زمینه برای تجزیه کشور فراهم میشود.»وی افزود: «این فقط یک تصور رسانهای نبود. موساد، سیا و مجموعه دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی غرب با همه پشتوانه علمی، تجربی و تاریخی خود، چنین تحلیلی از ایران داشتند. اما در میدان، اتفاق دیگری رخ داد. برخلاف تصور آنان، تنگه مسدود شد، منطقه به آتش کشیده شد، غرب کشور که محل امید تجزیهطلبان بود با عملیاتهای نظامی در داخل و خارج از مرزها کنترل شد، رژیم صهیونیستی زیر آتش قرار گرفت و خیابانها مملو از حضور مردم شد.»خجسته خاطرنشان کرد: «تمام این تحولات، محاسبات و نظریههای طرف مقابل را بر هم زد. ایران بهصورت همزمان پنج جبهه را فعال کرد و همین مسئله آنها را به نقطهای رساند که امروز شاهد آن هستیم.»
وی با اشاره به بازتابهای این تحولات در فضای سیاسی آمریکا گفت: «امروز حتی در داخل آمریکا نیز نشانههای این تغییر دیده میشود. ترامپ صراحتاً میگوید اگر این اقدام انجام نمیشد، وضعیت انرژی آمریکا با مشکلات جدی مواجه میشد. نانسی پلوسی نیز اعلام میکند که به جنگ رفتیم و شکست خوردیم و هزینه آن را مردم آمریکا در پمپبنزینها پرداخت میکنند. همچنین از هزینههای صدها میلیارد دلاری و صندوقهای بازسازی سخن گفته میشود و انتقادها از سیاستهای دولت آمریکا افزایش یافته است.»این تحلیلگر مسائل سیاسی ادامه داد: «کریس مورفی، سناتور آمریکایی، نیز این توافق را توافقی جنونآمیز توصیف میکند و میگوید این یک پرداخت چند میلیارد دلاری به ایران در برابر هیچ است؛ چراکه تحریمهای نفتی لغو میشود، اما ایران کاری انجام نمیدهد. فارغ از اختلافات داخلی آمریکاییها، یک واقعیت وجود دارد و آن اینکه ترامپ و نتانیاهو برخلاف تمام شعارها و ادعاهای گذشته، امروز ناچار شدهاند متنی را بپذیرند که معادلات جدیدی را در منطقه ایجاد میکند.»وی تأکید کرد: «من نام این متن را تفاهمنامه نمیگذارم؛ این متن در حقیقت یک معادله جدید منطقهای است. ما با یک معادله جدید امنیتی در منطقه مواجه هستیم و به نظر من دستکم پنج تحول مهم امنیتی در دل آن شکل گرفته است.»از عمق دفاع راهبردی تا شکلگیری زنجیره امنیتی مقاومت
خجسته در تشریح نخستین تحول امنیتی گفت: «پس از تحولات سوریه و اتفاقاتی که با روی کار آمدن جولانی رخ داد و آثاری که برای منطقه به همراه داشت، مشاهده کردیم که آسمان سوریه به محل سوختگیری و پشتیبانی جنگندههای دشمن برای حمله به ایران تبدیل شد. در چنین شرایطی، شعارهایی مانند "نه غزه، نه لبنان" و پرسشهایی از این دست که چرا باید برای سوریه هزینه کرد، اکنون معنای واقعی خود را نشان میدهد و آثار آن بهروشنی قابل مشاهده است.»خجسته افزود: «امروز بیش از گذشته میتوان فهمید که نگاه رهبر شهید انقلاب به مفهوم "عمق دفاع راهبردی" چه تدبیر بزرگی بود. جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته یک عمق راهبردی دفاعی ایجاد کرده بود و اکنون پس از این تحولات، الگوی جدیدی از امنیت در منطقه شکل گرفته که میتوان آن را "وحدت میدانها" نامید.»وی ادامه داد: «در این چارچوب، یک زنجیره امنیتی در منطقه شکل گرفته است که امنیت ایران و متحدانش را به یکدیگر پیوند میدهد. وقتی از متحدان ایران سخن میگوییم، در واقع از بابالمندب، مدیترانه، شمال سرزمینهای اشغالی و سایر نقاط راهبردی منطقه سخن میگوییم. این وضعیت در حال تحمیل یک الگوی جدید امنیتی به منطقه است.»به رسمیت شناخته شدن قدرت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمزاین کارشناس مسائل سیاسی دومین تحول امنیتی را به رسمیت شناخته شدن اهرم تنگه هرمز دانست و گفت: «امروز تنگه هرمز بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی کنترل انرژی جهان و امنیت منطقه به رسمیت شناخته شده است. این مسئله اتفاق کوچکی نیست. ایران در طول قرون گذشته بخشهای گستردهای از سرزمین خود را در جنگها و قراردادهای مختلف از دست داد، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد شکلگیری نوعی قدرت ژئوپلیتیکی جدید هستیم.»
