ناگفته‌های ناصر فیض از امام شهیدی که تلفیقی از حافظ و صائب بود

فیض از شاعران طنزپردازی است که سال‌ها در محضر رهبر شهید شعر خوانده و اشعار او، بویژه در طنز، همواره با تحسین و واکنش‌های لطیف ایشان روبه‌رو بوده است؛ در همین راستا، ویژه‌برنامه «پرچمدار» خبرگزاری فارس، به سراغ ناصر فیض، شاعر و پژوهشگر شناخته‌شده حوزه شعر و ادبیات فارسی رفته است تا ابعاد دقیق‌تری از این ارتباط را بررسی کند.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، از جمله شخصیت‌های کم‌نظیری بودند که در کنار فقاهت، رهبری سیاسی و شجاعت مبارزاتی، ذوق و تبحر عمیقی در حوزه شعر و ادبیات فارسی داشتند. ایشان خود شاعر و ادیبی توانمند بودند؛ با ظرافت‌های بیانی، معانی و صناعات ادبی آشنایی کامل داشتند و شعر برایشان نه یک تفنن، بلکه بخشی از دغدغه حفظ هویت و زبان فارسی بود. تسلط ایشان بر سبک‌های شعری و نیز تأکید همیشگی‌شان بر «مضمون‌گرایی» در شعر، از ویژگی‌های بارز نگاه ادبی ایشان به شمار می‌رفت.در همین راستا، ویژه‌برنامه «پرچمدار» خبرگزاری فارس، به سراغ ناصر فیض، شاعر و پژوهشگر شناخته‌شده حوزه شعر و ادبیات فارسی رفته است تا ابعاد دقیق‌تری از این موضوع را بررسی کند.فیض از شاعران طنزپردازی است که سال‌ها در محضر رهبر شهید شعر خوانده و اشعار او، بویژه در طنز، همواره با تحسین و واکنش‌های لطیف ایشان روبه‌رو بوده است. از جمله شوخ‌طبعی‌های شاعرانه‌ای که باعث خنده ایشان می‌شد تا تذکرهای ادبیِ دقیقِ رهبر شهید به یک بیت یا یک کلمه، همگی نشان از اشراف کم‌نظیر ایشان بر ادبیات فارسی دارد.
گفت‌وگو با ناصر فیض در محورهای زیر انجام شده است:* آشنایی پیش از انقلاب با فضای مبارزاتی و شناخت اولیه از شخصیت رهبر شهید* تبحر و نبوغ همه‌جانبه رهبر شهید و دغدغه اصلی ایشان یعنی «زبان فارسی»* جلسات شعر و روایت‌هایی از برخورد حکیمانه و ظریف ایشان با شاعران* طنز، نقد و اعتراض؛ چقدر در محضر رهبر شهید شعر انتقادی مجاز بود؟* خاطرات ناب از واکنش‌های ایشان به اشعار ناصر فیض* وحدت، هویت ایرانی و ضرورت حفظ زبان فارسی به عنوان سرمایه ملی
فارس: در این قسمت از ویژه‌برنامه «پرچم‌دار»، در خدمت یکی از چهره‌های سرشناس حوزه شعر و ادبیات فارسی هستیم. آقای فیض، سلام علیکم، خوش آمدید.فیض: سلام عرض می‌کنم به شما و بینندگان خوب برنامه‌تان. امیدوارم صحبت‌هایی که می‌شود، بالاخره راهگشا باشد، یک بخش تاریکی را از نگاه ما به شرایط، به اوضاع، به همه چیز بتواند عوض کند. اگر این اتفاق بیفتد، قطعاً هر دو خوشحال می‌شیم از اینکه با هم دیدار داشتیم.فارس: خیلی عالی، ممنونم که دعوت ما را پذیرفتید و ما در استودیوی پرچم‌دار میزبان شما هستیم.فیض: خیلی ممنون. وظیفه است. فارس: من سؤال اول را از اینجا آغاز کنم که شاید خیلی‌ها ندانند شما قبل از انقلاب یک سابقه مبارزاتی داشتید و فکر کنم سه‌ماهی هم در زندان‌های ساواک به سر می‌بردید. شما قبل از انقلاب، در این سابقه مبارزاتی، از آقا شناختی داشتید؟ چه در حوزه ادبیات، چه در حوزه مبارزاتی.فیض: بله، ببینید. آن موقع من حدود ۱۸ سالم بود. من متولد ۱۳۳۸ هستم. تا سال ۵۶ فرض کنید حساب می‌شود ۱۸ سال. آن موقع مثل الان نبود که تمام شخصیت‌ها را بشناسیم. به عنوان مثال، ما آقای مطهری را یادم بود، چون ایشان سر چهارراه بیمارستان قم،آنجا می‌آمد سخنرانی می‌کرد. تابلو اعلانات داشتند، آنجا می‌گذاشتند «این هفته مثلاً آقای فلانی» یا مرحوم بهشتی آنجا سخنرانی می‌کردند. حضرت آقا را ما می‌شنیدیم، اسم ایشان را آشنا بودیم که جزو طلبه‌های مبارز بودند. مرتب یا دستگیر می‌شدند، زندان بودند، یا یک جایی سخنرانی می‌شد که گاهی برایشان اتفاق می‌افتاد.
من یادم است آقای موسوی در همین خیابان نصرت، امام جماعت مسجد بود. آنجا مرتب بعد از سخنرانی تفسیر قرآن می‌گفت و سر و صدا می‌شد، یعنی زد و خورد می‌شد. اینها همیشه بوده. منتها آن آشنایی که بعد از انقلاب با شخصیت و جایگاهشان پیدا کردیم. نه. همسن منِ آن موقع با ۱۸ ساله‌های حالا که با اینترنت و فضاهای مجازی آشنا هستند فرق می‌کرد. آن موقع حتی گوشی همراه نبود. پدر من در دستگاه یکی از علما کار می‌کرد که خیلی به آن شکل نسبت به انقلاب نبود، هرچند مشکل خاصی هم نداشت. به هر حال، عرضم این است که آن موقع نه من دقیقاً می‌دانستم حضرت آقا امروز کجاست، صحبت می‌خواهند بکنند، کجا سخنرانی دارند یا دستگیر شده‌اند، ولی از کسانی که مبارزه می‌کردند این اسم را می‌شنیدیم.
فارس: پس نقطه اتصالتان با آقا بعد از انقلاب بود. دقیقاً در چه مقطعی؟فیض: خب، بعد از انقلاب دیگر بیشتر شخصیت و جایگاه بعضی از افراد تعریف می‌شد. حضرت آقا آن موقع در پادگان ولی‌عصر (اگر اشتباه نکنم) جایگاهی داشتند که به نظام و سپاه مربوط می‌شد. بعد از آن هم در زمان ریاست‌جمهوری ایشان، دیگر هر کسی که تا آن موقع خیلی آشنا نبود، آن موقع آشنا می‌شد. به هر حال، ما می‌دیدیم که یک آدم متفاوتی دارد وارد چرخه سیاست و اداره مملکت می‌شود؛ پس کسی که رئیس‌جمهور شده، پس قطعاً آدم نخبه‌ای، توانمندی، سخنوری، فقیهی حکیم است. در کنار همه اینها ادیب هم هست. چرا؟ چون وقتی سخنرانی می‌کردند، فصاحت و بلاغتی که در گفتارشان بود، همان اول نشان داده می‌شد. شما متوجه می‌شدید با کسی حرف می‌زنید که مسلط به معانی و بیان است، مسلط به انواع تعابیر ادبی شاعرانه و فصیح، و مخاطب‌شناسی می‌کند که برای چه مخاطبی چه نوع حرفی با چه ادبیاتی مطرح کند.اینها کار یک آدم هوشمند است. یک آدم صرفاً دانش‌دیده نمی‌تواند این‌طور باشد. همه رشته یکسان می‌خوانند، ولی دو نفر، یکی نبوغ درونی دارد و چیز دیگری می‌شود. من اعتقادم این است که حضرت آقا بین بسیاری از طلبه‌ها، نخبه بودنشان، نبوغشان پیدا بود. کاملاً هر کاری به عهده‌شان می‌سپردند، در آن کار، حتی کارهای نظامی، طرح‌های عملیاتی که گاهی از ایشان نقل می‌شود، کسانی که خودشان مستقیماً در ماجراهای نظامی بودند (سپاه و ارتش) شگفت‌زده می‌شدند از اینکه ایشان چطور به آن طرح رسیده است.
