ایران؛ قدرتی که دوباره برمی‌خیزد

گزارش «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا» موسوم به اندیشکده CSIS که با هدف ارائه نقشه راه برای جلوگیری از احیای توان نظامی ایران نوشته شده، ناخواسته به سندی درباره عمق راهبردی، تاب‌آوری صنعتی و قدرت بازسازی سریع جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
گاهی اهمیت گزارش‌های راهبردی، ادعای نویسندگانش نیست بلکه در نگرانی‌هایی نهفته است که نمی‌توانند آن‌ها را پنهان کنند. گزارش جدید اندیشکده CSIS از همین جنس است؛ گزارشی با عنوان «جلوگیری از بازسازی توان نظامی ایران» که مأموریت اصلی آن، شناسایی راه‌های کندکردن، پرهزینه‌کردن و در صورت امکان، متوقف‌ساختن روند احیای توان دفاعی ایران است. عنوان گزارش به‌تنهایی گویای واقعیتی مهم است؛ این‌که طراحان جنگ و تحریم، برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌ای خود، نه‌تنها توان دفاعی ایران را پایان‌یافته نمی‌دانند، بلکه از سرعت بازسازی آن نگران‌اند.نویسندگان گزارش در همان صفحات نخست تأکید می‌کنند با وجود حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی، ابعاد کامل خسارت واردشده به توان نظامی ایران روشن نیست و تهران به احتمال زیاد به‌سرعت روند بازسازی را آغاز خواهد کرد. همین عبارت، نخستین اعتراف گزارش است. اگر زیرساخت دفاعی ایران به‌طور کامل منهدم شده بود، دیگر نیازی به تدوین گزارش مفصل درباره جلوگیری از بازسازی آن وجود نداشت.۷۰ درصد ذخیره موشکی ایران باقی مانده استیکی از مهم‌ترین اعتراف‌های گزارش، به ذخایر موشکی ایران مربوط می‌شود. بر اساس ارزیابی‌های دولت آمریکا که در این گزارش بازتاب یافته، ایران پس از شلیک هزاران موشک و پهپاد در جریان جنگ، همچنان حدود ۷۰ درصد ذخیره موشکی پیش از جنگ خود را در اختیار دارد. گزارش CSIS می‌نویسد تا اول آوریل، مجموع پرتاب‌های موشکی و پهپادی ایران به ۶ هزار و ۷۷۰ فروند رسیده بود. برآوردهای آمریکایی نشان می‌دهد تنها حدود ۳۰ درصد از ذخیره موشکی ایران مصرف شده است. یعنی ایران با ذخیره راهبردی انباشته‌شده و چندلایه وارد میدان شده بود.
ناتوانی آمریکا در ارزیابی تأسیسات زیرزمینی ایراندومین اعتراف مهم گزارش، به عمق زیرساخت‌های زیرزمینی ایران بازمی‌گردد. نویسندگان اذعان می‌کنند بخش بزرگی از تأسیسات تولید و نگهداری موشک ایران در مجموعه‌های مستحکم زیرزمینی قرار دارد و منابع اطلاعاتی علنی قادر نیستند میزان واقعی خسارت واردشده به آن‌ها را ارزیابی کنند. تصاویر ماهواره‌ای ممکن است آسیب‌های سطحی را نشان دهند، اما آنچه در عمق زمین باقی مانده، از دید ارزیابان آمریکایی پنهان است. این مسئله صرفاً محدودیت اطلاعاتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از موفقیت راهبرد چنددهه‌ای ایران در پراکندگی، استتار، مقاوم‌سازی و انتقال زیرساخت‌های حیاتی به اعماق زمین است. دشمن قادر است یک ساختمان روی زمین را هدف قرار دهد، اما نمی‌تواند با اطمینان اعلام کند زنجیره اصلی تولید، انبارش و فرماندهی در زیر زمین از میان رفته است. گزارش حتی در ارزیابی برنامه هسته‌ای ایران نیز تصریح می‌کند که به دلیل زیرزمینی‌بودن بخش مهمی از زیرساخت‌ها، سنجش میزان خسارت از سایر حوزه‌ها دشوارتر است.
