رهبر شهید هدف قیام امام حسین (ع) را اینگونه بیان کردند
در میان فصلهای کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»، بخشی از فصل ششم به بررسی هدف قیام امام حسین(ع) اختصاص یافته است؛ فصلی که در آن رهبر شهید انقلاب به یکی از مهمترین پرسشهای تاریخ اسلام پاسخ میدهد: هدف قیام امام حسین(ع) چه بود؟
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در نخستین ماه محرم پس از شهادت حضرت آیتالله سید علی خامنهای، بازخوانی نگاه ایشان به نهضت عاشورا اهمیت دوچندانی یافته است. رهبر شهید انقلاب در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که از مهمترین آثار ایشان درباره سیره اهلبیت(ع) به شمار میرود، تلاش کردهاند زندگی ائمه اطهار(ع) را نه به صورت مجموعهای از مقاطع جداگانه، بلکه به مثابه یک حرکت مستمر، هدفمند و بههمپیوسته تبیین کنند.عنوان «انسان ۲۵۰ ساله» نیز برگرفته از همین نگاه است؛ نگاهی که ائمه اطهار(ع) را همچون یک انسان واحد میبیند که در طول حدود ۲۵۰ سال، یک هدف مشترک را با شیوهها و اقتضائات متفاوت دنبال کردهاند. بر این اساس، هر یک از ائمه(ع) بخشی از یک حرکت بزرگ تاریخی برای تحقق اسلام ناب و مقابله با انحرافات را بر عهده داشتهاند.در میان فصلهای این کتاب، فصل ششم به بررسی هدف قیام امام حسین(ع) اختصاص یافته است؛ فصلی که در آن رهبر شهید انقلاب به یکی از مهمترین و دیرپاترین پرسشهای تاریخ اسلام پاسخ میدهد: آیا امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت قیام کرد یا برای شهادت؟ ایشان تحلیلی متفاوت از نهضت عاشورا ارائه میکنند و هدف اصلی این قیام را در چارچوب همان حرکت کلان و ممتد ائمه اطهار(ع) مورد تبیین قرار میدهند.
ÇäÓÇä ÏæíÓÊ æ äÌÇå ÓÇáå | ÇãÇã ÍÓíä ÚáíåÇáÓáÇã æ æÇÌÈ ÈÒÑ ÇÓáÇãí رهبر شهید انقلاب در ابتدای این بحث، دو برداشت مشهور درباره عاشورا را مورد نقد قرار میدهند. برداشت نخست آن است که امام حسین(ع) صرفاً برای تشکیل حکومت قیام کرد. ایشان این دیدگاه را «نیمهدرست» میداند و تصریح میکنند: «اگر آن کسی که می گوید هدف حضرت از این قیام تشکیل حکومت حقه علوی است مرادش این است این درست نیست. برای اینکه مجموع حرکت امام این را نشان نمیدهد.»برداشت دوم نیز این است که امام حسین(ع) از آغاز برای شهادت حرکت کرد و هدف اصلی او کشته شدن بود. رهبر شهید انقلاب این تفسیر را نیز ناکافی میدانند و شرح میدهند: «شهادتی را که ما در شرع مقدس می شناسیم و در روایات و آیات قرآن از آن نشان میبینیم، معنایش این است که انسان به دنبال هدف مقدسی که واجب یا راجح است برود و در آن راه تن به کشتن هم بدهد. این آن شهادت صحیح اسلامی است. اما اینکه آدم اصلاً راه بیفتد برای اینکه من بروم کشته شوم، یا یک تعبیر شاعرانه چنینی که خون من پای ظالم را بلغزاند و او را به زمین بزند؛ اینها، آن چیزی نیست که مربوط بدان حادثه به آن عظمت است. در این هم بخشی از حقیقت هست؛ اما هدف حضرت این نیست.»
