گزارش اندیشکده غربی از شکست آمریکا در جنگ رسانهای با ایران
مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل در گزاری به حملات ایران به آمریکا و اسرائیل در جنگ رسانهای پرداخت.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل در گزارشی نوشت : «ما در دنیای سورئالی زندگی میکنیم که در آن موفقیت در میدان نبرد لزوماً به برتری اطلاعاتی منجر نمیشود. باور از واقعیت معلق شده است، عمدتاً به این دلیل که بیشتر ما ساعات بیداری خود را با بمباران تصاویر، میمها و محتوای زودگذر شبکههای اجتماعی میگذرانیم که هم سفارشیسازی شدهاند و هم به طور فزایندهای توسط هوش مصنوعی تقویت میشوند. در برابر هر کنفرانس مطبوعاتی رسمی، هرچند ماهرانه یا نامناسب، تقلیدهای ویروسی فرهنگ عامه، حواس را به هم میریزند. انسان اقتصادی تسلیم قهقهه، ترس، دوپامین و اختلال کمتوجهی-بیشفعالی میشود».ایران به صورت آنلاین نیز به آمریکا و اسرائیل حمله کرددر این گزارش آمده است: «به جنگ با ایران نگاه نکنید. ایالات متحده و اسرائیل به موفقیتی بینظیر در میدان نبرد دست یافتند و بخش بزرگی از توانایی دریایی ایران را غرق کردند و برنامه موشکهای بالستیک و هستهای آن را سالها، اگر نه دههها، عقب انداختند. با این حال، ایران به همان اندازه که با رگبار موشکهای بالستیک و پهپادها ضدحمله کرد، به صورت آنلاین نیز ضدحمله زد. در حالی که رهبران آمریکایی برای ارائه یک استدلال قانعکننده برای جنگ تلاش میکردند، حسابهای مرتبط با ایران رسانههای اجتماعی را با محتوای جعلی عمیق (دیپفیک)، ادعاهای نادرست از موفقیت در میدان نبرد، و روایتهایی که درگیری را جنگی پرهزینه نشان میداد که به دلیل منافع نخبگان فاسد به بهای جان مردم عادی آمریکا انجام شده، اشباع کردند.
این جنگ نشان میدهد که جدا کردن جنگ اطلاعاتی از لشکرکشیهای متعارف نظامی به طور فزایندهای دشوار است. با کشتار به سمت پیروزی رفتن، تنها نیمی از نبرد است».ایجاد شکل جدیدی از جنگ سیاسی-سایبری محوراین ایدهای است که اندیشمندان قدیمی آن را درک میکردند. از سان تزو تا کائوتیلیا، تاریخچه طولانی از نگریستن به اجبار به عنوان چیزی فراتر از زور فیزیکی وجود دارد. آنچه تغییر کرده، زمینۀ ادراک است. مخالفان اکنون میتوانند با ایدهها به صورت آنلاین ضدحمله کنند، نه فقط از طریق شایعات و نیرنگهای میدان نبرد، که اثر ترکیبی ایجاد میکند و داستان را بر حقیقت برتری میدهد. نتیجه آن، شکل جدیدی از جنگ سیاسی- سایبری محور است.در نتیجه، ایالات متحده – همراه با دیگر جوامع آزاد – باید خود را تطبیق دهد و منابع و اختیارات لازم برای به راه انداختن یک جنگ مدرن برای قلبها و اذهان را با همان سطح از توانمندی فنی که با آن عملیات مشترک در تمام حوزهها را انجام میدهد، هماهنگ کند.چگونه ایران تلافی کرد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل در گزارش خود نوشت: «در جنگ اطلاعاتی ایران از رأس، یعنی با رسانههای دولتی ایران شروع میشود. سفارتخانههای ایران و چهرههای رسانهای دولتی، محتوای شبکههای هماهنگ حامی ایران را تقویت کردهاند، در حالی که نظام در طول جنگ با اینترنت به عنوان یک ابزار سیاسی رفتار کرده و آن را برای کاربرانی که «صدای آن را بیشتر میرسانند» محفوظ نگه داشته است. این رفتار با قطعی اینترنت و کنترل شدید رسانهای ایران در زمانهای ناآرامی داخلی، مانند اعتراضات اخیر در اوایل ۲۰۲۶، همخوانی دارد».