١٦ MB

علاقه آقا به کدامیک از سبک‌های شعری بود

عرضم این است که نبوغ زیاد باعث می‌شود شما را در یک رشته راضی نمی‌کند؛ سراغ ادبیات می‌روید، از سینمای جهان اطلاعات دارید، رمان‌های جهان برایتان مسئله است. من یادم هست نقل می‌کنند که ایشان یک جا کتابی را دیده بودند با دو ترجمه. فرموده بودند این ترجمه خیلی بهتر از آن یکی است. مقایسه دو ترجمه، خواندن چند صفحه از هر دو، این کار فقط برمی‌گردد به نبوغ آدم‌ها و ظرافت و دقتی که دارند. یکی از دلایلی که ایشان به شعر هم علاقه مند بود، این است که شعر هم از جنس فصاحت و بلاغت و هنرمندانه سخن گفتن است. وقتی شما شعر سعدی می‌شنوید، با یک سخنور مواجهید که قرار است امور جهان را به گونه‌ای به شما معرفی کند که تا حالا نشنیده‌اید، یا ارتباط برقرار کنید. طلبه‌ها اول درس‌هایشان فصاحت و بلاغت و معانی و بیان می‌خوانند. زمینه آماده است برای اینکه سراغ شعر هم بروند. با شعر عرب که آشنا بشوند، قطعاً با شعر فارسی ارتباط‌گیریشان راحت‌تر می‌شود. ذهن ایشان مضمون‌گرا است. شعر باید مضمون داشته باشد، یک چیزی بگوید؛ دغدغه شخصی، نقد اجتماعی، تذکر به یک اتفاق. به همین دلیل شعرهایی که مضمون‌گراست را دوست داشتند. مثل سبک هندی که حتماً باید در هر بیت مضمونی باشد. شعرهای خود آقا هم تلفیقی از سبک هندی و عراقی است و پر از مضمون. به همین دلیل است که ایشان خیلی علاقه داشت به صائب.فارس: وقتی حیات مبارک آقا را مرور می‌کنیم، می‌بینیم شعر و اهمیت به ادبیات فارسی موضوع درخشانی است. این موضوع از قبل از انقلاب هم ظهور داشت؛ در سلول‌های زندان، در تاریخ مبارزات، در زمان‌ مسئولیت‌های مختلفشان و در شب‌های شعر. شما چطور ارزیابی می‌کنید؟
٧ MB

دغدغه اصلی ایشان زبان فارسی بود

فیض: من اعتقادم این است که درست است حضرت آقا به شعر علاقه داشت و توصیه می‌کرد، ولی دغدغه اصلی ایشان زبان فارسی بود. زبان فارسی بر چه محملی بهتر منتقل می‌شود؟ معمولاً شعر. زبان فارسی جزو لطیف‌ترین زبان‌های دنیاست. به چند اعتبار، زبان فارسی را جزو چهار زبان برتر جهان می‌دانند. یکی از آنها این است که در آن هزاره اخیر اتفاق خاصی برای آن نیفتاده که برای نسل امروز قابل فهم نباشد. ما هزار و اندی سال پیش شاهنامه را داریم که الان فرزندانمان می‌خوانند و متوجه می‌شوند (برخلاف آثار شکسپیر در انگلستان که باید ترجمه شود). پس شما با شعر فارسی و شاعران گذشته، ارتباط میگرید و با ظرفیت‌های شگفت زبان فارسی آشنا می‌شوید. ایشان حتی فرمودند «شعر ثروت ملی ماست». هیچ ملتی به زانو درنمی‌آید مگر اینکه هویتش را از دست بدهد. حفظ هویت از طریق زبان است. زبانتان را بگیرند، خیلی چیزها را گرفته‌اند.به همین دلیل توصیه می‌کردند انجمن‌های شعر حفظ شود. چون در انجمن‌ها شاعر پرورش می‌یابد. یک بار فرمودند انجمن‌ها را احیا کنید.یک شاعر میتواند توصیه کند به وطن دوستی، به خوش رفتاری، به عدالت و ...