بر همین اساس، ایشان تأکید میکنند که حکومت و شهادت، هدف اصلی نهضت عاشورا نبودند، بلکه دو نتیجه محتمل یک حرکت بزرگتر به شمار میآمدند. به تعبیر ایشان، «هدف، اینها نبود. امام حسین علیه السلام هدف دیگری داشت؛ منتها رسیدن به آن هدف دیگر حرکتی را می طلبید که این حرکت یکی از دو نتیجه را داشت، حکومت یا شهادت. البته حضرت برای هر دو هم آمادگی داشت. هم مقدمات حکومت را آماده کرد و می کرد؛ هم مقدمات شهادت را آماده کرد و میکرد. »
اما آن هدف بزرگ چه بود؟ رهبر شهید انقلاب در پاسخ به این پرسش، تحلیلی متفاوت ارائه میدهند و میگویند: «هدف آن بزرگوار عبارت بود از انجام دادن یک واجب عظیم از واجبات دین.» واجبی که به تعبیر ایشان، در «بنای کلی نظام فکری و ارزشی و عملی اسلام، جای مهمی دارد» و تا زمان امام حسین(ع) زمینه تحقق آن فراهم نشده بود: «اگر بخواهیم هدف امام حسین علیه السلام را بیان کنیم باید این طور بگوییم که هدف آن بزرگوار عبارت بود از انجام دادن یک واجب عظیم از واجبات دین، که آن واجب عظیم را هیچ کس قبل از امام حسین - حتی خود پیغمبر - انجام نداده بود. نه پیغمبر این واجب را انجام داده بود، نه امیرالمؤمنین، نه امام حسن مجتبی واجبی بود که در بنای کلی نظام فکری و ارزشی و عملی اسلام، جای مهمی دارد.»
و دلیل اینکه چرا تا آن زمان انجام نشده بود را اینگونه فرمودهاند: «امام حسین باید این واجب را عمل میکرد تا درسی برای همه تاریخ باشد. مثل اینکه پیغمبر، حکومت تشکیل داد؛ تشکیل حکومت درسی برای همه تاریخ اسلام شد و فقط حکمش را نیاورد. یا پیغمبر، جهاد فی سبیل الله کرد و این درسی برای همه تاریخ مسلمین و تاریخ بشر تا ابد شد. این واجب هم باید به وسیله امام حسین علیه السلام انجام می گرفت تا درسی عملی برای مسلمانان و برای طول تاریخ باشد.حالا چرا امام حسین این کار را بکند؟ چون زمینه انجام این واجب در زمان امام حسین پیش آمد. اگر این زمینه در زمان امام حسین پیش نمی آمد؛ مثلاً در زمان امام علی النقی علیه السلام پیش می آمد، همین کار را امام علی النقی میکرد و حادثه عظیم و ذبح عظیم تاریخ اسلام، امام علی النقی میشد. اگر در زمان امام حسن مجتبی یا در زمان امام صادق علیهم السلام پیش می آمد، آن بزرگواران عمل می کردند. در زمان قبل از امام حسین پیش نیامد؛ بعد از امام حسین هم در تمام طول حضور ائمه علیهم السلام تا دوران غیبت، پیش نیامد.»در این تحلیل، اسلام تنها مجموعهای از عبادات فردی نیست، بلکه نظامی کامل برای اداره جامعه است؛ نظامی که پیامبر اکرم(ص) آن را پایهگذاری کرد و در جامعه اسلامی به اجرا درآورد. اما پرسش اساسی اینجاست که اگر این مسیر دچار انحراف شد و جامعه اسلامی از خط اصلی خود خارج شد، تکلیف چیست؟
رهبر شهید انقلاب در پاسخ به این پرسش تصریح کردند: «دو نوع انحراف داریم یک وقت مردم فاسد میشوند؛ خیلی وقتها چنین چیزی پیش می آید اما احکام اسلامی از بین نمی رود؛ لیکن یک وقت مردم که فاسد میشوند حکومتها هم فاسد می شوند، علما و گویندگان دین هم فاسد میشوند. از آدمهای فاسد، اصلاً دین صحیح صادر نمی شود. قرآن و حقایق را تحریف میکنند خوبها را بد، بدها را خوب، منکر را معروف و معروف را منکر می کنند. خطی را که اسلام مثلاً به این سمت کشیده است، صدوهشتاد درجه به سمت دیگر عوض میکنند.»