رسانه ملی؛ جورکشِ کمکاریهای فرهنگی سایر دستگاهها است
پیمان جبلی در دیدار با جمعی از نویسندگان مطرح کرد؛نشست صمیمانه رییس رسانه ملی با جمعی از اهالی قلم، نویسندگان، شاعران، مترجمان و ناشران به مناسبت هفته کتاب در محل مرکز همایشهای بین المللی سازمان صدا و سیما و به همت ادارهکل روابط رسانه ملی برگزار شد. مهمانان قبل از این دیدار از ساختمان شیشهای سازمان صدا و سیما دیدن کردند.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر باشگاه خبرنگاران توانا، آنچه در ادامه میخوانید، گزیدهای از سخنان پیمان جبلی، رییس رسانه ملی، در این نشست است.اهمیت جایگاه قلم در رسانه خوشحالم که مجدداً توفیق یافتم تا در خدمت شما باشم. پیش از ورود به جلسه، واژهای را یادداشت کرده بودم تا در همین ابتدای صحبت، حس درونیام را نسبت به این محفل بیان کنم. ما در اینجا در خدمت «اصلِ جنس» هستیم؛ چراکه نویسنده، قلم و نگارش، نقطه آغازین و جوهرهی رسانه است. برای هر رسانهای، فارغ از تفاوتهایش، آنچه الهامبخش، موتور محرک، پیشران و انگیزهبخش است و به آن جهت میدهد، قلم و نویسندگی است.عمق رسانه ملی زمانی افزایش مییابد که قلم آن قویتر شود و ضعف آن، خداینکرده زمانی رخ میدهد که از قلم تهی شده یا عمق نگارش در آن کاهش یابد. اگر گاهی با پدیدههای دردناکی مواجه میشویم (مانند اشتباه نوشتن، اشتباه گفتن یا ادای نادرست واژگان)، ناشی از آن است که آموزش نگارش و گفتار در جایگاه خود بهدرستی انجام نشده و آثار این ضعف در جامعه نمایان میشود. همانطور که استاد عزیزمان فرمودند، همه چیز از مدرسه و آموزش و پرورش آغاز میشود و من نیز بر این نکته تأکید دارم.
نقش محوری متن در تولیدات صداوسیما منشأ و نقطه آغاز حرکت ما در صداوسیما، همچون سایر رسانهها، قطعاً متن، نگارش و نویسنده است. چه در آثار نمایشی و فیلمنامهنویسی، چه در برنامههای رادیویی و چه در سایر ساختارهای دیداری و شنیداری، ریشه همه تولیدات، متن است. حضور در جمع اهل قلم، به معنای حضور در جمع پیشرانان و انگیزانندگان رسانه است. البته در جلسات پیشین با شعرا نیز عرض کردهام که شما علاوه بر موهبت فکر، از موهبت نظم در نگارش و شعر نیز برخوردارید.اما در مواجهه با اهل قلم باید گفت که نویسنده، حلقه وصل میان عالم معنا و عالم ماده است؛ اوست که «محسوس» را با «ملموس» پیوند میدهد. زمانی که فکر، نگاه و تخیل به نوشته تبدیل میشود، این نویسنده است که حرکت از عالم انتزاعیِ ذهن و خیالپردازی را به متنی ملموس و قابلشنیدن محقق میسازد. بنابراین، این نبوغ و هنر را باید قدر دانست. اگر اهل قلم نباشند، ما نیز در رسانه وجود نخواهیم داشت؛ چراکه هستی ما در رسانه به وجود نویسندگان وابسته است.دوران تحول و توجه به حوزه کتاب این جلساتی که با نویسندگان، فیلمنامهنویسان، کارگردانان و تهیهکنندگان (بهویژه در هفته کتاب) برگزار میشود، اگرچه نمادین است، اما به هیچ وجه تشریفاتی نیست. این جلسات نشانه احترام و بازگشت توجه رسانه ملی به حوزه قلم و کتاب است. با اذعان به اینکه مسیر طیشده در «دوره تحول» شاید هنوز یکهزارم مسیر مطلوب نباشد، اما معتقدم همین مقدار نیز دهها برابر بیشتر از گذشته است. به عنوان نمونه، خانم لبافی که از خبرنگاران سرشناس حوزه کتاب هستند و ۲۵ سال سابقه فعالیت دارند، اذعان داشتند که حجم معرفی کتاب در این دوره ۴ ساله، با تمام سوابق گذشته برابری میکند.