بهرهبرداری ایران از بیاعتمادی مردم غرب به رهبران خودشاندر این گزارش آمده است: «در عرض چند ساعت پس از اولین حملات، شبکههای هماهنگ پلتفرمهای رسانههای اجتماعی را با تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی از نابودی داراییهای آمریکا و اسرائیل در خارج از کشور توسط موشکهای ایران، از جمله سفارتخانهها، پایگاههای نظامی، ناوهای هواپیمابر و شهرها اشباع کردند. در روزهای بعد، ادعاهای جعلی در سراسر شبکههای حامی ایران ظاهر شد، از جمله اینکه یک بمبافکن B-۲ آمریکا سرنگون شده و خدمه آن اسیر شدهاند. رسانههای مرتبط با دولت ایران دروغهای دیگری را تقویت کردند: سرنگون شدن یک F-۱۵، تلفات آمریکا که بیش از ۶۵۰ سرباز کشته یا زخمی شده بود، و مرگ بنیامین نتانیاهو. جعل و افتراها برای تأثیرگذاری نیازی به باور کامل ندارند. هدف آنها، تشدید فضای اطلاعاتی مورد مناقشه با ایجاد حس تردید در مورد تسلط آمریکا و اسرائیل در میدان نبرد و سوءاستفاده از مخاطبانی است که نسبت به جنگ بدبین هستند. موفقیت ساختگی ایران، زمینه را برای یک خط حمله قویتر فراهم میکند: بهرهبرداری از بیاعتمادی مردم غرب به رهبری خودشان برای نشان دادن جنگ به عنوان فاسد، پرهزینه و مخالف منافع عمومی».
جنگ اطلاعاتی ایران نارضایتی مردم آمریکا را هدف قرار دادجنگ اطلاعاتی ایران همچنین نارضایتیهای پیشین در میان مردم آمریکا را هدف گرفته است. چارچوببندی جنگ به عنوان درگیری پرهزینه با پایانی نامشخص، کار سختی نیست. آمریکاییها نسبت به درگیریهای طولانی در خارج از کشور بدبین هستند و پیامدهای اقتصادی غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینی احتمالاً چنین درگیریهایی را نامحبوب میکند. برای مثال، تخمین زده میشود ۶۹ درصد از آمریکاییها نگران افزایش قیمت بنزین ناشی از جنگ هستند.ایران با نشان دادن این درگیری به عنوان پروژهای از یک طبقه حاکم جدا از مردم، از این آسیبپذیری بهرهبرداری کرده است. در یک نمونه، حسابهای ایرانی ادعاهای جعلی مبنی بر خرید قراردادهای آتی نفت توسط خانواده رئیسجمهور ترامپ پیش از حملات اولیه را با این پیامها جفت کردند که مردم عادی آمریکا هزینه بیشتری برای انرژی میپردازند، هزینه انسانی تشدید درگیری را متحمل میشوند و برنامههای داخلی (مانند بهداشت و درمان، کمک غذایی SNAP) را به خاطر جنگی دیگر در خاورمیانه از دست میدهند. رشتهپیام دیگری، جنگ را به عنوان حواسپرتی از پروندههای افشاگرانه (اپستین) نشان میداد، در حالی که تصاویر جعلی عمیق، سربازان آمریکایی را نشان میداد که ابراز پشیمانی میکنند و از عواقب درگیری که خود انتخاب نکردهاند، رنج میبرند.
برخی پستها در شبکههای اجتماعی تا یک میلیارد بازدید داشتنددسترسی این کارزار، محصول زیرساختی عمدی است. حسابها در شبکههای اجتماعی بسیار هماهنگ عمل میکنند و تقویت را درون جوامع بسته متمرکز مینمایند. تحقیقات نشان داده است که این اتفاق در X و بلواسکای رخ میدهد. در X، حسابها نشانهای تأیید پرمیوم خریداری کردند تا اعتبار الگوریتمی و مخاطبی به دست آورند، با حجم بالا پست میگذاشتند و برای تقویت پستهای خود به یک جامعه بزرگتر، به حسابهای درون جامعه خود متکی بودند. برخی از پستهای X توسط حسابهای دیپلماتیک تأییدشده ایرانی و روسی بازنشر شدند و دسترسی به مخاطبان گستردهتری را افزایش دادند. دو شبکه از این دست که در X شناسایی شدند، پستهایی داشتند که در ماه اول جنگ بیش از یک میلیارد بازدید ایجاد کردند. به طور مشابه، در بلواسکای، تحقیقات CSIS ۱۹ حساب کاربری را شناسایی کرد که در ۱۵ جامعه نفوذ کرده بودند تا اطلاعات نادرست ایران را منتشر کنند. روسیه و چین نیز روایتهای همسویی را که بر ضعف آمریکا و فساد نخبگان تأکید داشت، تقویت کردند.چگونه ایالات متحده میتواند ابتکار عمل را بازپس گیردایالات متحده نمیتواند به یک کارزار اطلاعاتی خودکامه با تلاش برای تقلید از یک دولت خودکامه پاسخ دهد. باید در جایی رقابت کند که جوامع آزاد قویترین هستند، با سرمایهگذاری بر سرعت، اعتبار، شفافیت و هماهنگی. در بحران بعدی، هدف نباید رد هر دروغ پس از انتشار آن باشد. هدف باید برقراری روایت مسلط در اوایل بحران، افشای سریع شبکههای خصمانه و حفظ اعتماد عمومی به اندازه کافی برای اهمیت یافتن واقعیت میدان نبرد باشد.
