مراقب باشید در خانه، سیاسی نشوید!
وقتی حرف از خانه امن میشود همه به فکر خرید چسبهای مخصوص پنجره و ساک ضروری میافتند اما «خانه امن» ابعاد دیگری هم دارد... چقدر بلدیم خانه را از تنشهای سیاسی حفظ کنیم و اصلاً چطور؟! مگر میشود وسط جنگ آدم فکر خانهاش باشد؟!
گروه زندگی: «همسر شما میآید خانه و میگوید: «یه عالمه جنس خریده بودم جدید میخواستم بریزم تو مغازه بارم فردا میرسه چکم دارم حالا هم جنگ شده و فلان اتفاق افتاده!» واکنش شما چیست؟! برمیگردی میگویی: «برو خدا رو شکر کن که خونه مون رو نزدن، سالمیم و...ولی فکر جنساتی اه تو چقدر بیفکری!» مرضیه کشوری، مشاور خانواده با تجربه سالها کارکردن در این حوزه، از اولین اصل مهم در ساختن خانه امن میگوید.
کشوری ادامه میدهد: «یا اینکه میبینید همسر شما یک آدم درونگراست و شما یک آدم خیلی برونگرایی. درونگراها موقعی که استرسی بهشان وارد میشود ترجیح میدهند یکم این استرس فرونشست کند؛ آن شلوغیهای ذهنشان در سکوت آرام شود، بعد شاید در موردش با آدمهای نزدیک زندگیشان، آدمهایی که به آنها اطمینان دارند مثل شما که همسرشان هستید صحبت کنند. اما در درجه اول معمولاً عکسالعملشان حرفزدن و برونریزی هیجانات نیست. برونگراها برعکس، دوست دارند یک برونگرایی اساسی داشته باشند، برونریزی کنند، هیجان را بریزند بیرون، دربارهاش حرف بزنند، به اینوآن زنگ بزنند. فرض کنید که شما خبر خاصی از جنگ شنیدید و یا دیدید که چه اتفاقی افتاده، همسرتان هیچ حرفی نمیزند و شما میگویید که من این استرس را دارم، من اینجوری هستم. من اونجوریم و میبینید که فقط نگاهتان میکند، هیچ حرفی نمیزند، آن لحظه ممکن است که خیلی به شما فشار بیاید میگویید که «تو چقدر بیاحساسی تو چرا حرف نمیزنی با من تو چرا منو محرم نمیدونی تو چرا ساکتی دلم گرفت دلم پوسید من میترسم من فلانم» شما هی هیجانات بیشتر بروز میدهید و او هی درونریزی بیشتری دارد. اینجا حالا این مدل بروز اشکالی ندارد اما اگر بهش برچسب بزنید: «تو نمیفهمی، تو هوای منو نداری، تو اصلاً متوجه نیستی که باید الان چیکار بکنی، تو چرا با من حرف نمیزنی؟!»
بشنو و تحقیر نکن!
اگر شروع کنید برچسب بزنید و شخصیت و شرایطش را نپذیرید، دیدگاهی که دارد؛ اینجاست که ما میگوییم یک درجه خیلی مهم از امن بودن خانهتان کم شده است. چرا؟!چون هر آدمی آنجایی را امن میداند که با تمام ویژگیهایی که دارد پذیرفته شود. این پذیرفتهشدن یعنی چی؟! یعنی من اولاً کامل بشنوم! شنیدن یک وقتهایی هم شنیدن نگفتههاست. اینکه یک نفر در این شرایط مثلاً حرف نمیزند، من میدانم، دقت میکنم، باتوجهبه حالا شناختی که از همسرم دارم، ۵ساله ۱۰ساله باهاش زندگی کردم میشناسمش یا باتوجهبه اینکه میدانم همسر من مثلاً وقتی استرس میگیرد حرف نمیزند، میترسد حرف نمیزند ولی بعد از مثلاً ۵ ساعت تازه نطقش باز میشود. این شناخت، این شنیدن آن صدای نگفته، یا شنیدن آن حرفی که دارد میزند مهم است. چون شنیدن ما میگوییم که ۷۰ راه است. تو درست بشنو، بشنو و ردش نکن، این میشود پذیرش بشنو و سرزنش نکن، بشنو برچسب نزن، بشنو تحقیر نکن، این میشود پیداکردن راه درست، این میشود پذیرش طرف مقابلم.