شعر صائب پر از این چیزهاست: « دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز/ پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش ؟» یا شعرای دیگر. «ابراز اجر پیش ستمگر ز ابلهی است». تمام شعر گذشته ما در توحید، مدح، مرثیه، مسائل اخلاقی، تذکر دادن است. یعنی به هویت خودت توجه کن. تو با این زبان در جهان جزو چهار زبان مطرح و کهن شناخته شده‌ای. پس خودت هم زبانت را بشناس و اجازه تخریب به آن نده. یکی از آسیب‌ها این است که کلمه خارجی جایگزین کلمه فارسی شود. چرا وقتی می‌توانی بگویی «باشه» می‌گویی «اوکی»؟ معنی‌اش این است که زبان ما ظرفیت ندارد.
١٤ MB
فارس: آقا در حوزه‌های مختلف تسلط بی‌نظیری داشتند. شما این تسلط ایشان را بر شعر و ادبیات و زبان فارسی چطور ارزیابی می‌کنید؟فیض: حضرت آقا چون با سیاست نسبت داشتند و رهبر مملکت شدند، می‌دانستند اینجا یک آدم می‌خواهد که فردا با قشرهای مختلف مردم سروکار دارد و باید نگاه شمول داشته باشد. از این ور هم معلوم بود که علاقه‌مند بودند دانسته‌هاشان را در حوزه‌های مختلف اضافه کنند. دنیا دنیای مدرن و پیشرفته است. ایشان این را درک می‌کردند. می‌دانستند با دنیایی روبرو خواهند شد که پر از تکنولوژی و صنعت و اتفاقات جدید است. اگر بخواهند عقب بمانند، شاید نتوانند با نسل بعد ارتباط بگیرند. به همین دلیل سراغ رمان رفتند، رمان‌های ایرانی را تشویق کردند که «ترجمه کنید، جایگاه جهانی پیدا کنید». چون می‌خواستند از طریق رمان آن هویت ما را به دنیا نشان بدهند. می‌گفتند چقدر خوب است رمان‌های شما ترجمه شود. ایشان با سینمای مملکت و سینمای جهان هم رابطه داشتند. فیلم‌های معروف جهان را دیده بودند. آن ۱۰۰ فیلمی که باید هر کسی ببیند را یا همه را دیده یا تعداد زیادی را مشاهده کرده بودند. فیلم‌های ایرانی را هم که مشهور می‌شد، می‌نشستند با حوصله می‌دیدند.
١٥ MB

وقتی رهبر شهید مسابقه تلویزیونی را می‌بیند و اشکالش را به داور می‌گوید

یک بار من تعجب کردم. در یکی از دیدارها، بدون مقدمه به من گفتند: «آن جایی که شما گفتید پدرم کتاب را به من داد، بعد هفته بعد آمدم کتاب را بدهم، ایشان برگرداند... شما باید توضیح می‌دادید که پدرتان مثلاً با شعر تازه ارتباط برقرار نمی‌کند، نگاهش کلاسیک است. شما توضیح ندادید، مخاطب متوجه نشد چرا پدرتان کتاب را برگرداند.» یعنی ایشان آن برنامه تلویزیونی را دیده بودند، ارزیابی کرده بودند و فرموده بودند که اگر آن توضیح را می‌دادید، هم برای مخاطب جذاب‌تر می‌شد و هم اشکال برطرف می‌شد.فارس: یادم میاد آقا تذکری هم داده بودند در رابطه با یکی از برنامه‌های تلویزیونی که «سطح شعرا را پایین نیاورید». این را چطور می‌بینید؟فیض: منظور آقا این بود که در شأن شاعر نیست چهار نفر بنشینیم آن بالا، یک نفر شعر بخواند، بعد بگویند «بهتره» یا «تو شدی نفر آخر، خداحافظ». فرمودند شعر را بازاری نکنید. این تذکر از سر دلسوزی برای شاعر و شعر بود. اینکه ایشان با این همه دغدغه بنشینند یک برنامه را ارزیابی کنند، یادداشت کنند، بعد در دیدار شعرا مطرح کنند، نشان‌دهنده اشراف و دقت ایشان است.
