ارزش دیدن اصلاح
#سرمقاله | اقتصاد، افکار عمومی و آزمون بزرگ اعتماد✍ مصطفی هداییدر اقتصاد، اصلاح ساختار بانکی فرآیندی زمانبر است. این سرمقاله بررسی میکند چرا دیدن اصلاحات، به اندازه نقد خطاها برای آینده اقتصاد و اعتماد عمومی اهمیت دارد. در فضای رسانهای کشور، خطاها سریع دیده میشوند اما اصلاحات اغلب در سکوت میمانند. جامعهای که تنها اشتباه را میبیند و تغییر را نادیده میگیرد، ناخواسته مسیر اصلاح را دشوار میکند. امروز مسئله فقط نقد گذشته نیست؛ مسئله این است که آیا توان دیدن مسیر اصلاح را نیز داریم یا نه.وقتی خطا دیده میشود اما اصلاح نهیکی از عادتهای تثبیتشده در فضای رسانهای و افکار عمومی این است که خبر خطاها با سرعت منتشر میشود، اما خبر اصلاحات کمتر دیده میشود.وقتی یک مجموعه اقتصادی دچار بحران مدیریتی یا مالی میشود، حساسیت عمومی بالا میرود، رسانهها مینویسند و مطالبهگری شکل میگیرد؛ این روند نهتنها طبیعی بلکه برای سلامت اقتصاد ضروری است.اما مسئله از جایی آغاز میشود که همان حساسیت عمومی در برابر اصلاحات بعدی کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی جامعه ممکن است تصویری ثابت از یک مشکل داشته باشد، حتی زمانی که تغییرات واقعی در حال رخ دادن است.- اصلاح ساختار در نظام بانکی یک فرآیند زمانبر و چندمرحلهای است.-نقد گذشته ضروری است، اما نادیده گرفتن اصلاحات تصویر ناقصی از واقعیت میسازد.- بازگشت بانکها از بنگاهداری به مأموریت اصلی، یکی از مهمترین مطالبات اقتصادی سالهای اخیر بوده است.
اصلاح ساختار؛ فرآیندی زمانبردر اقتصاد و بهویژه در نظام بانکی، اصلاح ساختار یک اقدام لحظهای نیست.تغییر مدیران، بازبینی سیاستهای مالی، فروش داراییهای مازاد، کاهش بدهیها، افزایش شفافیت و بازگرداندن منابع به مأموریت اصلی بانک، همگی فرآیندهایی هستند که به زمان، برنامه و پیگیری مستمر نیاز دارند.این واقعیتی شناختهشده در نظامهای مالی جهان است که اصلاحات بانکی اغلب در قالب برنامههای چندساله انجام میشود؛ زیرا تغییر ساختارهای اقتصادی پیچیده، با تصمیمات فوری و مقطعی به نتیجه نمیرسد.بازگشت از بنگاهداری به بانکدارییکی از مهمترین نقدهایی که طی سالهای گذشته به برخی بانکها و مؤسسات مالی وارد شده، فاصله گرفتن از مأموریت اصلی بانکداری و حرکت به سمت بنگاهداری بوده است.منتقدان معتقد بودند منابعی که باید در خدمت تأمین مالی تولید، تسهیلاتدهی و خدمترسانی اقتصادی باشد، در داراییهای غیرمولد، املاک و فعالیتهای خارج از مأموریت بانکی قفل شده است.اگر امروز مجموعهای تصمیم بگیرد مسیر خود را اصلاح کند، داراییهای غیرضروری را واگذار کند، بدهیها را کاهش دهد و تمرکز بیشتری بر خدمترسانی مالی داشته باشد، این تغییر بخشی از همان اصلاحی است که سالها مطالبه میشد.اصلاح و پاسخگویی؛ دو روی یک سکهدیدن اصلاح به معنای نادیده گرفتن گذشته نیست.هیچ اصلاحی بدون پاسخگویی کامل شکل نمیگیرد و هیچ پاسخگویی پایداری بدون اصلاح معنا ندارد.اقتصاد سالم زمانی شکل میگیرد که هم خطاها شفاف بررسی شوند و هم تلاش برای جبران آنها مورد توجه قرار گیرد. حذف هرکدام از این دو، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه میدهد.- پاسخگویی و اصلاح دو رکن مکمل در بازسازی اعتماد عمومی هستند.
بلوغ رسانهای و اجتماعیبلوغ یک جامعه تنها در نقد گذشته خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی تشخیص تغییر و اصلاح نیز معنا پیدا میکند.اگر رسانهها و افکار عمومی بتوانند همزمان دو واقعیت را ببینند — هم خطا و هم اصلاح — مسیر بازسازی اعتماد در اقتصاد هموارتر خواهد شد. در غیر این صورت، حتی اصلاحات واقعی نیز ممکن است در هیاهوی گذشته گم شود.مسئله امروز تنها یک بانک یا یک مؤسسه مالی نیست. مسئله بزرگتر این است که آیا ما به عنوان جامعه برای اصلاح ارزش قائلیم یا نه.اگر پاسخ مثبت است، باید همانقدر که از خطا انتقاد میکنیم، تغییر مسیر را نیز ببینیم.چرا که در نهایت اقتصاد با انکار خطاها اصلاح نمیشود و با تکرار دائمی آنها نیز بهبود نمییابد؛ آنچه مسیر آینده را میسازد، اصلاح واقعی و بازگشت به مأموریت اصلی است.انتهای پیام/#اصلاح_اقتصادی #اصلاح_ساختار_بانکی #اصلاح_ساختار_مالی #اصلاح_نظام_بانکی #بازگشت_به_بانکداری #بنگاهداری_بانکها #شفافیت_مالی #بانکها 14:59 - 30 خرداد 1405