وی افزود: «تا همین اواخر در اسناد و مواضع آمریکاییها گفته میشد ایران باید از مدیترانه عقبنشینی کند و از بابالمندب فاصله بگیرد؛ زیرا یک اتحاد راهبردی در منطقه شکل داده بود. اما امروز شاهد به رسمیت شناخته شدن جایگاه تنگه هرمز هستیم؛ نقطهای که در عمل بر معادلات منطقهای تأثیرگذار است.»خروج نیروهای آمریکایی؛ یکی از مهمترین معادلات جدید منطقهخجسته سومین مؤلفه را مسئله خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه دانست و اظهار داشت: «شهید سید حسن نصرالله از سال ۱۳۹۸ بارها تأکید کرده بود که آمریکاییها تصور میکنند با ترور فرماندهان مقاومت، محور مقاومت از بین خواهد رفت. ایشان میگفتند آمریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که علت شکستهایشان در منطقه، وجود شخصیتهایی است که محور مقاومت را نمایندگی میکنند؛ بنابراین اگر این افراد ترور شوند، مقاومت نیز پایان مییابد.»وی ادامه داد: «شهید نصرالله در همان زمان تصریح کرده بود که مقاومت نیز طرحی دارد و آن خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است. ایشان معتقد بود اگر آمریکا از منطقه خارج شود، اسرائیل نیز قادر به ادامه حیات نخواهد بود و حتی شاید نیازی به نبرد مستقیم با اسرائیل باقی نماند. امروز بخشی از همان پروژهای که سید حسن نصرالله در سال ۱۳۹۸ ترسیم میکرد، در قالب بحث خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه قابل مشاهده است.»این تحلیلگر سیاسی چهارمین مؤلفه را جایگاه ژئوپلیتیکی ایران دانست و گفت: «ایران نشان داد که بر دو نقطه مهم ژئوپلیتیکی جهان تأثیرگذاری دارد؛ تنگه هرمز و بابالمندب. اینها صرفاً ادعا نیست، بلکه واقعیتهایی است که در میدان خود را نشان داده و به بخشی از معادلات قدرت در منطقه تبدیل شده است.»