١٥ MB
فارس: خاطره‌ای از جلسات شعر دارید.فیض: یک بار یکی محضر آقا گفت میشود دوتا شعر بخوانم. حضرت آقا در جلسه گفتند اختیار دست گرداننده جلسه است. مسئول جلسه هم اجازه دادند. بعد شاعر گفت یکی از این شعرها در مورد شماست و یکی متفرقه. حضرت آقا فرمودند: «آن که در مورد ماست نخوانید.» دلیلش این بود که چند سال پیش یک شاعر جوان شعر مدحی خوانده بود (بی‌جا هم نبود، اغراق نکرده بود). آقا شعر را تحسین کردند. بعد که جلسه تمام شد، به آن شاعر گفتند: «این ذوق را در مدح ائمه، در مدح ذوات مقدسه، در توحید خداوند، حتی شعر عاشقانه (اگر همسر دارید برای همسرتان) به کار ببرید. در مدح اشخاص دیگر نگویید، مگر اینکه ماجرای ویژه‌ای باشد.» به این شاعر هم به همین دلیل گفتند در مورد ما نخوان.شاعر گفت پس شعر دوم را می‌خوانم. شعر دوم از مصرع اول تا آخر اعتراض بود به ناکارآمدی، عدم مدیریت صحیح. بعد که شعر تمام شد، حضرت آقا با خنده فرمودند: «این هم که در مورد ما بود.» خیلی جواب هوشمندانه و حکیمانه‌ای بود. غیرمستقیم و راحت گفتند تمام این اشکال‌ها که می‌گویید به ما مسئولین برمی‌گردد.
١٦ MB
یک بار هم شاعری در آن جلسه شعری خواند تقدیم به ساحت حضرت ولی عصر (عج) و گفت امیدوارم هرچه زودتر ظهور کند و این فلاکت و بدبختی را از این مملکت جمع کند. خیلی تند گفت. آقا با خنده گفتند حالا انقدر هم فلاکت و بدبختی نیست.فضای شعر در محضر آقا خیلی باز بود. کسی نمی‌ترسید.
١١ MB

ماجرای تقریظ آقا با شعر به سبک فامیلی شاعر

فارس: در تاریخ داشتیم شاهانی که به شعر علاقه داشتند، اما شاعر فقط باید مدح می‌گفت. اما آقا جلسه‌ای ترتیب می‌دادند با سلیقه‌های مختلف. طولانی‌ترین جلسات ایشان همین جلسات شعر بود (تا چهار-پنج ساعت). با اینکه می‌دانستند ممکن است در معرض نقد قرار بگیرند (حداقل نقد کارآمدی دولت)، ولی تعطیل نمی‌کردند. می‌خواستند از شعر کشور و شرایط امروز آن مطلع باشند. کدام یک از آثار شما را آقا بیشتر دوست داشتند؟ اصلاً آثار شما را خوانده بودند؟فیض: بله، کتاب «فیض بوک » مثلا. آن روزی که حضرت آقا در بیمارستان بودند، ما از حوزه هنری رفتیم ملاقات. من کتاب را تقدیم کردم. بعد که ایشان از بیمارستان مرخص شدند، معمولاً سعی می‌کردند به کسی که کتاب داده بفهمانند که دیده‌اند. به من پیام رساندند که آقا کتاب را خوانده‌اند و تقریظی داشتند و میتوانید بیایید ببینید. بیتی از خودشان نوشتند که مربوط به فامیلی من بود «ز فیض دوست گشودم لبی به لبخندی / زدودم از دل آیینه‌ای غبار غمی» پشت جلد کتاب نوشته بودند و امضا کرده بودند. اولش «اول خدا و بعد خدا...» و مقدمه‌ای داشت و بعد امضا. خیلی برایم زیبا بود. ایشان به سبک هر فرد به همان گونه تقریظ مینوشتند.