هر کارخانه پهپادی، دو محل جایگزین داردبخش دیگری از گزارش به صنعت پهپادی ایران اختصاص یافته. نویسندگان ضمن اشاره به خسارت برخی تأسیسات سطحی، ناچار می‌شوند به ویژگی مهمی در معماری صنایع دفاعی ایران اعتراف کنند؛ این‌که بر اساس اسناد مورد استناد آنان، برای هر مرکز تولید پهپاد، دو محل جایگزین در نظر گرفته شده. این یعنی شبکه تولید پهپادی ایران بر اساس اصل افزونگی طراحی شده است؛ اگر یک مرکز از مدار خارج شود، خطوط جایگزین می‌توانند فعال شوند. این شیوه طراحی، صنعت دفاعی ایران را از یک ساختار متمرکز و آسیب‌پذیر، به شبکه‌ای پراکنده، انعطاف‌پذیر و بازتولیدشونده تبدیل کرده. گزارش همچنین اذعان می‌کند پهپادهای شاهد عمداً به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که تولید آن‌ها ساده، انبوه و کم‌هزینه باشد. این جمله در ظاهر توصیف فنی است، اما در واقع اعتراف به یکی از مهم‌ترین مزیت‌های راهبردی ایران است؛ توان تبدیل فناوری نظامی به محصولی قابل تولید در مقیاس بالا.
تجهیزات چینی برای بخش عمده نیازهای ایران کافی استاعتراف مهم دیگر گزارش به بازار چین مربوط می‌شود. نویسندگان می‌گویند هرچند تجهیزات آمریکایی، اروپایی و ژاپنی ممکن است در برخی حوزه‌ها کیفیت بالاتری داشته باشند، اما تجهیزات و ماشین‌آلات چینی برای تأمین بخش عمده نیازهای ایران «به اندازه کافی مناسب» هستند. این گزاره، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های معماری تحریم غرب را آشکار می‌کند. آمریکا دیگر با جهانی مواجه نیست که در آن بتواند با قطع چند شرکت اروپایی، زنجیره فناوری کشور را متوقف کند. ظهور چین به‌مثابه بزرگ‌ترین تولیدکننده ماشین‌ابزار، قطعات الکترونیکی، تجهیزات دریایی و بسیاری از محصولات دومنظوره، انحصار غرب را شکسته. گزارش تصریح می‌کند چین محتمل‌ترین تأمین‌کننده اولیه ایران در چهار حوزه مهم شامل تجهیزات نجات دریایی، ماشین‌ابزار، قطعات پهپادی و موتورهای دریایی خواهد بود. به همین دلیل، پیشنهاد نویسندگان صرفاً تشدید تحریم ایران نیست؛ آنان از دولت آمریکا می‌خواهند شرکت‌های چینی، ترکیه‌ای، پاکستانی و کشورهای حاشیه دریای مازندران را نیز تحت فشار قرار دهد. این توصیه نشان می‌دهد تحریم مستقیم ایران دیگر برای متوقف‌کردن شبکه تأمین آن کافی نیست.
اعتراف به تجربه ۴۰ ساله ایران در شکست تحریم‌هاصریح‌ترین گزاره اعترافی گزارش در بخش پایانی آن آمده؛ جایی که نویسندگان می‌نویسند جلوگیری از جریان خریدهای غیررسمی کار آسانی نیست، زیرا ایران «بیش از ۴۰ سال تجربه در ایجاد و اداره شبکه‌های مخفی خرید در سراسر جهان» دارد. این جمله، خلاصه شکست سیاست تحریم در چهار دهه گذشته است. آمریکا طی این مدت، تقریباً همه ابزارهای اقتصادی، بانکی، تجاری، حقوقی و اطلاعاتی خود را علیه ایران به کار گرفته اما نتیجه‌ای که اندیشکده آمریکایی در سال ۲۰۲۶ به آن رسیده، این است که ایران نه‌تنها شبکه‌های خود را حفظ کرده، بلکه در تغییر مسیر، ایجاد واسطه، بومی‌سازی قطعات و جایگزین‌کردن تأمین‌کنندگان نیز تجربه‌ای انباشته به دست آورده. این ادبیات، زبان طرف پیروز و آسوده نیست؛ زبان طرفی است که می‌داند با گذشت زمان، امکان بازسازی ایران بیشتر و توان مهار آن کمتر خواهد شد.جنگ تمام نشده؛ فقط از آسمان به زنجیره تأمین منتقل شده گزارش CSIS این واقعیت اساسی را آشکار می‌کند که پس از پایان مرحله حملات مستقیم، جنگ آمریکا علیه ایران وارد مرحله اقتصادی، صنعتی و فناورانه شده است. هدف جدید، نه صرفاً هدف‌قراردادن یک پایگاه یا کارخانه، بلکه جلوگیری از ورود دستگاه CNC، کنترلر صنعتی، موتور دریایی، حسگر ناوبری یا حتی مواد اولیه تولید است. پیشنهاد ایجاد بند «عدم صادرات مجدد به ایران» الگوبرداری از تحریم‌های روسیه، فشار بر کشورهای واسطه و رصد شرکت‌های فعال در چین و ترکیه، نشان می‌دهد مسئله اصلی واشنگتن دیگر فقط خسارت‌های جنگ نیست؛ مسئله، توان ایران برای ترمیم آن خسارت‌هاست.
16:02 - 6 تیر 1405