پیش از بحران بعدی، واشنگتن باید نهادهایی را بازسازی کند که ارتباط سریع و معتبر را ممکن میسازند. این به معنای احیای دیپلماسی عمومی و ظرفیت پخش بینالمللی، مدرنسازی پلتفرمهایی مانند صدای آمریکا برای عصر رسانههای اجتماعی، توانمندسازی تیمهای دیجیتال سفارتخانهها و ایجاد سلولهای هماهنگی اطلاعاتی دائمی در سراسر آژانسها و هر فرماندهی رزمی است. هدف این است که افراد، مقامات و روابط قبل از شروع تیراندازی در جای خود باشند، نه اینکه پس از موج اول اطلاعات نادرست که ویروسی شده، بداههپردازی کرد.نیاز به رسمیت بخشیدن به کارگروههای دائمی جنگ اطلاعاتی در هر فرماندهی رزمی وجود دارد. اغلب، عملیات اطلاعاتی، عملیات روانی و امور عمومی در ستادهای نظامی آمریکا و ناتو از هم جدا هستند. این یک اشتباه است. فرماندهان باید اثرات اطلاعاتی را ترکیب کنند تا هم پیامرسانی و هم روشهای تقویت و اندازهگیری اثربخشی در فضای سایبری را شامل شود. این رویکرد عملیاتی جدید – چه جنگ شناختی، کنترل بازتابی یا عملیات روحیه نامیده شود – به جنبه کلیدی لشکرکشی مدرن تبدیل میشود. در حالت ایدهآل، این کارگروههای دائمی جنگ اطلاعاتی به کارگروههای مشترک بینآژانسی تبدیل میشوند، همراه با نمایندگانی از وزارت امور خارجه و سایر آژانسها تا به ایجاد وحدت تلاش بر اساس تجمیع اختیارات کلیدی کمک کنند.
این کارگروههای بینآژانسی باید عمق و منابع کافی برای ضدحمله در زمان واقعی داشته باشند. درست همانطور که ایالات متحده یک نیروی واکنش جهانی و نیروهای واکنش به بحران منطقهای را حفظ میکند، باید همین وضعیت را در حوزه اطلاعات نیز اتخاذ کند. ادراک در رسانههای اجتماعی سریع تغییر میکند و منتظر ماندن برای اختیارات و پیامرسانی منسجم میتواند منجر به شکست کامل در فضای آنلاین شود.ایالات متحده و متحدانش باید آماده باشند تا تصاویر تأیید شده را منتشر کنند، اطلاعات را به طور گزینشی از حالت طبقهبندی خارج کنند، شبکههای خارجی هماهنگ نفوذی را افشا کنند و هدف سیاسی اقدام نظامی را به زبانی ساده برای مخاطبان داخلی و خارجی توضیح دهند. یک کنفرانس مطبوعاتی ضروری است، اما کافی نیست. پیام باید در قالبهای بومی پلتفرمها و از طریق صداهای معتبر، با همان سرعتی که دروغهایی که سعی در شکستشان دارد، حرکت کند.در هفته اول، وظیفه از رد کردن به رقابت پایدار تغییر میکند. فرماندهان و رهبران غیرنظامی به یک تصویر عملیاتی مشترک از محیط اطلاعاتی، یک تیم برای سنجش اینکه کدام روایتها در حال جلب توجه هستند، و یک فرآیند برای تنظیم در زمان واقعی نیاز دارند. آن تیم باید امور عمومی، سایبری، اطلاعاتی و عملکردهای پشتیبانی اطلاعات نظامی را هماهنگ کند و در عین حال به اختیارات قانونی متمایز آنها احترام بگذارد. هدف آینه کردن دروغ نیست. هدف این است که حقیقت را به مسافت بیشتری، سریعتر و با ثبات کافی برسانیم تا موفقیت در میدان نبرد، هدف سیاسی و درک عمومی همدیگر را تقویت کنند.
جوامع آزاد هرگز نمیتوانند اطلاعات را به اندازه ایران محکم کنترل کنند و نباید هم چنین تلاشی بکنند. مزیت آنها در جای دیگر است – در اعتبار، اتحادها و توانایی افشای اجبار به جای پنهان کردن آن. در جنگ مدرن، اعتبار، قدرت رزمی است.#ایران#آمریکا#اسرائیل 16:29 - 25 اردیبهشت 1405