١٤ MB
فارس: آقا را بیشتر شبیه کدام شخصیت مشهور حوزه ادبیات در تاریخ می‌دانید؟فیض: شاید بگویند چه نسبتی دارد. اما من وقتی به شعر صائب نگاه می‌کنم و به شعر حافظ، فکر می‌کنم آقا ترکیبی از این دو است. شعر حافظ پر از انسانیت، اخلاق، رفتار فردی، توصیه به خوب بودن، انسان بودن، درست بودن، خیر، و دغدغه‌های جدی بشری. شعر صائب هم شعر زندگی است. آقا تلفیقی از اینها است.
فارس: یک سال (سال ۱۴۰۳) به دلیل شرایط غزه طنز نخواندید. آقا چه فرمودند؟فیض: آن سال ماجرای غزه خیلی شدید بود، حملات، شهید شدن. من گفتم ملاحظه کنم. آقا که وارد شدند، سلام علیک کردند... نوبت من رسید گفتم این بار قرار نیست طنز بخوانم. فرمودند: «چرا طنز نخوانید؟ چه اشکال دارد؟» من هم برای اینکه قصد نداشتم طنز بخوانم، نیاورده بودم با خودم چیزی. بعد هم چند بیت کوتاه طنز خواندم.فارس: بهترین خاطره‌تان از آقا؟فیض: یک جلسه شعری خواندم که یک مقدار سیاسی بود، یک مقدار تندی داشت. مثلاً «سیاست را نمی‌خواهم نه از نزدیک نه از دورش» و اشاره به دریاچه ارومیه و اینکه «شورش درآمده». بعضی از دوستان فک می‌کردند نباید این شعر را می‌خواندم. بعداً دیداری داشتیم با عنوان دیدار رسمی‌؛ با واحدهای مختلف حوزه هنری (از جمله واحد طنز). از بیت گفته بودند که اجرا را خود من باشم. یعنی دقیقاً یک پیام بود که «نه، این‌طور نیست، ظرفیت بالاست».
٦ MB
فارس: حرف آخر.فیض: من یک شعر درباره حضرت آقا نوشتم که نوع زندگی و نوع از دنیا رفتن ایشان می‌تواند درس باشد که چطور زندگی کنیم و چطور با مرگ روبرو شویم. الان تنها چیزی که معادلات جهان را عوض می‌کند، نه سلاح، نه موقعیت ژئوپلیتیک (با اینکه ما در جای حساسی مثل تنگه هرمز هستیم)، بلکه هویت است. کرد، لر، ترک، بلوچ، گیلک، اهل سنت و اهل تشیع کنار هم با یک پرچم و یک هویت ایرانی زندگی می‌کنیم. وظیفه الان این است که یک صدا از مملکت بیرون برود. وحدت را حفظ کنیم. ایران کشور حذف‌شدنی نیست. ان‌شاءالله به آن قله‌ای که آقا همیشه اشاره می‌کرد برسیم. امیدواریم خدا هرچه زودتر حس پیروزی را به دل ملت ایران قرار بدهد.فارس: آقای فیض، خیلی خوشحال شدم. سلامت باشید.فیض: خدا حفظتان کند.پایان پیام/#رهبر_شهید #شب_شعر #شعر #ادبیات #زبان_فارسی
20:14 - 29 اردیبهشت 1405

4 إعادة النشر4 التفاعل
24٫6k من المشاهدات