وی افزود: «پنجمین تحول نیز جابهجایی موازنه در سه نقطه مهم جغرافیایی است. محاصره دریایی که آمریکاییها ایجاد کرده بودند، از میان برداشته شد؛ تنگه هرمز به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ایران تبدیل شد و محور مدیترانه و لبنان نیز در چارچوب محور مقاومت معنا و کارکرد تازهای پیدا کرد.»پنج مؤلفهای که موازنه امنیتی منطقه را تغییر دادخجسته تصریح کرد: «مجموع این پنج مؤلفه نشان میدهد که معادلات جدید منطقه در حال شکلگیری است. همانگونه که در یک عبارت مشهور عربی آمده است: "الحامی أولی بما حمی"؛ یعنی کسی که از چیزی دفاع میکند، نسبت به آن سزاوارتر است. مردم منطقه نیز امروز مشاهده میکنند چه جریانی در کنار لبنان و فلسطین ایستاد و چه جریانی امنیت وارداتی را راهحل مشکلات منطقه میدانست.»وی ادامه داد: «در این شرایط روشن میشود کدام نگاه صادقانهتر عمل کرده و کدام وعدهها تحقق یافته است. به نظر میرسد همان موضوعی که رهبر شهید انقلاب درباره شکلگیری معادلات جدید در نظم آینده منطقه مطرح میکردند، امروز در حال ظهور و بروز است و حتی دشمن نیز به آن اذعان میکند.»خجسته با اشاره به توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران گفت: «جمهوری اسلامی هرگز جنگطلب نبوده است، اما همانگونه که شهید سپهبد حسین سلامی و شهید حاج قاسم سلیمانی بارها تأکید کرده بودند، جنگ را بهخوبی میشناسد و برای آن آماده است. ایران سالها خود را برای نبرد نامتقارن آماده کرده بود و فرماندهی کلان این راهبرد موجب شد که در برابر قدرتی همچون آمریکا و تجهیزات پیشرفتهای نظیر جنگندههای اف-۳۵ و ناوهای هواپیمابر، هزینههای سنگینی به طرف مقابل تحمیل شود.»هر نقض عهد با پاسخ متقابل روبهرو شد
وی افزود: «در دوره نبرد نیز هر جا آمریکا دست به نقض عهد زد، ایران اقدام متقابل انجام داد. هر جا محاصرهای شکل گرفت، پاسخ متناسب دریافت کرد. دشمن در عمل با ارادهای مؤثر مواجه شد؛ ارادهای که تنها در حد شعار باقی نماند.»این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: «همانگونه که در لبنان نیز مشاهده شد، تهدید معتبر زمانی معنا پیدا میکند که قابلیت اجرا داشته باشد. دشمن امروز با بازیگری مواجه است که هرگاه وعدهای میدهد، آن را عملی میکند و همین مسئله در محاسبات راهبردی او تأثیر گذاشته است.»وی تأکید کرد: «یکی از مهمترین عوامل این وضعیت، شناخت دقیق نقاط حساس دشمن در جنگ نامتقارن بود. ایران توانست گلوگاههای اصلی طرف مقابل را شناسایی کند و با تمرکز بر همان نقاط، اهداف خود را به دستاوردهای سیاسی و امنیتی تبدیل کند.»دشمن با بازیگری مواجه شد که به وعدههای خود عمل میکندخجسته در پاسخ به این پرسش که آیا تقابل ایران و آمریکا پایان یافته است، گفت: «ماهیت این تقابل به گونهای نیست که بتوان از پایان کامل آن سخن گفت. همانگونه که در سنت الهی همواره تقابل حق و باطل وجود داشته است، امروز نیز دشمنیها صرفاً به دلیل تغییر رفتار طرف مقابل از میان نرفته، بلکه نتیجه ضعف و ناتوانی او در تحقق اهدافش است.»وی ادامه داد: «آنچه امروز مشاهده میشود، تثبیت یک معادله امنیتی جدید است؛ معادلهای که بر امنیت منطقه، جایگاه تنگه هرمز، محدود شدن نقش پایگاههای آمریکایی و جلوگیری از اقدامات تجاوزکارانه علیه لبنان و فلسطین تأکید دارد.»
خجسته اظهار داشت: «این روند نشان میدهد مسیر ترسیمشده از سوی رهبر شهید انقلاب در حال تحقق است. البته این به معنای پایان نبرد نیست، بلکه به معنای ورود به مرحلهای جدید از این تقابل است؛ مرحلهای که بیش از هر زمان دیگری به هوشیاری و حفظ دستاوردهای موجود نیاز دارد.»وی در پایان خاطرنشان کرد: «هدف اصلی، بیاثر کردن نظام تحریمی و تأمین حقوق ملت ایران است. از همین رو بود که رهبر شهید انقلاب بر موضوعاتی همچون کریدورهای منطقهای، نگاه به شرق و توسعه همکاریهای راهبردی تأکید داشتند. این رویکردها بخشی از همان معادلهای است که امروز در حوزه امنیتی، سیاسی و اقتصادی در حال آشکار شدن است و آینده منطقه را شکل خواهد داد.»پایان پیام/#تفاهم #کمیل_خجسته 11:55 - 28 خرداد 1405