هیچ کجا «خونه» نمیشه!
اینجاست که آن آدم احساس میکند اینجا همان جایی است که باید باشد، اینجا دیده میشود شنیده میشود، اینجا مهم دانسته میشود. خودتان را بگذارید جای طرف مقابل. اینجوری باشید اینجا میشود خانه امن. چون اینجا همان جایی است که شما خود واقعیتان میتوانید باشید مخصوصاً توی شرایطی که داریم. من این را توی چندین دوره بههرحال توی سالهای کاری توی این ۱۲ سالی که کار کردم سه دوره انتخابات دیدم، انتخابات ریاستجمهوری. حالا از دوران دانشجویی هم بالاخره یادم هست که چقدر در این فضا اتفاقات سیاسی وی دعواهای سیاسی زیاد است متأسفانه. و چقدر پیامهایی که برای ما در دورههای حالا انتخابات و جریانات سیاسی میآید درباره دعوای زنوشوهری. دعواهای زنوشوهری مدلش فرق میکند، قطع صلهرحم چقدر بیشتر میشود، چرا چون اصلاً این پذیرش وجود ندارد. چون هر کدام فقط حرف خودمان را میزنیم. چقدر بین زن و شوهرها سر مسائل سیاسی دعوا میشود و همیشه هم گفتم آن چیزی که اولویت دارد بحث خانواده است حتی وقتی که شما فکر میکنید خط فکریتان بزرگترین و درستترین خط فکر دنیاست. ممکن است واقعاً اینجوری باشد اما این را بدانید حفظ گرمای خانوادهتان از هر چیزی مهمتر است. اینجا چیزی است که باید ازش کناره بگیرید و به خودی خود در موردش بحث نکنید.
شبیه هم نباشید!
اینجا جایی است که باید بدانید و حدومرز بگذارید. مخالف همسرتان هستید، درست! من نمیگویم شبیهش شوید. من میگویم حفظ خانوادهتان مهمتر است پس اصلاً نباید واردش بشوید. باید مسئله را با عطوفت حلش بکنید. اصلاً مسئله را با عطوفت کنار بزنید، یک جاهایی هم حل نمیشود. در مسئله و شرایط فعلی ما هم ممکن است از این جر و بحثها پیش بیاید.
نه به دعوای آتشفشانی
من الان خیلی شبهات دارم میبینم که میفرستند مثلاً که همسرم این را میگوید. من این را میگویم و... بههرحال الان خط فکری ما مشخص است اشکال ندارد مثلاً همسر من با جنگ مخالف است ولی من میگویم که نه اسرائیل خودش زده، بله اسرائیل خودش زده خودش شروع کرده درستش هم همین است که ما داریم دفاع میکنیم و اعتقاد داریم که اسرائیل باید نابود بشود اما یک چیزی مهم است میدان زندگی میدان دعواکردن سر این چیزها نیست. چرا؟! چون در این شرایط احساسات شدیدتر است، تحریکپذیری روانی بیشتر است، توان ما تحمل ما، تابآوری ما نسبت به جروبحث و اضطرابهای جدید کمتر و در نتیجه اینها تبدیل میشود به یک دعواهای آتشفشانی!!
این خانه امن میماند!
در شرایط فعلی حفظ گرمای خانواده خیلی مهمتر است پس اولین شرط خانه امن بحث پذیرش است. اینکه من بدانم باید بشنوم و ردش نکنم، باید بشنوم و دربارهاش ازش سؤال بپرسم باید بشنوم و باهاش حرف بزنم بدون ردکردن بدون تحقیرکردن بدون برچسبزدن...»اگر خانه امن را مثل سقف خانه نقاشی بچهها یک مثلث قوی و جاندار ببینید، ما این بار از یک ضلعش حرف زدیم. اما دو ضلع دیگر این مثلث هم به همین اندازه مهم است. امروز با پذیرش شروع کنید. با این حس که باید همه اعضای خانواده را بپذیرید و کنار هم حفظ کنید. تا خانه «امن» باشد.#جنگ #مرگ_بر_اسرائیل #خانه_امن#حل_اختلاف_سیاسی 17:37 - 22 اسفند 1404