1 بازنشر1 واکنش
48٫9k بازدید



1 پاسخ

@Sahel205 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌فرشاد‌
فرشاد

@Iranehamdel  •  1 روز پیش

مطالبه

مطالبه‌ی جامعه برای تمرکز بر ریشه‌های اصلی مشکلات اقتصادی

مجموعه چالش‌های اقتصادی نظیر تورم، فقر و ناترازی‌های ساختاری، تأثیرات زنجیره‌ای و گسترده‌ای بر بدنه اجتماع و معیشت مردم گذاشته است. تداوم وضعیت کنونی و اکتفا به شعارها یا راهکارهای کوتاه‌مدت، نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه شکاف اقتصادی را عمیق‌تر خواهد کرد. این ناترازی‌ها و فشارهای تورمی، علاوه بر تأثیرات مخرب داخلی، به بستری برای بهره‌برداری‌های خارجی تبدیل شده و ارزش پول ملی را در معرض تهدیدات مداوم قرار داده است. متأسفانه، همچنان شاهد تداوم مشاوره‌های غیرکارشناسی هستیم که تلاش می‌کنند با عادی‌سازی وضعیت تورمی و ارائه طرح‌های نمایشی، از پذیرش واقعیت‌های اقتصادی شانه خالی کنند. سیاست‌زدگی در تصمیمات کلان اقتصادی، خود به یکی از محرک‌های اصلی تورم تبدیل شده است. لازم است با بازنگری جدی در فرآیندهای مالی، به‌ویژه در زمینه انضباط پولی، کنترل هزینه‌کردهای غیرضرور در سازمان‌ها و جلوگیری از قیمت‌گذاری‌های غیرمنطقی تحت عناوین مختلف، از رویکردهای تورم‌زا فاصله گرفت. تجربه نشان داده است که برخوردهای مقطعی با عوامل پایین‌دستی بازار (مانند دلالان خرد)، اگرچه ممکن است در ظاهر واکنشی به گرانی باشد، اما در حقیقت تمرکز بر «معلول» به جای «علت» است. این‌گونه اقدامات که حکم مسکنی موقت را دارند، بدون رفع ریشه‌های اصلی، تنها تنش‌ها را تداوم بخشیده و در نهایت، تورم با شدتی بیشتر به مدار افزایشی بازمی‌گردد. امید است با عبور از فضای شعار، بازی با کلمات و رویکردهای نمایشی، شاهد تمرکز واقعی و عملیاتی مسئولان بر حل ریشه‌ای عوامل تورم، گرانی و فساد باشیم؛ چرا که تنها با اقدام عمیق و اصولی در این مسیر، امکان بازگرداندن ثبات به اقتصاد کشور فراهم خواهد شد. انشالله

مسئولان پاکدست، دولتمردان ، وزرا ، معاونین ، مشاوران، رئیس جمهور محترم، سازمان های نظارتی و بازرسی و حکومتی، شورای رقابت و سازمان حمایت، قوه محترم قضائیه، مجلس

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه