یک اشتباه کافیست تا اضطراب جنگ ماندگار شود!
پس از چهل روز تحمل شرایط جنگی، «اضطراب» در زندگی ما کنگر خورده و لنگر انداخته است. اما حقیقت این است خود ماهم با یک اشتباه به این مهمان کمک کردهایم ماندگار شود...
گروه زندگی: در روزهایی که فضای جامعه تحت تأثیر جنگ و اخبار نگرانکننده قرار گرفته، بسیاری از افراد با افزایش سطح اضطراب و نگرانی مواجه شدهاند. نسیم یزدانی، مشاور و روانشناس، در گفتوگویی درباره این موضوع به بررسی ماهیت اضطراب و راهکارهای مدیریت آن میپردازد.
اضطراب از کجا میآید؟
اضطراب معمولاً زمانی شکل میگیرد که انسان با شرایطی غیرقابل پیشبینی روبهرو میشود؛ زمانی که فرد نمیداند در آینده چه اتفاقی قرار است رخ دهد. در چنین موقعیتی ذهن دائماً در حال پیشبینی سناریوهای مختلف است و همین مسئله میتواند احساس دلشوره و التهاب ایجاد کند.یزدانی در توضیح این وضعیت میگوید: «اضطراب حاصل اتفاقهای غیرقابل پیشبینی است. وقتی نمیدانیم قرار است فردا چه اتفاقی بیفتد، احساس نگرانی و دلشوره را تجربه میکنیم؛ گاهی حتی این نگرانی مربوط به چند لحظه بعد است، نه فقط فردا.»
نردبان اضطراب را بالا نروید
در شرایط بحرانی مانند جنگ، احساس امنیت و پیشبینیپذیری زندگی کاهش پیدا میکند. افراد ممکن است نگران آینده خود، خانواده، وضعیت اقتصادی یا شرایط اجتماعی باشند. همین مجموعه نگرانیها میتواند سطح اضطراب را افزایش دهد.به گفته این مشاور، چنین احساسی تا حد زیادی طبیعی است: «وقتی جنگ اتفاق میافتد، پیشبینیپذیری ذهن ما کاهش پیدا میکند. ممکن است احساس کنیم تهدیدی جدی وجود دارد یا شاید امکانات و شرایط زندگیمان را از دست بدهیم. طبیعی است که در چنین شرایطی اضطراب بیشتری را تجربه کنیم.»
حمله به زیرساختها
اضطراب تا زمانی طبیعی تلقی میشود که کنترل زندگی روزمره را از فرد نگیرد. اما زمانی که شدت آن به حدی میرسد که نگاه فرد به زندگی را کاملاً منفی و ملتهب میکند، مسئله نیاز به توجه بیشتری پیدا میکند.یزدانی در اینباره میگوید: «زمانی که اضطراب آنقدر افزایش پیدا میکند که زیرساختهای ذهن ما را به هم میریزد، دیگر طبیعی نیست. در این حالت ممکن است دائماً حال بدی داشته باشیم یا حتی روتین زندگی مثل خواب و خوراکمان مختل شود.»
همه چیز به آخر رسیده است؟
یکی از راهکارهای مهم برای کاهش اضطراب، بازبینی واقعبینانه شرایط زندگی است. در شرایط بحرانی، بسیاری از افراد تصور میکنند همه برنامهها و اهداف زندگیشان از بین رفته است، در حالی که اغلب چنین نیست و تنها شکل مواجهه با زندگی تغییر میکند.در این باره یزدانی میگوید: «از خودتان بپرسید آیا واقعاً تمام چیزهایی که میخواستید در زندگی به آن برسید از بین رفته است؟ بسیاری از افراد مضطرب میگویند بله، چون جنگ شده همه چیز خراب شده؛ اما اینطور نیست. فقط لازم است به شکل دیگری به شرایط نگاه کنید.»
عکاس نباشید لطفا!
یکی از مثالهایی که برای توضیح این نگاه مطرح میشود، تفاوت میان عکس و نقاشی است. در نگاه عکاسانه، انسان تلاش میکند واقعیت بیرونی را دقیقاً همانگونه که هست ثبت کند؛ اما در نگاه نقاشانه امکان تغییر، انتخاب و بازآفرینی وجود دارد.یزدانی در اینباره میگوید: «زندگی مثل نقاشی است، نه مثل عکس. نقاشیهای امروز ما لزوماً شبیه نقاشیهای دیروز نیستند. شرایط عوض شده و طبیعی است که تصویر زندگی ما هم تغییر کند.»
یک تکنیک خوب برای آرامش ذهن
در شرایطی که آینده نامطمئن است، تمرکز بر کارهای کوچک و قابل انجام در زمان حال میتواند به کاهش اضطراب کمک کند. برنامهریزیهای کوتاهمدت و ساده، حس کنترل بیشتری به فرد میدهد.او در این زمینه میگوید: «شاید امروز فقط بتوانیم برای همین لحظه برنامهریزی کنیم؛ مثلاً بلند شویم یک لیوان آب بنوشیم، غذایی آماده کنیم یا چند صفحه از یک کتاب بخوانیم. مدیریت همین لحظهها میتواند کمککننده باشد.»در نهایت، پذیرش تغییر شرایط و نگاه انعطافپذیر به مسیر زندگی میتواند از شدت افکار اضطرابی بکاهد. همانطور که یزدانی میگوید: «ما نقاش زندگی خودمان هستیم. شرایط ممکن است به ما بگوید از چه رنگهایی استفاده کنیم، اما هنوز میتوانیم با توجه به واقعیت امروز، تصویر تازهای از زندگیمان ترسیم کنیم.»#جنگ_رمضان #مدیریت_اضطراب#بحران#روانشناسی_جنگ 20:32 - 21 فروردین 1405