دولت بخواهد میتواند آثار روانی فعال شدن مکانیزم ماشه را مدیریت کند*
اخبار زیادی پیرامون فعال شدن مکانیزم ماشه در رسانهها مطرح میشود. مکانیزم ماشه برجام یک مورد تاریخی در روابط بینالملل است که بدون سابقه است. هرچند در ابتدا ظریف وجود چنین مکانیزمی را کلا انکار میکرد اما الان دیگر کسی نیست که ادعا کند چنین چیزی وجود ندارد. حتی آقای عراقچی فعال شدن آن را معادل حمله نظامی میداند.🔶 مکانیزم ماشه اگر فعال شود و قطعنامهای خلاف آن صادر نشود، مفاد قطعنامههای قبلی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران باز میگردد. یکی از نگرانیهای مهم در ایران این است که ابعاد و آثار اقتصادی این اتفاق چیست و چگونه میشود آن را مدیریت کرد. از نظر تحریمهای قطعنامههای گذشته علیه ایران، آنچه که مهم است و نباید نادیده گرفته شود این است که تحریمها متمرکز بر افراد و نهادهای نظامی و هستهای بوده و بخشهای کلیدی اقتصادی از جمله سرمایهگذاری در صنعت نفت، فروش نفت و روابط بانکی و بانک مرکزی را شامل نمیشود. 🔷 کافیست به فهرست افراد و نهادهایی که از قطعنامه ۱۷۳۷ در سال ۲۰۰۶ تا قطعنامه ۱۹۲۹ در سال ۲۰۱۰ نگاهی بیندازیم. در این فهرست موضوع فروش نفت یا فعالیتهای مرتبط با آن و روابط بانکی و بانکهای مهم قرار ندارد. به عبارت دیگر گستره تحریمها در قطعنامهها بسیار بسیار کمتر از تحریمهای یکجانبه آمریکا است که در حال حاضر علیه ایران در حال اجرا است. این واقعیت را ریچارد نفیو نیز اخیرا اعتراف کرده است. 🔶 با توجه به اینکه جنس تحریم از جنس تحریم هدفممند است، لذا بازگشت آنها موجب افزایش ریسک کلی همکاری با ایران نمیشود. لذا با اطمینان میشود گفت که در واقعیت روابط اقتصادی خارجی ایران با دیگران تغییر اساسی رخ نخواهد داد.
برخی میگویند که اگر بازگشت تحریمهای سازمان ملل در واقعیت اقتصادی اثری نداشته باشد، اما با فضای روانی که ایجاد میکند سبب شکلگیری انتظارات تورمی میشود. این حرف درست است مانند زمان بازگشت ترامپ که علیرغم آنکه پیشبینی میشد در واقعیت تحریم نتواند کاری کند و نتوانست هم کاری کند، اما به خاطر جو روانی سبب تغییر در قیمت دلار شد. در بررسی این نکته باید توجه داشته باشیم که عمده فضای روانی ایجاد شده، به فضاسازیهای اشتباه ایرانیها بازمیگردد. 🔷 متاسفانه تیم حامی برجام در داخل ایران، برای دستآورد سازی خود و برجام به صورت غیرواقعی اهمیت قطعنامهها را بزرگ نمایی کردند. حتی بیان میکنند که اگر قعطنامهها بازگردد فروش نفت ایران نیز شدیدا کاهش مییابد. این همان حرفی بود که ظریف درباره بازگشت ترامپ به قدرت در صدا و سیما گفت. حرفی اشتباه اما به دلیل اعتمادی که جامعه به این افراد دارد، اثر میگذارد. ایراد اصلی به خودمان بازمیگردد. نکته مهم این است که این موضوع قابل تدبیر است. فضای روانی چیزی است که به آسانی و با یک برنامهریزی میشود مدیریتش کرد. اگر دولت اراده کند و برنامه داشته باشد، میتواند آثار منفی را مدیریت کند. به طور مشخص بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نقش محوری و مستقیم دارند. 🔶 گام اول این است که بانک مرکزی با ارایه یک تحلیل کارشناسی نسبت به روشن شدن اذهان تصمیمگیران و فعالان اقتصادی درباره ابعاد واقعی و آثار عینی بازگشت قطعنامه کمک کند. فعالان اقتصادی و مدیران ارشد سیاسی کشور باید بدانند که وزن محدودیتهای احتمالی نسبت به تحریمهای فعلی چقدر کمتر است.
هرچند این کار سخت است و باید دولت خلاف جریان سیاسی حامی خود که همیشه به دنبال بزرگ کردن قطعنامه و تحریمهای آن بوده، عمل کند. اما لازم است و برای منافع مردم باید این کار انجام شود.🔷 بانک مرکزی نیز با مراقبت از بازار و مداخله مناسب میتواند اثرات روانی را کنترل کند. با توجه به اینکه بازگشت قطعنامهها اثر عینی بر روند ارزآوری کشور (مهمترین آن فروش نفت است) ندارد، بانک مرکزی با مداخله حداقلی میتواند مانع افزایش نرخ ارز شود. در مجموع دولت به راحتی میتواند آثار منفی فعال شدن مکانیزم ماشه را مدیریت کند و از اینکه این موضوع به اهرمی برای فشار بر مردم ایران تبدیل شود، جلوگیری کند. روزنامه عصر ایرانیان- ۲۴ تیر ۱۴۰۴
08:46 - 24 تیر 1404