کمکاریهای تاریخی و مسئولیت رسانه ملی آنچه روی آنتن میبینید، الزاماً بازتابدهنده تمام دغدغههای اتاقهای فکر و شوراهای برنامهریزی نیست. سهم کتاب و نشر روی آنتن به دلایل متعدد بسیار اندک است و من کاملاً به این کمکاری و عقبماندگی تاریخی در رسانه ملی و سایر دستگاههای فرهنگی اذعان دارم. نه تنها ما، بلکه اساساً دستگاههای فرهنگی کشور دچار یک عقبماندگی تاریخی در حوزه ترویج کتابخوانی و تشویق نویسندگی هستند.ما با افتخار حاضریم تاوان کمکاریهای سایر دستگاههای فرهنگی (از آموزش و پرورش گرفته تا نهادهای سینمایی و اقتصادی) را بپردازیم؛ زیرا معتقدیم ظرفیت رسانه ملی میتواند بسیاری از این خلأها را جبران کند. اینکه مخاطبان و خبرنگاران با دقت و ذرهبین جزئیات برنامهها را رصد میکنند، نشاندهنده ضریب نفوذ و اهمیت رسانه ملی است و این مسئولیت ما را سنگینتر میکند.سند تحول و روایتگری جنگ سند تحول صداوسیما که مورد تأیید و تحسین رهبر معظم انقلاب قرار گرفته، نقشه راه ماست. ایشان فرمودند مأموریت ما در این دوره، عمل به همین سند است. موفقیت و رویکرد ما در بازتاب وقایع اخیر، از جمله «جنگ ۱۲ روزه» و ایستادگی در برابر دشمن، ثمره پایبندی به همین سند تحول بود. در روز چهارم جنگ، با وجود تمام امکانات دشمن، روایت دروغین پیروزی رژیم صهیونیستی با اقدام شجاعانه همکاران ما (مانند رجزخوانی خانم امامی) فروریخت. این نوع کنشگری رسانهای، اتفاقی نیست و ریشه در برنامهریزی دارد.
اهمیت تبدیل متن به درام (چالش فیلمنامهنویسی) چرا با وجود انبوه متون تولید شده توسط نویسندگان، سهم اقتباسهای تلویزیونی و نمایشی ما اندک است؟ یکی از دلایل این است که تهیهکنندگان و کارگردانان در برخورد اولیه با یک کتاب، به دنبال ظرفیت دراماتیک آن هستند. متاسفانه بسیاری از متون، اگرچه خواندنی هستند، اما هنوز به زبان تصویر و درام ترجمه نشدهاند. در گذشته، متن شاید کمارزشترین عنصر در تولیدات نمایشی بود، اما در دوره تحول و با تأسیس «مرکز فیلمنامه»، ما به متن به عنوان یک امر مقدس نگاه میکنیم.ما به شدت نیازمند کمک اهل قلم هستیم تا متون خود را متناسب با اقتضائات تولید تلویزیونی بنویسند. بسیاری از شخصیتهای تاریخی و قهرمانان ملی ما (مانند زنان لَرده، امامقلی خان، کلنل پسیان و...) هنوز ناشناخته ماندهاند و در آثار نمایشی به آنها پرداخته نشده است. گاهی فیلمنامههایی درباره شخصیتهای بزرگی چون شهید بهشتی به ما ارائه میشود که آنقدر ضعیف است که مجبوریم آنها را رد کنیم.لزوم جذابیت در روایتهای تاریخی و ارزشی وقتی رهبر انقلاب از فیلم «موقعیت مهدی» (سریال عاشورا) تمجید کردند، اشاره ایشان به لطافت رابطه شهید باکری با همسرش بود. این یعنی روایت خشکِ نظامی کافی نیست؛ داستان باید جذابیت و گرهافکنی داشته باشد. ما نمیتوانیم تاریخ شفاهی را عیناً و بدون پردازش دراماتیک به سریال تبدیل کنیم. وفاداری به تاریخ نباید مانع تزریق جذابیتهای داستانی شود.ما در سریال «ذهن زیبا» زندگی دکتر بهاروند، دانشمند زنده و معاصر کشورمان را به تصویر کشیدیم تا الگوسازی کنیم. صحنههایی که ایشان در نوجوانی و حین کارگری با اشتیاق کتاب میخواندند، نمونهای از ترویج کتابخوانی در درام است.
دست یاری به سوی همه نویسندگان دراز میکنم. ما به متونی نیاز داریم که قابلیت تبدیل شدن به آثار نمایشی فاخر را داشته باشند. لطفاً ناامید نشوید؛ ریلگذاری در رسانه ملی تغییر کرده و مسیر درستی آغاز شده است که انشاءالله با کمک شما به ثمر خواهد نشست.عکسها: یدالله عبدی / روزنامه جامجم
20:51 - 28 آبان 1404