چرا حاکمیت ایران بر تنگه هرمز غیرقابل مناقشه است؟
در حالی که ایالات متحده با دکترین «آزادی دریانوردی» (FON) تلاش میکند حاکمیت کشورهای ساحلی بر تنگههای راهبردی را به چالش بکشد، واقعیتهای حقوقی و جغرافیایی نشان میدهد که موضع ایران در تنگه هرمز فراتر از یک ادعای سیاسی، بر پایههای مستحکم قانون بینالملل بنا شده است. در ادامه، چهار دلیل اصلی که حاکمیت ایران بر این آبراه را از منظر حقوقی «غیرقابل مناقشه» میکند، بررسی میکنیم.
۱. حاکمیت بر مبنای «حقوق عرفی» در غیاب رژیم قراردادیتنگه هرمز تابع هیچ کنوانسیون خاص بینالمللی نیست. از آنجا که ایران به کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) نپیوسته، ملزم به پذیرش رژیمهای جدیدی مانند «عبور ترانزیت» نیست. در این خلاء معاهداتی، ایران طبق حقوق عرفی بینالملل عمل میکند. این وضعیت به دولت ساحلی اجازه میدهد تا حاکمیت خود را بر اساس قوانین ملی (مصوب ۱۳۷۲) اعمال کند؛ قوانینی که پیش از هر چیز، حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی را در اولویت قرار میدهند.۲. حق قانونی «تعلیق عبور» در دکترین عبور بیضرربرخلاف کشورهای غربی که بر «عبور ترانزیت» تأکید دارند، ایران تنها قاعده «عبور بیضرر» (Innocent Passage) را در این تنگه به رسمیت میشناسد. طبق موازین حقوقی: «عبور بیضرر حقی مطلق نیست و مشروط به عدم اخلال در امنیت، نظم و آرامش کشور ساحلی است.»مطابق ماده ۲۵ کنوانسیونهای بینالمللی و قوانین داخلی ایران، تهران این حق قانونی را دارد که در صورت بروز تهدید نظامی یا شرایط اضطراری، عبور و مرور در آبهای سرزمینی خود را تعلیق کند. این ابزار قانونی، حاکمیت ایران را از یک نهاد نظارتی به یک نهاد حاکمیتیِ تصمیمگیر تبدیل میکند.
۳. تبدیل وضعیت حقوقی به «آبهای داخلی»؛ Ace در آستین ایرانآنچه حاکمیت ایران را عملاً نفوذناپذیر میکند، جغرافیای مجمعالجزایری منطقه است. طبق ماده ۳ قانون مناطق دریایی ایران: «جزایری مانند تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی، فارور و سیری به دلیل فاصله اندک، به عنوان یک واحد جغرافیایی در نظر گرفته میشوند.»با ترسیم خط مبدأ از دورترین نقاط این جزایر، پهنه وسیعی از مسیرهای کشتیرانی عملاً از وضعیت «دریای ساحلی» خارج شده و به «آبهای داخلی» ایران تبدیل شدهاند.اهمیت حقوقی این موضوع از آن جهت است که حاکمیت در آبهای داخلی، معادل حاکمیت بر روی خاک (خشکی) است. در این مناطق، ایران هیچ تعهدی برای اعطای عبور بیضرر یا ترانزیت ندارد و هرگونه تردد کاملاً تحت صلاحیت قضایی و اجرایی جمهوری اسلامی ایران است.۴. اشراف عملیاتی بر دالانهای تردد بینالمللی (IMO)دالانهای تفکیک تردد (TSS) که توسط سازمان بینالمللی دریانوردی تعیین شدهاند، به گونهای طراحی شدهاند که کشتیهای ورودی و خروجی ناگزیر به عبور از میان جزایر ایرانی هستند.مسیر ورودی: از میان جزایر تنب، قشم و فارور میگذرد که در عمق آبهای تحت حاکمیت ایران قرار دارد.مسیر خروجی: از میان دالانی میگذرد که توسط جزایر تنب و ابوموسی محصور شده است.این اشراف جغرافیایی به این معناست که شاهرگ اصلی تجارت جهانی در خلیج فارس، دقیقاً از مجاریای عبور میکند که ایران بر آنها «حاکمیت قانونی و نظارت عملیاتی» کامل دارد.
ایالات متحده در حالی ایران را به نقض آزادی دریانوردی متهم میکند که خود نیز عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ نیست و جایگاه حقوقی برای مواخذه تهران ندارد. حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، نه یک بنبست سیاسی، بلکه یک «واقعیت حقوقی-جغرافیایی» است. ایران با تکیه بر «حقوق عرفی» و «وضعیت آبهای داخلی»، قانوناً کلید ورود و خروج به خلیج فارس را در اختیار دارد و هرگونه استفاده از این حق برای تأمین امنیت ملی، کاملاً در چارچوب استانداردهای شناختهشده بینالمللی است.
05:24 - 8 فروردین 1405