در چنین شرایطی، اسلام برای بازگرداندن جامعه به مسیر اصلی خود حکم و تکلیفی ویژه دارد؛ حکمی که رهبر شهید انقلاب آن را حتی از برخی واجبات بزرگ نیز مهمتر میداند و درباره آن میفرمایند: «پس اهمیت آن حکمی که مربوط به برگرداندن جامعه منحرف به خط اصلی است از اهمیت خود حکم حکومت کمتر نیست. شاید بشود گفت که اهمیتش از جهاد با کفار بیشتر است. شاید بشود گفت اهمیتش از امر به معروف و نهی از منکر معمولی در یک جامعه اسلامی بیشتر است. حتی شاید بشود گفت اهمیت این حکم از عبادات بزرگ الهی و از حج بیشتر است. چرا؟ به خاطر اینکه در حقیقت این حکم تضمین کننده زنده شدن اسلام است؛ بعد از آنکه مشرف به مردن است یا مرده و از بین رفته است.»بر اساس این تحلیل، در دوران یزید چنین وضعیتی پدید آمده بود. انحراف به مرحلهای رسیده بود که خطر تغییر چهره اسلام و تهدید اصل دین وجود داشت. از همین رو، تکلیف تاریخی امام حسین(ع) آغاز شد؛ تکلیفی که رهبر شهید انقلاب آن را «بازگرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح» توصیف میکند.
البته تحقق این تکلیف نیازمند فراهم بودن شرایط بود. منظور از فراهم بودن شرایط، نبودن خطر نبود؛ زیرا چنین حرکتی همواره با خطر همراه است. مقصود آن بود که فضای جامعه به گونهای باشد که پیام این قیام به مردم و تاریخ برسد. به همین دلیل امام حسین(ع) در دوران معاویه دست به قیام نزد، اما پس از روی کار آمدن یزید، زمینه برای انجام این وظیفه الهی فراهم شد. چرا که: «اگر در زمان معاویه، امام حسین می خواست قیام کند، پیام او دفن میشد. این به خاطر وضع حکومت در زمان معاویه است. سیاستها به گونه ای بود که مردم نمیتوانستند حقانیت سخن حق را بشنوند. لذا همین بزرگوار ده سال در زمان خلافت معاویه امام بود، ولی چیزی نگفت کاری اقدامی و قیامی نکرد. چون موقعیت آنجا مناسب نبود. قبلش هم امام حسن علیه السلام بود. ایشان هم قیام نکرد؛ چون موقعیت مناسب نبود. نه اینکه امام حسین و امام حسن اهل این کار نبودند. امام حسن و امام حسین فرقی ندارند. امام حسین و امام سجاد فرقی ندارند. امام حسین و امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهم السلام فرقی ندارند. البته وقتی که این بزرگوار این مجاهدت را کرده است مقامش بالاتر از کسانی است که نکردند؛ اما اینها از لحاظ مقام امامت یکسانند. برای هر یک از آن بزرگواران هم که پیش می آمد همین کار را میکردند و به همین مقام می رسیدند. خوب؛ امام حسین هم در مقابل چنین انحرافی قرار گرفته است. پس باید آن تکلیف را انجام دهد. موقعیت هم مناسب است. »
در نتیجه گیری هدف قیام امام حسین ایشان فرمودهاند: «پس هدف عبارت شد از بازگرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح؛ چه زمانی؟ آن وقتی که راه عوضی شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانت کسانی مسلمین را منحرف کرده و زمینه و شرایط هم آماده است. البته دوران تاریخ اوقات مختلفی است. گاهی شرایط آماده است و گاهی آماده نیست. زمان امام حسین آماده بود، زمان ما هم آماده بود. امام همان کار را کرد.»پایان پیام/#رهبر_شهید #امام_حسین(ع) #هدف_قیام_امام_حسین(ع) 17:45 - 27 خرداد 1405